معرفی کتاب/ «ته خیار»نوشته «مرادی کرمانی»

منبع
بروزرسانی
معرفی کتاب/ «ته خیار»نوشته «مرادی کرمانی»
بهترين کتاب/ ته خيار : ته خيار مانند اول زندگيست يا آخر آن . خندان خندان : زن از افتادن آدم ها خنده اش مي گيرد . قاليچه ي سبک : زن و خواهر مرد بعد از فوتش بر سر قاليچه دعوا دارند . ميان باد و ابر : ترس درون هواپيما . کيف آويزان : مرد با کيفش سوار اتوبوس مي شود . کار و بار عروسک ها : مردم ده به ماشين هاي چپ شده کمک مي کنند . گرفتاري و التماس : زن قرار است در عزاداري پيرزن بدون دختر گريه کند . درختو : طوفان سختي است و مادربزرگ نگران درخت . دعوا نکنيم : پسر در مراسم فوت پدر . گوجه فرنگي و گيتار : پسر مستخدم مدرسه . بچه هاي پرنده : زن و مرد بچه هايشان قهرمان مي شدند . تا پيچ کوچه : پيرمردي که سوت سوتک گلي مي ساخت . شکوفه بهاري : زني که با دختر بچه اش به دست شويي عمومي رفته . ميخ مهرورزي : دختر از خواستگارش مي خواهد ميخي در قبرستان در خاک فرو کند . جوش مزن : عقابي که دختر بچه را گرفت . همه پياده مي شويم : راننده اتوبوس در حال صحبت با دخترکش است . دهل و لگن : ماهي هاي شب عيد . چشمي در هواي گريه : مردي که فيلم بردار عروسي بود . پيشرفت يتيمان : جلادي که جلاد ديگر را کشته . بچه خوابيده : پسري که مي خواست شاعر شود . ما شام نمي خوريم : فرماندار و بچه هاي يتيم . بازگشت : خريدن پرنده به نيت ارزوها غبغب : حيوانات باغ وحش. آرايشگر : آرايشگري که براي ارايش هر کس قيمت متفاوتي مي گيرد . نقل فندقي : باقل که نقل در گلويش گير کرده . قنديل : مرد به کوه رفته و قنديلي کنده است . قلنبه قلنبه : مرد رد حال صاف کردن قير روي پشت بام . جهان : پسرکي که عشق شليک با تفنگش بود . مورچه بيابان : مرد در بيابان دارد خانه اي مي سازد . چغندر : قبر کن روستا قبل از سفر 6 قبر کنده . اينم مجموعه داستان جديد آقاي مرادي که خيلي هم بين ليست پرفروش ها مي ديدمش . همون رووني هميشگي را داشت لحنشون اما يه جورايي فرق هم کرده بود داستانايي بود که جنسشون براي من متفاوت از جنسي بود که از داستاناي ايشون سراغ داشتم . براي من کتاب متوسطي بود بد نبود اما با قصه هاي قبليشون بهتر ارتباط برقرار مي کردم . قسمت زيبايي از کتاب مردم اين جا عقيده دارند عروسک ها شب ها صاحبانشان را خواب مي بينند .