آخرين خبر/ ماييم و همين خاطر افگار و دگر هيچ
درساخته با راحتِ آزار و دگر هيچ
.
جز درد تو در خانۀ دل نيست متاعي
غم بر سرِ هم، ريخته بسيار و دگر هيچ
.
گفتي که به سر، کار دل خسته چه داري؟
رازي که دَوَد بر سر بازار و دگر هيچ
.
کار دگري نيست گشادِ درِ بختم
يک ناله کند چارۀ اين کار و دگر هيچ
.
آن عشق که در پرده بمانَد به چه ارزد؟
عشق است و همين لذت اظهار و دگر هيچ
.
آنم که صبا بوي گلي افکنَدَم پيش
آن هم به زکات گل و گلزار و دگر هيچ
.
آن خاربُنم در چمن دهر، که ديدهست
آغوش و برِ سايۀ ديوار و دگر هيچ
.
از نيک و بد هر دو جهان نامزد ماست
يک سينه پر از حسرت ديدار و دگر هيچ
.
آبش اگر از چشمۀ خلد است «شفايي»
نخل طلبم خاردهد بار و دگر هيچ
.
شفايى_اصفهانى
با کانال تلگرامي آخرين خبر همراه شويد telegram.me/akharinkhabar