آخرين خبر/ «شب عاشورا بود. عاشوراي سال ۴۹. گفتم بروم به مجلس روضهاي. از همين روضهها که همهجا هست و صدايش از هر کوچه و خانه امشب بلند است. ديدم ايمان و تعصب من به عظمت حسين و کار حسين بيش از آن است که بتوانم آنهمه تحقيرها را بشنوم و تحمل کنم. منصرف شدم. اما شب عاشورا بود. شهر يکپارچه روضه بود و خانه يکپارچه سکوت و درد. چه ميتوانستم کرد؟ از خودم توانستم منصرف شوم، از روضه توانستم منصرف شوم، اما چگونه ميتوانستم خود را از عاشورا منصرف کنم؟ ... گفتم در اين تنهايي و درد و اين شب سوگ بنشينم و با خود سوگواري کنم. مگر نميشود تنها عزاداري کرد؟ نشستم و روضهاي براي دل خويش نوشتم. ...»
من اين کتاب را بيشتر از متن، براي مقدمهاش دوست ميدارم. مقدمهاي که اين چند خط از فرازهاي آغازينش است. کتاب، همانطور که در اين سطور گفته شد، روضه است. فقط بهجاي مداحان اينبار شريعتي است که روضه ميخواند. حسين شريعتي، البته نه فقط با حسين مداحان و روضهخوانان، بلکه با همهي حسينهاي پيش از خودش متفاوت بود. و نيز زينباش. حسين شريعتي، حسين مظلوم و حسين عريان و حسين عطشان نيست. حسين راديکال مبارز است که آگاهانه و نه از سر بازي تقدير و جبر زمانه و بيداد چرخ، شهادت را انتخاب کرده است. استراتژياش شهادت است. حسين منفعل پذيرا نيست که برايش فقط بشود گريه کرد و مرثيه خواند و سينه زد. حسين در ميدان انتخابگر است. و مهمتر از همه حسين تمامشده و تاريخي نيست. حسين حرف امروز است. زينب شريعتي هم زينب امالمصائب و ستمکش و بيچاره که قامتش از غصه خميده نيست. زينب فريادگر و افشاکننده و پرخروش است. اين حسين و زينب که امروز البته ديگر چندان براي ما غريبه نيستند را شريعتي برساخت و برکشيد. اساساً فهم و تفسير سياسي از عاشورا، به نسبت تفاسير ديگر (عرفاني، تقديرگرا، اسطورهاي، تاريخي و...) متأخرترين تفسير است. نامگذاري حرکت امامحسين با تعابيري مانند «نهضت» و «انقلاب» و «ثوره» و حتي «قيام» هه متعلق به همين قرن اخير است. و شريعتي بيگمان يکي از اصليترين معماران اين بنا بوده است.
حسين وارث آدم، مجموعهي چند سخنراني مشهور شريعتي است. ازجمله شهادت، پس از شهادت و انتظار: مذهب اعتراض که از آثار برانگيزانندهي در دورهي انقلاب بودند. خواندن اين کتاب، در ايام محرم (مثل خواندن کتاب مناسک حج شريعتي در ايام حج)، لطف خاصي دارد.
محسن حسام مظاهري