برترين ها/ جنيفر کلمنت
ترجمه ي ميچکا سرمدي
نشر چشمه
چاپ اول: 94
ليدي گارسيا مارتينز پرشور، باهوش و شوخ طبع است. او پا به دنيايي گذاشت که دختر بودن در آن خطرناک است. اين جا در سايه ي درگيري هاي باندهاي مواد مخدر، جنازه ها در حاشيه ي روستا ها پيداشان مي شود تا به وسيله ي مارها و عقرب ها به درون خاک برگردند. کلاس هاي درس با وقفه تشکيل مي شوند و اين زماني اتفاق مي افتد که داوطلبي حاضر شود براي يک ترم تحصيلي از شهر بزرگش دور بماند تا بچه هاي روستايي را آموزش دهد.
در گودرو سرکرده هاي باندهاي مواد مخدر پادشاهي مي کنند و مادرها به دخترهاشان لباس پسرانه مي پوشانند يا آن ها را با تراشيدن موها و سياه کردن دندان ها زشت مي کنند تا از چنگال شکارگر اعضا ديگران در امان باشند و هنگامي که ماشين شاسي بلند سياه دور شهرک مي گردد، ليدي دي و دوستانش مثل حيوانات به سوراخ هايي که در حياط کنده اند مي خزند تا از ديد جانيان محفوظ باشند.
دعا براي ربوده شدگان تصويري زنده و تأثيرگذار از زنان روستاهاي مکزيک ارائه مي دهد و کاوشي است خيره کننده در پيامدهاي جنگي نابرابر. داستان فراموش نشدني درباره ي دوستي، خانواده و اراده ي محکم.