بهترين کتاب/ ته خيار : ته خيار مانند اول زندگيست يا آخر آن .
خندان خندان : زن از افتادن آدم ها خنده اش مي گيرد .
قاليچه ي سبک : زن و خواهر مرد بعد از فوتش بر سر قاليچه دعوا دارند .
ميان باد و ابر : ترس درون هواپيما .
کيف آويزان : مرد با کيفش سوار اتوبوس مي شود .
کار و بار عروسک ها : مردم ده به ماشين هاي چپ شده کمک مي کنند .
گرفتاري و التماس : زن قرار است در عزاداري پيرزن بدون دختر گريه کند .
درختو : طوفان سختي است و مادربزرگ نگران درخت .
دعوا نکنيم : پسر در مراسم فوت پدر .
گوجه فرنگي و گيتار : پسر مستخدم مدرسه .
بچه هاي پرنده : زن و مرد بچه هايشان قهرمان مي شدند .
تا پيچ کوچه : پيرمردي که سوت سوتک گلي مي ساخت .
شکوفه بهاري : زني که با دختر بچه اش به دست شويي عمومي رفته .
ميخ مهرورزي : دختر از خواستگارش مي خواهد ميخي در قبرستان در خاک فرو کند .
جوش مزن : عقابي که دختر بچه را گرفت .
همه پياده مي شويم : راننده اتوبوس در حال صحبت با دخترکش است .
دهل و لگن : ماهي هاي شب عيد .
چشمي در هواي گريه : مردي که فيلم بردار عروسي بود .
پيشرفت يتيمان : جلادي که جلاد ديگر را کشته .
بچه خوابيده : پسري که مي خواست شاعر شود .
ما شام نمي خوريم : فرماندار و بچه هاي يتيم .
بازگشت : خريدن پرنده به نيت ارزوها
غبغب : حيوانات باغ وحش.
آرايشگر : آرايشگري که براي ارايش هر کس قيمت متفاوتي مي گيرد .
نقل فندقي : باقل که نقل در گلويش گير کرده .
قنديل : مرد به کوه رفته و قنديلي کنده است .
قلنبه قلنبه : مرد رد حال صاف کردن قير روي پشت بام .
جهان : پسرکي که عشق شليک با تفنگش بود .
مورچه بيابان : مرد در بيابان دارد خانه اي مي سازد .
چغندر : قبر کن روستا قبل از سفر 6 قبر کنده .
اينم مجموعه داستان جديد آقاي مرادي که خيلي هم بين ليست پرفروش ها مي ديدمش . همون رووني هميشگي را داشت لحنشون اما يه جورايي فرق هم کرده بود داستانايي بود که جنسشون براي من متفاوت از جنسي بود که از داستاناي ايشون سراغ داشتم . براي من کتاب متوسطي بود بد نبود اما با قصه هاي قبليشون بهتر ارتباط برقرار مي کردم .
قسمت زيبايي از کتاب
مردم اين جا عقيده دارند عروسک ها شب ها صاحبانشان را خواب مي بينند .