1. جذاب ترین ها
کتاب

لطیفه فارسی/ داستان شاعر دزد

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
لطیفه فارسی/ داستان شاعر دزد
آخرين خبر/ روزي حکيم انوري در بازار بلخ مي‌گذشت. هنگامه‌اي ديد، پيش رفت و سري در ميان کرد. مردي ديد که ايستاده و قصايد انوري به نام خود مي‌خواند و مردم او را تحسين مي‌کردند. انوري پيش رفت و گفت: «اي مرد! اين اشعار کيست که مي‌خواني؟» گفت: «اشعار انوري.» گفت: «تو انوري را مي‌شناسي؟» گفت: «چه مي‌گويي؟ انوري منم.» انوري بخنديد و گفت: «شعر دزد شنيده بودم، اما شاعر دزد نديده بودم.» برگرفته از «لطائف الطوائف»، ص228.
آخرین خبر | لطیفه فارسی/ داستان شاعر دزد