خبرگزاري کتاب ايران/ محمد ابراهيم شريعتي، مدير انتشارات عرفان با برشمردن دلايل کاهش فروش کتابهاي ايراني در افغانستان در سالهاي اخير، به انتقاد از رايزن فرهنگي ايران در کابل پرداخت و گفت: کمي فعاليت رايزن فرهنگي ايران در کابل باعث شده فروش کتابهاي ايراني در افغانستان 75 درصد کاهش داشته باشد.
محمد ابراهيم شريعتي در گفتوگو با خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا) با اشاره به روند نزولي فروش کتاب در افغانستان در سالهاي اخير عنوان کرد: روند چاپ و فروش کتاب در افغانستان با افت خيزهاي بسيار همراه بوده، اما به طور کلي اين روند تا سال 1392 از رونق بالايي برخوردار بود، اما در سالهاي اخير با 75 درصد افت فروش کتاب در افغانستان روبهرو بودهايم.
وي همچنين درباره مهمترين دلايل اين روند نزولي افزود: به طور کلي مهمترين دلايل کاهش فروش کتابهاي ايراني در بازار کتاب افغانستان، گراني بياندازه کتاب، همکاري نکردن مناسب ناشران، توزيعکنندگان و همچنين رعايت نشدن حق کپي رايت است. مشکلات در بازار امروز کتاب به حدي رسيده که آن را از رونق انداخته است.
رعايت نشدن حق کپي رايت و قاچاق کتاب
شريعتي ادامه داد: در ايران و افغانستان دستگاههايي به نام کپي پرينتر آمده که هرکسي بخواهد ميتواند بدون اجازه مؤلف، مترجم و ناشر، از هر کتابي تعداد 100 يا 200 نسخه چاپ کند و به قيمت کمتر بفروشد و در اين ميان افرادي ضرر ميکنند که پايبند به اصول اخلاقي و حرفهاي خود هستند. در حال حاضر بسياري از کتابهاي ناشراني چون «ميزان» در اصفهان و مشهد کپي شده و با کيفيت پايين و بهصورت قاچاق در افغانستان به فروش ميرسند.
مدير موسسه انتشارات عرفان درباره تبعات منفي اين روند گفت: کتاب خوب و با کيفيتي که امروز در ايران منتشر ميشود، يک هفته بعد در افغانستان خواهان دارد. مخاطبان ما در افغانستان در حوزههاي مختلفي چون شعر، ادبيات، تاريخ، سياست، فلسفه کلام خواستار آثار با کيفيت هستند، اما مشکلات مالي و اقتصادي مردم و رعايت نشدن قانون کپي رايت باعث شده تا آثاري بي کيفيت به افغانستان قاچاق شود و اين کيفيت پايين باعث ريزش مخاطب و علاقهمندان به کتاب در افغانستان شده است.
شريعتي وضعيت فعلي ارائه کتاب در افغانستان را منجر به پايين آمدن وجهه کتاب ايراني دانست و گفت: جالب است بدانيد که بخشهاي فرهنگي سفارتهايي چون آمريکا هم کتابهاي ايراني را تهيه ميکنند تا آشنايي بيشتري با فرهنگ و زبان فارسي پيدا کنند، اما کتابهاي بدون کيفيت و غالباً بدون جلدي که به دست آنها ميرسد، ذهنيت آنها را هم نسبت به کتابهاي ايراني خراب ميکند؛ چرا که ظرفيتهاي فرهنگي يک کشور را نميتوان در قالبي پَست و بيکيفيت ارائه داد.
دادن تاوان براي يک تعهد فرهنگي
وي همچنين درباره همکاري نکردن موزعان براي انتقال کتاب به افغانستان نيز گفت: در اين ميان توزيعکنندگان هم تنها به فکر سود خود هستند که البته حق دارند؛ چراکه در کاري سرمايهگذاري کردهاند و انتظار بازگشت سرمايه خود را دارند. اما بايد در اين حرکت با هم همکاري بيشتري داشته باشيم. به طور مثال يکي از همين توزيع کنندگان به دليل اينکه ما پاس کردن يک چک دو ماه تأخير داشتيم، حساب ما را از سوي دادگاه مسدود کرد و خواهان دريافت خسارت شد.
نبود حمايت دولتها براي انتقال کتاب به افغانستان
مدير موسسه انتشارات عرفان در ادامه با انتقاد از مشارکت دولتها در اين زمينه گفت: به نظر من بهتر است که دولتها اصلاً در اين زمينه ورود نکنند؛ چراکه متاسفانه کتاب در اولويتشان نيست در حالي که در بسياري از کشورها نياز به کتاب را به درستي درک کردهاند؛ به طوري که وقتي يونان دچار ورشکستگي شد و بسته پيشنهادي به اتحاديه اروپا ارائه داد، ميبينيم که دقيقاً به اندازه بودجه غذا و دارو، براي کتاب نيز بودجه پيشبيني کردهاند؛ اما متأسفانه ما هنوز ضرورت کتاب را درک نکرده و هميشه نخستين بودجهاي که براي صرفهجويي حذف کردهايم، بودجه کتاب بوده است.
شريعتي افزود: در گذشته شاهد بوديم که اختصاص بودجه از سوي برخي دستگاههاي دولتي براي خريد کتاب، به ايجاد رانتهاي بسياري منجر ميشد؛ مثلاً بعد از خريد کتاب متوجه ميشديم، کتابهايي خريداري شده که حتي ارزش خمير کردن هم ندارند و بودجه مذکور صرف سودجوييهاي افراد فرصتطلب شده است.
ورود کتاب به افغانستان و آغاز دشواريها
شريعتي همچنين با تمجيد از همکاري وزارت فرهنگ و ارشاد ايران براي انتقال کتاب به افغانستان، گفت: ما براي انتقال کتاب به افغانستان در داخل ايران مشکلي نداريم؛ چراکه هم وزارت ارشاد و هم اداره گمرک در اين موضوع همکاري واقعاً خوبي دارند؛ اما مشکل از زمان ورود کتاب به افغانستان آغاز ميشود. حمل کتاب براي رساندن به کتابفروشيها با وانت يا کاميون در افغانستان ممنوع است و اداره گمرک و به طور کلي نيروهاي امنيتي آن را به عنوان کالاي قاچاق تلقي ميکنند. به همين دليل معمولاً کتابها را به صورت مخفيانه در ميان کالاهاي ديگر حمل ميکنند.
فعالان فرهنگي افغان و انتظارات از رايزن فرهنگي ايران
شريعتي عنوان کرد: متأسفانه بايد بگويم که در اين ميان رايزن فرهنگي ايران در کابل کوچکترين حرکتي از اين نظر نکرده يا حداقل ميتوانم بگويم بنده و همکارانم که دغدغه فرهنگ و ادب افغانستان را داريم و بيش از دو دهه در اين حوزه در حال فعاليت هستيم، در اين سالها از رايزن فرهنگي ايران در کابل چيزي نديدهايم و اگر هم حرکتي بوده، فعاليتهاي محفلي بوده است.
مدير موسسه انتشارات عرفان گفت: من به عنوان فردي که از وضعيت بازار کتاب در ايران و افغانستان آگاهي دارم، از ناشران شناخته شده ايراني درخواست دارم تا در مسير انتقال کتاب با کيفيت به افغانستان همکاري ويژه داشته باشند تا با خروج از وضع کنوني، بازار نشر رونقي دوباره بگيرد و تيراژ کتاب هم بالاتر برود.
وي با اشاره به فعاليت 22 ساله موسسه انتشارات عرفان، اظهار کرد: انتشارات عرفان در دورهاي فعاليت خود را آغاز کرد که تمام بنيانهاي نشر در افغانستان در پي حمله روسيه، از بين رفته بود.
وي افزود: در سال 1371 و بعد از جنگ با روسيه که مجاهدين افغاني پس از 14 سال بر روسيه پيروز شدند، تمام کتابفروشيها، انتشاراتيها و چاپخانهها يا سوزانده شده يا به اجبار تعطيل شدند؛ همينطور مؤلفان، مترجمان و شاعران ما هم يا کشته شدند يا به کشورهاي ديگر مهاجرت کرده بودند.
شريعتي همچنين درباره حوزه کتابهاي منتشر شده از سوي اين انتشارات نيز گفت: آثار منتشر شده ما بيشتر در حوزه علوم انساني و فرهنگ، زبان و ادب فارسي بوده و با اينکه هيچ حمايت مادي و معنوي ويژهاي از ما نشد، توانستيم پُلي قوي براي انتقال آثار مکتوب از ايران به افغانستان باشيم و بزرگترين و مدرنترين کتابفروشي در کابل را افتتاح کنيم.