1. جذاب ترین ها
کتاب

معرفی کتاب/ «جین‌ایر» داستانی برای همه نسل‌ها

منبع
خبرگزاري کتاب ايران
بروزرسانی
معرفی کتاب/ «جین‌ایر» داستانی برای همه نسل‌ها
خبرگزاري کتاب ايران/ داستان «جين اير» درباره دختري است که در کودکي پدر و مادرش را از دست مي‌دهد و پس از ناملايمات بسيار به پرورشگاه سپرده مي‌شود و در محيطي خشن بزرگ مي‌شود. سپس براي تدريس به خانه‌اي اشرافي مي‌رود و عاشق ارباب خانه به نام آقاي «روچستر» مي‌شود اما درمي‌يابد که وي قبلاً ازدواج کرده است و همسر که او که حالا ديوانه است در طبقه بالا همان خانه زندگي مي‌کند. اين داستان از قرن نوزده تاکنون در ميان مردم و اهالي فن محبوب بوده است. به همين دليل ما بر آن شديم تا بار ديگر به همراه چند نويسنده ياد اين کتاب را زنده کنيم. «سارا واترز»، داستان‌نويس ولزي اولين بار در نوجواني «جين اير» را خواندم اما از آن زمان تاکنون بارها به آن رجوع کرده‌ام. با هر بار خواندن برايم جذاب‌تر نيز مي‌شود. مکالمه محبوب من در ميانه داستان رخ مي‌دهد. زماني که «جين اير» در صحنه‌اي در حال صحبت با آقاي «روچستر» است و به او مي‌گويد: «شما فکر مي‌کنيد چون من فقير هستم دل و قلب نيز ندارم؟ خيلي اشتباه مي‌کنيد.» داستان «جين اير» براي من از آن نظر خوشايند است که دخترکي فقير و روستايي در پي گرفتن حق اوليه هر انساني براي برابري با انسان‌هاي ديگر است. شخصيت «برتا» ي ديوانه حاضر در اتاق زير شيرواني خانه که تصميم مي‌گيرد خانه را آتش بزند نيز برايم جذابيت دارد. «برونته» با حضور «برتا» توانست داستان خود را تبديل به يک قصه گوتيک کند اما نه از جنس حضور دراکولا يا «آقاي هايد» در قصه «دکتر جکيل و آقاي هايد»! زيرا وجود چنين شخصيت‌هايي در دنياي مدرن بسيار عجيب است. «برتا» نيز مانند «جين» داستان خود را دارد و رقت قلب خواننده را برمي‌انگيزد. «تسا هادلي»، نويسنده انگليسي داستان کوتاه «جين اير» چنان در تخيل من جا باز کرده است که اصلاً نمي‌توانم نقدي به آن وارد کنم. شخصيت متفاوت «جين» برايم بسيار جالب است. در آغاز دخترکي را مي‌بينيم که به بيرون پنجره مي‌نگرد و در ذهن آرزوهايش را مي‌شمارد و صفحه‌هاي بعد همين شخصيت معلم سرخانه در حال تدريس است و شاکر است که جايي براي خوابيدن و غذايي براي خوردن دارد و در عين حال از شرايط خود خشنود نيست اما بعدها در داستان شخصيتي را مي‌بينيم که ثروتي عظيم به او به ارث رسيده است و خشنود و شادمان در حال تميز و آماده کردن خانه براي تعطيلات کريسمس است. اما من به شخصيت «روچستر» داستان علاقه‌اي ندارم و اشتياق او براي رسيدن به «جين» را باور نمي‌کنم. فکر مي‌کنم «شارلوت برونته» مردان بسياري را در دنيا ديده است اما او را بسيار جذاب‌تر از واقعيت توصيف کرده است ولي در کل، داستان را به شدت دوست دارم. قدرت روياگونه داستان مرا به خواب و خيال مي‌برد و سمبل‌هاي متفاوت در کنار واقع‌گرايي داستاني متفاوت به وجود آورده است. «ژانت وينترسون»، داستان‌نويس انگليسي در دوره نوجواني کتابي جز انجيل و يا کتاب‌هايي که درباره انجيل بودند در خانه نداشتيم اما نمي‌دانم چه شد که مادرم تصميم گرفت در 7 سالگي داستان «جين اير» را براي من بخواند. البته داستان به دليل حضور پدر روحاني در آن جنبه مشروعي در ذهن مادرم يافته بود اما مادرم داستان را عوض کرد و به من گفت پس از آتش گرفتن خانه «جين» آنجا را ترک کرد و با «جان ريورز» روحاني ازدواج مي‌کند. سال‌ها بعد ار اينکه داستان را خواندم فهميم چه بلايي بر سرم آمده است و اين اولين درس من به عنوان يک نويسنده بود که هيچ داستاني پايان ندارد. «مارگارت درابل»، منتقد و داستان‌نويس انگليسي اولين باري که «جين اير» را خواندم حدود 10-11 سال داشتم و دو موضوع مرا آزار داد. يکي مدرسه وحشتناکي بود که جين در آن تحصيل کرد و ديگري حضور زني ديوانه در اتاقک زير شيرواني بود. تصاوير آن مدرسه براي همه کودکان آن سن آزاردهنده است و سعي مي‌کنند در ذهن خود با کودکان يتيم همذات‌پنداري کنند. نمي‌دانم چرا اما داستان «برتا» هم مرا ترساند و هم سبب شد جذب داستان شوم. وقتي وارد سن نوجواني شدم از عاشقانه بودن داستان خوشم آمد و همان زمان بود که «بر بلندي‌هاي بادگير» را خواندم و شخصيت «هيت‌کليف» را به «روچستر» ترجيح مي‌دادم. در سن پيري بار ديگر جين را خواندم اما نه آن مدرسه و نه داستان عاشقانه بين «جين» و «روچستر» مرا جذب نکرد. روح شورشگر «برونته» در اين داستان بسيار عجيب است. «متيو آرنولد»، شاعر و منتقد انگليسي نظر درستي درباره او داده بود که «برونته پر از اشتياق، شورش، و خشم است» به همين دليل است که اشتياق و طمع و نياز «جين» به عشق و ثروت را پنهان نمي‌کند و اطلاع از اين موضوع که هيچ‌گاه به رضايتي که مدنظرشان است نمي‌رسند بسيار دردناک است. «آندرو موشن»، شاعر و منتقد انگليسي پيش از خواندن «جين اير» بسيار تعريف آن را شنيده بودم. در 23 سالگي کتاب را در دست گرفتم. کتاب بيش از داستان «بر بلندي‌هاي بادگير» حس رقت قلب خواننده را برمي‌انگيزد و مشوق دختراني که اعتماد به نفس پاييني دارند نيز مي‌تواند باشد. داستان از طرفي ظلمي که به «برتا» شده است مورد نکوهش قرار مي‌دهد و از طرفي ديگر شوق زندگي را با ايجاد يک زندگي خوب براي «جين» تأييد مي‌کند. با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد