نویسندگان/ مرتضی امیری :بهار و زمستان در شعر نیمایی به یک اندازه عزیز است

منبع
فارس
بروزرسانی
نویسندگان/ مرتضی امیری :بهار و زمستان در شعر نیمایی به یک اندازه عزیز است
فارس/ اميري اسفندقه گفت: از چشم‌انداز شعر نيما، همان‌قدر که بهار و نوروز عزيز است، پاييز و زمستان هم عزيز است. همه فصل‌ها و ماه‌ها زيبا هستند و رازي را با ما در ميان ‌مي‌گذارند.  نوروز بازتاب گسترده‌اي در زبان و ادبيات فارسي داشته است. همزمان با نو شدن روزگارمان پاي سخن تعدادي استادان زبان و ادبيات فارسي نشسته‌ايم و آنها درباره نوروز در ادب فارسي سخن گفته‌اند. مرتضي اميري اسفندقه زا شاعران به نام و از استادان شعر و ادب هم درباره نوروز و بهار در شعر نيمايي سخن گفته است که در ادامه مي‌خوانيد: به طور کلي وقتي از شعر نيمايي صحبت مي‌کنيم منظور ما يک شخص نيست بلکه يک فکر و فرهنگ تازه است. که اين فکر و فرهنگ تازه مي‌تواند در زمان رودکي هم باشد. در دوران صائب هم باشد. در تمام ادوار شعر فارسي باشد. دو ديگر اينکه شعر نيمايي و نقد و نقل نيمايي فقط متوجه بهار نيست. از چشم انداز شعر نيما، همان‌قدر که بهار و نوروز عزيز است، پاييز و زمستان هم عزيز است. همه فصل‌ها و ماه‌ها زيبا هستند و رازي را با ما در ميان ‌گذارند. «من راز فصل‌ها را مي‌دانم» فروغ مي‌گويد. سهراب مي‌گويد: «من به آغاز زمين نزديکم نبض گل‌ها را مي‌گيرم» در شعر نيما ما نبايد منتظر باشيم تا با ستايش بهار مواجه شويم. بلکه با ستايش پاييز هم مواجه مي‌شويم. مردم موقع بهار ناگهان مثل همه درخت‌ها و مثل همه دانه‌ها که از زير زمين به جوش مي‌آيند، در ايران عزيز جوش مي‌زنند. اين جوش و جوانه زدن که در طبيعت است، ‌در زندگي مردم هم هست. در شعر نيما اين جوش زدن مخصوص بهار نيست. پاييز هم همين طور است. «جاودان با اسب زردش مي چمد در باد پادشاه فصل‌ها پاييز.» شعر از اخوان است. همان طور که از بهار ستايش مي‌شود، از پاييز هم مي‌شود. منظور من ستايش تعريف و تمجيد الهي نيست. منظور اينکه نگاهاشان به بهار همان است که به پاييز.«زمستان» اين شعر عزيز و ارجمند اخوان را همه خوانده‌ايم و کيست که حفظ نباشد. «مسيحاي جوانمرد من اي ترساي پير پيرهن چرکين زمستان است. هوا بس ناجوانمرادنه سرد است» بنابر اين بهتر است بگوييم منظور از شعر نيمايي نگاه نو است. همان طور که مي‌گويند بهارتان مبارک، مي‌گويند پاييزتان مبارک! تابستانتان مبارک! زمستانتان مبارک! همان طور که فردوردينتان به خير! مي‌گويند مهرتان به خير! آبانتان به خير! تمام ماه‌ها رازينه، نازينه،‌فرازمند و ارجمند هستند و رازي را با ما در ميان مي‌گذارند. بنابر اين ما در شعر نيمايي با پاييزهاي بسيار درخشان، زمستان‌هاي عزيز، بهار بسيار خوب و... مواجه هستيم. حالا يک وقت مي‌بينيم کسي از بهار خوشش نيامده است. مثل اخوان. «اي بهار همچنان تا جاودان در راه همچنان جاودان بر شهرها و روستاهاي دگربگذر...» يک کم گله مند است اخوان از بهار. هم در نيمايي و هم در غزل. «عيد آمد و ما خانه خود را نتکانديم» خاک بر او خوش باد. اخوان چه از بهار خوشش بيايد يا نيايد يا هر فصلي را دوست داشته باشد يا نداشته باشد، مهم نيست چون خودش فصل پنجم شعر پارسي است. شاعر بزرگ و ارجمندي است که بايد اخوان را به شعر پارسي تبريک بگوييم؛ همان طور که بهار را به هم تبريک مي‌گوييم. اخوان يک نقطه عطف در شعر پارسي است. يک حلقه مفقوده است. يک جان شيفته و شفاف در شعر پارسي است که نيازي به تعريف بنده کمترين ندارد. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد