عالمی که انسان نام گرفت/خواب ؛‌ تقویت کننده قوای بدن _قسمت یازدهم

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
عالمی که انسان نام گرفت/خواب ؛‌ تقویت کننده قوای بدن _قسمت یازدهم
آخرين خبر/ مهمترين و ضروري ترين علم آن است که براي حيات، نشاط و توانايي انسان، اساسي ترين مطالب را دارا باشد.به همين منظور قصد داريم مطالبي شامل سه بعد انسان شناسي (جسم‌شناسي، ذهن شناسي و روح شناسي)را با زباني ساده تقديمتان کنيم. باشد که راه گشا باشد.
«يکي از رحمت‌هاي خدا آن است که شب و روز را براي شما قرار داد تا در شب آرام گرفته و در طول روز از فضل خدا طلب روزي کنيد، باشد که شکرگزار نعمت‌هاي خدا شويد» از آنجا که روزانه بشر در حال کاهيدن وجود خود در تکاپوي زندگي است، خداوند، عالم را به شکلي قرار داد تا هر روزه انسان به خلوتي اجباري پناه برد تا دقايقي از هياهوي کشمکش‌هاي ظاهري بياسايد. در هر شبانه روز خداوند جان را تا اندازه‌اي مي ستاند تا بعضي جسمِ خسته‌شان بياسايد؛ گروهي آنچه را فرا گرفته‌اند در فضاي مغز جاي ‌دهند و گروهي که گامي فراتر نهاده‌اند از خلوت شبانگاه استفاده ‌کنند و در پهنه‌ي خواب، جسم بماند و روح پرواز شگفت را آغاز نمايد و عده‌اي ديگر که خواب را هم گذرانده‌اند، مرکب بيداريشان مقصدي ديگر گيرد. اقتضاي جمادات، گياهان، جانوران و انسان ها در شب انقباض و در روز انبساط است و انقباض در شب خلاف حرکت است؛ براي همين مزاج شب و مزاج روز مخالف هم اند. در عصر پر هياهوي امروزي که بشرِ قرن بيستم را در طول روز در معرض کشمکش‌هاي عصبي و افکار مشغول کننده قرار مي‌دهد، عصري که امواج و عوامل مضرش جسم، ذهن و روح انسان را لحظه به لحظه مي‌فرسايد، خواب صحيح عامل مهمي براي تسکين، آرامش و بازگشت انرژي‌هاي تحليل رفته مي‌باشد. خواب‌ها حداقل يک چهارم شبانه روز هر شخص را به خود اختصاص مي‌دهند؛ يعني اگر کسي 80 سال عمر کند، حداقل 20 سال از عمرش را خواب بوده است. در نتيجه فردي که به خواب مناسب و صحيح و استفاده‌ي بهينه از آن اهميت مي‌دهد، حداقل 20 سال از ديگران جلوتر بوده و وقت بيشتري براي فعاليت و لذت بردن از زندگي خود نسبت به ديگران دارد. خواب چيست؟ همانطور که مي‌دانيد تمام آنچه در عالم ماده وجود دارد، مثل رنگ‌ها، صوت‌ها، نورها، افراد، ساختمان‌ها، افعال و... داراي نوعي طبيعت و مزاج مي‌باشند. خواب نيز از اين قاعده مستثني نبوده و داراي طبيعت و مزاج سرد و‌ تر (بلغم) مي‌باشد؛ به همين علت است که موجب تسکين و آرامش مي‌شود. همانطور که اگر به انسان مضطرب و عصبي، نوشيدني با طبيعت سرد مثل شربت آلو بدهيد، آرام مي‌شود، چرا که مزاج بيداري گرم و اضطراب نيز در حد بالاي گرماست. در مغز بخاراتي است که از معده و ديگر اعضاي بدن مي‌آيد، بخار با خود رطوبت مي‌آورد و موجب افزايش رطوبت مغز مي‌شود. رطوبت زياد مغز، شل شدن اعصاب و کاهش حاکميت مغز بر آنها را به دنبال دارد. در واقع فرمان‌هاي مغز در بدن منتشر نمي‌شود در نتيجه حس و حرکت از کار مي‌افتد؛ براي همين هم حضرت امام ‌رضا  در نامه‌ي خود به مأمون عباسي (در رساله‌ي ذهبيه) مي‌فرمايند: إعلَم أنَّ النَومَ سُلطَانُ الدَّمَاغِ وَ هُوَ قَوَامُ الجَسَدِ وَ قُوَّتُه يعني بدانکه خواب بر مغز حکومت مي‌کند به بدن نيرو و استقامت مي‌بخشد. به اين معني که کارهاي مغز و فرماندهي را از او مي‌گيرد و وقتي خواب بر مغز مسلط شد بر کل بدن مسلط مي‌شود و در نتيجه حس و حرکت را تعطيل مي‌کند. انسان وقتي بيدار است ارواح ثلاثه‌ي او (روح نباتي، حيواني و نفساني) متوجه ظاهر يا پوست بدن بوده و از باطن يا اعضاي داخلي غافل‌اند يعني متوجه کار، فعاليت‌ها و ارتباطات اجتماعي مي‌باشند؛ به ويژه روح نفساني که ادراکات (حس‌کردن‌ها) و حرکت به عهده‌ي اوست، در نتيجه در بيداري متوجه خارج است. نکته‌ي ديگر اينکه روح مساوي است با حرارت، يعني هر جا روح است در نتيجه گرما نيز هست. در بيداري چون روح نفساني متوجه ظاهر است، ظاهر بدن گرم و باطن بدن سرد است. ولي در خواب روح متوجه درون بوده و ظاهر بدن سرد وباطن بدن گرم مي‌باشد. به طور کلي مي‌توان گفت که خواب يعني تعديل حواس ظاهري و توجه روح از ظاهر به باطن بدن. بايد گفت که خواب با مرگ تفاوت دارد. توضيح اينکه مَرکب روح بخاري که جزءِ لطيف اخلاط اربعه است، خون مي‌باشد، در نتيجه در تمام بدن وجود دارد. اين روح بخاري خود مَرکب نفس ناطقه (وجود اصلي انسان که موجب حيات است و قابليت رشد را به انسان مي‌دهد) است. در مرگ نفس ناطقه به کلي اين مرکب را رها نموده و به جايگاه خود مي‌رود، ولي در خواب نفس ناطقه توجه و تدبر خود را به کلي قطع نمي‌کند و اگر انسان صدها سال هم بخوابد تغيير در ظاهر بدن او ايجاد نمي‌گردد (مانند اصحاب کهف)، زيرا رابطه‌ي نفس ناطقه کاملاً قطع نشده است. آثار و فوايد خواب مناسب: انسان امروزي که عموماً کمتر اهل تفکر است و وقفه‌اي هر چند کوتاه جهت بررسي و پردازش يافته‌هاي خود ندارد، خواب براي او يک توقف اجباري است تا علاوه بر استراحتي لذت بخش و تجديد قوا، اطلاعات دريافتي روز را طبقه بندي و ويرايش کند، حالات روحي خود را تعديل کرده و هضم غذا را سريع و آسان گرداند. خواب مناسب از غلظت خون و اثرات منفي آن جلوگيري کرده و موجب تقويت حافظه و رشد ابعادي مغز مي‌گردد، از همه مهم‌تر اينکه به انسان امکان ديدن رؤياهاي صادقه را مي‌دهد. نکته‌ي مهم و قابل تذکر در اينجا اين است که هرچه شرايط خواب بيشتر رعايت شود، آثار مفيد وارد بر آن نيز بيشتر خواهد بود. خواب زياد عوارض زيانبار زيادي از جمله خشکي باطن بدن و رطوبت ظاهر را در پي دارد. از حضرت رسول  روايت شده است که: «مادر حضرت سليمان  به ايشان مي‌گفت مبادا که در شب بسيار بخوابي، که بسياري خواب شب، آدمي را در قيامت فقير مي‌کند» و نيز حضرت امام محمد باقر مي‌فرمايند: «حضرت موسي از خداوند پرسيد پروردگارا کدام يک از بندگان خود را دشمن مي‌داري؟ خطاب رسيد: آن کس که شب تا صبح مانند مردار افتاده است و روز را به بطالت به شب مي‌رساند. » مراحل خواب آرام: تحقيقات نشان داده است که در هنگام خواب چهار مرحله‌ي مجزّا را پشت سر مي‌گذاريم. هر مرحله‌ي خواب الگوهاي امواج مغزي خاص خود را دارد، و بر اين اساس است که خواب آرام را به 4 مرحله تقسيم کرده‌ايم. هنگامي که بيدار و فعال هستيم ريتمهاي مغزي ما شلوغ هستند و در اين حالت امواج مغزي الگوهاي نامنظم و سريع دارند - نوارهاي مغزي امواج مغزي بسيار زيادي را نشان مي‌دهند - که ناهماهنگ هستند و در فاصله‌ي بسيار کمي از يکديگر قرار دارند هنگامي که ما بيدار و در حالت آرامش هستيم در نوار مغزي امواج منظمي را مشاهده مي‌کنيم. مرحله‌ي اوّل: مرحله‌ي اوّل خواب که حدود 15 دقيقه طول مي‌کشد زماني است که تازه به خواب رفته‌ايم. نوارهاي مغزي نشان مي‌دهند که در اين مرحله امواج مغزي از امواج حالت استراحت کندتر شده و به امواج نامنظم‌تري مي‌رسند تا که اين الگوها همزمان مي‌شوند، يعني يک الگوي منظم از آنها بيرون مي‌آيد. در اين حالت دستگاه اعصاب پاراسمپاتيک فعال است (استراحت و هضم)، و بدين ترتيب ضربان قلب کاهش مي‌يابد و عضلات شُل مي‌شوند. در اين حالت که کاملاً شبيه آراميدگي عميق يا مراقبه است ممکن است از خواب رفتن خود آگاه نباشيم. در اين وضعيت فرد را به راحتي مي‌توان از خواب بيدار کرد، و همچنين فرد ممکن است اغلب به تصور اينکه اتفاق مهمي افتاده است - نظير زنگ زدن تلفن - ناگهان به حالت هشياري کامل باز‌گردد، در حاليکه واقعاً اينگونه نبوده است. اين مرحله‌ي اول آراميدگي را حالت خواب آلودگي نيز مي‌نامند. و تصاوير توهمي (يعني تجارب ادراکي که بسيار واقعي به نظر مي‌رسند ولي در واقع خطاي ادراکي هستند) که در اين مرحله حادث مي‌شوند با خلاقيت فرد ارتباط دارند. مرحله‌ي دوم: مرحله‌ي دوم که در حدود 20 دقيقه طول مي‌کشد زماني است که امواج مغزي کندتر و بزرگتر شده و با جرقه‌هاي کوچک و متناوب فعاليت همراه مي‌شوند، فعاليت الکتريکي‌اي که بر اساس هدف يا وظيفه‌ي آن شناخته مي‌شود. همچنين در اين مرحله جرقه‌هاي بسيار کوچک فعاليت وجود دارند که با محرکهاي خارجي نظير زوزه‌ي باد در خارج پنجره که ما را بيدار نمي‌کنند، توأم مي‌باشند. در اين مرحله ضربان قلب، فشار خون، و دماي بدن به کاهش خود ادامه مي‌دهند و اصوات آهسته‌ي ديگر نمي‌توانند ما را بيدار کنند. مرحله‌ي سوم: در اين مرحله ضربان قلب و ميزان تنفس باز هم کاهش مي‌يابند، و امواج مغزي باز هم کندتر شده و در اين هنگام بيدار کردن فرد کاملاً دشوار مي‌شود. اين مرحله نظير مراحل قبل فقط چند دقيقه طول مي‌کشد. مرحله‌ي چهارم: مرحله‌ي چهارم عميق‌ترين مرحله‌ي خواب است. در اين مرحله ميزان سوخت و ساز به حداقل مي‌رسد و بيدار شدن فرد از اين مرحله‌ي خواب بسيار دشوار است، مگر اينکه صدايي که براي فرد بسيار مهم است (نظير گريه‌ي فرزندش) به گوش برسد. اين مرحله که در آن امواج مغزي به کندترين وضعيت خود مي‌رسند، معمولاً 30 تا 40 دقيقه طول مي‌کشد و در واقع مي‌توان گفت که اينجا پايين‌ترين قسمت «پلکان خواب» است. با اينکه اين مرحله عميق‌ترين بخش خواب آرام است، ولي احتمال وقوع خواب‌گردي در آن از همه بيشتر است، که غير عادي به نظر مي‌رسد و لزوماً با رؤيا ديدن مرتبط نيست. صحبت کردن در خواب نيز در اين مرحله رخ مي‌دهد، گرچه اين پديده مي‌تواند در موارد کمتر در حين خواب توأم با رؤيا نيز اتفاق بيفتد. خواب توأم با رؤيا: بعد از گذشت حدود نيم ساعت از شروع مرحله‌ي چهار خواب آرام ناگهان امواج مغزي سرعت مي‌گيرند و مسير پلکان خواب را باز مي‌گردند و به ترتيب به مراحل سه، دو و خواب توأم با رؤيا مي‌روند که اين نشان مي‌دهد مغز ناگهان فعال‌تر شده است. امواج مغز ناهماهنگ، پيچيده و همچنين سريع‌تر مي‌شوند و نياز مغز به اکسيژن و گلوکز افزايش مي‌يابد. چشم‌ها در زير پلک‌ها شروع به حرکت مي‌کنند، و فرد وارد خواب توأم با رؤيا مي‌شود و در اين مرحله بيدار کردن او از هميشه دشوارتر است. با اين که ما در اين مرحله از نظر مغزي بسيار فعال هستيم، ولي فعاليت جسماني نداريم و بدن ما حالتي مشابه فلج دارد. به نظر مي‌رسد که ساختمان شبکه‌اي در مغز مياني سدّي ايجاد مي‌کند که مغز را از بقيه‌ي بدن جدا مي‌کند. ظاهراً فقط قلب و شش‌ها با تسريع فعاليت مغز هماهنگ مي‌شوند. اين خواب فقط در حدود 10 تا 15 دقيقه به طول مي‌انجامد و با پايان آن اولين چرخه‌ي خواب شبانه تکميل مي‌شود. پس از آن، ما مجدداً مراحل دو تا چهار را طي مي‌کنيم و در طول شب اين چرخه تقريباً هر 90 دقيقه يک بار تکرار مي‌شود؛ البته زمان صرف شده در مراحل سه و چهار به تدريج کاهش مي‌يابد تا جايي که در پايان شب فقط مرحله‌ي دوم خواب آرام، همراه با خواب توأم با رؤيا تکرار مي‌شوند. اين دوره‌ي 90 دقيقه‌اي شکل مادون روزي خواب است. الگوي مرحله‌اي خواب در مدت خواب شبانه دقت کنيد که در انتهاي شب فقط مرحله‌ي 1، 2 و خواب توأم با رؤيا تکرار مي‌شوند. خواب بنيادي: اکثر ما انسان‌ها بيش از حد مورد نياز مي‌خوابيم. گفته شده است که ما براي اين مي‌خوابيم که بدن ما به زماني نياز دارد که در آن مواد شيميايي مصرف شده در طول روز را جبران کند. هر دو خواب توأم با رؤيا و آرام در خدمت ترميم و تجديد ذخاير مغز و جسم ما هستند. به عبارت ديگر، ما مي‌خوابيم تا خود را از نظر جسماني و رواني ترميم کنيم. خواب آرام براي ترميم نيروها و تواناييهاي جسماني تحليل رفته در طول روز لازم است، و خواب توأم با رؤيا بهترين زمان براي احياي فرآيندهاي مغزي و تجديد ذخيره‌ي ترکيبات شيميايي عصبي مصرف شده در طول روز است که لازم است با ساخت مجدد پروتئين‌ها احياء شوند. در واقع ترميم و تجديد قواي سلول هم در طي روز و هم در طول شب انجام مي‌شود، بنابراين ممکن است فقط بخشي از خواب ما، يعني ساعت‌هاي اوليه‌ي آن ضروري باشد که آن را خواب بنيادي ناميده‌اند. غير از خواب بنيادي همه نوع خواب را مي‌توان کنار گذاشت بدون اينکه اثر سوئي در پي داشته باشد. بنابراين با کنار هم گذاشتن همه‌ي اين مطالب شايد بتوان گفت که علت خواب آرام آماده شدن ما براي رفتن به مرحله‌ي خواب توأم با رؤيا باشد، و علت نياز ما به خواب توأم با رؤيا تنظيم آدنوزين براي تأمين انرژي مورد نياز مغز براي روز آينده است. شايد علت نياز ما به خواب اين باشد که خواب کاملاً پيرامون تنظيم و متعادل ساختن ميزان ترکيبات شيميايي-عصبي در سلولهاي ما، مي‌گردد. نکته‌ي جالب اين است که خواب بيش از حد مي‌تواند کارآيي ما را مختل کند و حتي به يک اختلال روان شناختي منجر شود. از طرف ديگر محروميت از خواب اثرات مضري را در پي دارد، از مشکلات ادراکي کوتاه مدت و مختصر گرفته تا تغييرات شخصيتي عمده و پايدار. البته علت اين مشکلات فقط در محروميت از خواب کلي و يا خواب توأم با رؤيا محصور نمي‌شود بلکه ممکن است عوامل ديگري همچون انتظارات افراد هم دخيل باشند. يعني اگر ما انتظار داشته باشيم که با خواب کمتر از حد معمول نيازمان برطرف شود، آنگاه احتمال سازگاري ما با آن مقدار خواب بيشتر خواهد بود. جالب است بدانيد که در هنگام خواب، از برخي محرک‌ها آگاه هستيم و از آنها تأثير مي‌پذيريم. به عنوان مثال اگر کسي در مرحله‌ي خواب توأم با رؤيا باشد و به آرامي بر روي او آب بپاشيم ممکن است آب را به داخل رؤياي خود راه دهد مثلاً خود را در حال قدم زدن در زير باران مشاهده کند. کتاب : عالمي که انسان نام گرفت نويسندگان: سيد رسول کاظميان نژاد , محمد موحدي پور , سيد ايمان منبتي ادامه دارد...