1. جذاب ترین ها
کتاب

صوت/ غزل 171حافظ؛ دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
 صوت/ غزل 171حافظ؛ دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز
آخرين خبر/ دوش از جناب آصف پيک بشارت آمد کز حضرت سليمان عشرت اشارت آمد خاک وجود ما را از آب ديده گل کن ويران سراي دل را گاه عمارت آمد عيبم بپوش زنهار اي خرقه مي آلود کان پاک دامن اينجا بهر زيارت آمد اين شرح ب ينهايت کز حسن ياز گفتند حرفيست از هزاران کاند عبارت آمد امروز جاي هرکس پيدا شود زخوبان کان ماه مجلس افروز اند صدرات آمد برتخت جم که تاجش معراج آفتاب است همت نگر که موري با اين حقارت آمد ازچشم شوخش اي دل ايمان خود نگهدار کان جادوي کمانکش بر عزم غارت آمد الوده اي چو حافظ فيضي زشاه درخواه کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد درياست مجلس او درياب وقت و دريال هان اي زيان کشيده وقت تجارت آمد براي شنيدن کليک کنيد نتيجه تفال : 1- خواجه در بيتهاي سوم و ششم وهفتم و هشتم به ترتيب براي شما شرح ميدهد (هان اي لباس به باده آغشته عيب مرا از چشمها پنهان کن تا بيش از اين شرمساري نبرم زيرا آن يا رپاکيزه دل برا يديدار من قدم رنجه کرده است ) ( اراده موري ضعيف و خرد پيکر را بنگر که خود را به پاي تخت سليمان که تاج آن به لندي اوج آسمان است رسانيد و با او به گفتگو پرداخت ) ( اي دل از چشم بي حياي جانان ايمان خود را حفظ کن زيرا آن افسونگر براي تاراج آمده است ) ( اي حافظ تو الوده نياز و گناهي از پادشاه هديه اي بطلب زيرا آن وجود عزيز که اساس و مايه جوانمردي است براي پاک داشتن تو از آلايش قدم رنجه کرده است ) خود حديث مفصل بخوان از اين 4 معني 2- ويژگيهاي جنابعالي عبارتند از مقبوليت با سليقه شيک پوش متين و مودب بد پيله شوخ طبع افسونگر عاقل لايق معتدل موقر پرتوقع مسلط به نفس با ايمان جذاب و دلربا منطقي خوش بين صلح انديش 3- اين فال بر جنابعالي نيکو و پسنديده باد که الي است به شرط آنکه اولاً مرا دعا کني ثانياً خواندن کتاب حافظ و قرآن را به همه توصيه کني مژده به جنابعالي به زودي به مراد دل مي رسي ولي سرعت عمل دقت و اراده قوي همراه باتلاش و راهنمايي از استاد را از ياد مبر و مغرور ميشو 4- مسافرت عالي است خريد و فروش به موقع مي باشد تغيير شغل و مسکن امکان پذير خواهد شد ازدواج عملي مي گردد حتماً او به سوي شما با شرمندگي بر مي گدد مسافر حالش خوبست 4 فرزند درطالع داري نذر خود راادا کنيد به پدر و مادر احترام کنيد ملاقات مفيدي درپيش م يبادش و سفري زيارتي سياحتي خواهيد داشت آنچه از دست داده ايد به زودي خود يا همسرتان به دست خواهيد آورد جاي نگراني نيست به بيمارتان بگوييد که تا 10 روز ديگر بهبود مي يابد کمي بيشتر در خصوص غزل بدانيد : شرح غزل : معاني لغات غزل(۱۷۱) جناب:آستان ، درگاه .آصف:آصَف بن بَرخيار وزير حضرت سليمان و کنايه از وزير و حافظ اين عنوان را براي وزراي شاه شجاع مثل خواجه قوا م الدين صاحب عيار به کار مي برد. پيک بشارت:قاصدخوش خبر. قاصدخوش خبر .حضرت سليمان :کنايه از شاه شجاع. عشرت اشارت آمد: به عيش و شادي اشاره شد. خاکوجود:وجود خاکي، پيکره خاکي ، کنايه از جسم واندام. گاه عمارت آمد:هنگام آباداني و تعمير شد. شرح بي نهايت : توصيف بي پايان. کاندر عبارت آمد: در بيابان آمد، به لفظ جاري شد . زنهار: هشيار باش، آگاه باش. صدرات:مقام ومنصب صدرات، صدر اعظمي ، وزارت. تخت جم : تخت جمشيد و در اينجا کنايه از تخت حضرت سليمان است ، تخت سليمان . معراج: نردبان و هر وسيله يي که بتوان باآن به بالا صعود کرد، صعود رسول اکرم (ص) به آسمان. همت:کوشش ، اراده. حقارت : ذلت ، خُردو خُرد پيکري. چشم شوخ : چشم آشوبگر ، گستاخ ، جسور. جادوي کمانکش: جادوگري که دست به کمان است .غارت: چپاول ، تاراج. فيضي ز شاه در خواه:از شاه طلب فيض کن .فيض: فرا گرفتن آب رودخانه سواحل خاکي دو طرف خود را. سَماحَت: جوانمردي . طهارت: پاک گردانيدن. در ياب : وقت را درياب، غنيمت شمار .دُرياب :گوهر به چنگ آور، بهره برداري کن. هان: (شبه جمله) آگاه باش. شرح ابيات غزل( ۱۷۱) (۱) شب گذشته از درگاهآصَف قاصدي خوش خبر آمد که از جانب حضرت سليمان فرمان خوشدلي و کامراني صدور يافت . (۲) خاک پيکره ما را با شراب مرطوب و به گِل مُبدّل ساز . زمان آن رسيده که خانه ويرانه دل بازسازي و تعمير شود . (۴) اين شرح مفصلي که از زيبايي چهره يار گفتند يکي از هزارن سخني است که بيان شده است. (۴) اي خرقه آلوده به شراب ، مواظب باش که عيب مرا بپوشاني زيرا آن محبوب پاک سرشت پاکيزه خو به ديدار من آمد. (۵) امروز جايگاه واقعي و پايگاه هر کدام از نيکان مشخص خواهد شد چرا که آن محبوب مجلس آرا بر صدر مجلس ( و مقام صدرات جاي گرفت) .(۶) کوشش و اراده را تماشا کن که مور ناچيزي خود را به تخت سلطنت سليمان رسانيد. (۷) اي دل، در برابر گستاخيچشم جسورش ، دين و ايمان خود را محافظت کن زيرا آن چشم جادوگر دست به کمان ، به عزم چپاول دل ودين آمده است. (۸) حافظ توبه گناه قصور آلوده يي از شاه طلب فيض کن . زيرا آن شخصّيت جوانمرد ، براي پاک گردانيدن آلودگان آمده است. (۹) مجلس اين شاه حکم دريا را دارد وقت را غنيمت دان و از آن بهره برداري کن اي کسي که ضررها کرده اي مواظب باش که اکنون وقت سود بري و تجارت است. شرح ابيات غزل ( ۱۷۱) وزن غزل: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن بحر غزل: مضارع مثمّن اخرب * اين غزل منظومه ديگري است که حافظ درآن به ستايش خواجه قوام الدين محمد صاحب عيار ، وزير فاضل و خوشنام شاه شجاع مي پردازد . غزل به هنگام انتصاب صاحب عيار به مقام وزارت سروده شده و حافظ اظهار مسرت و شادماني و اميدواري مي کند که از اين پس قدر و مقام واقعي هر کسي در دستگاه حکومتي معلوم خواهد شد و به خود هشدار مي دهد که از اين موقعيت حاصله تا مي تواني بهر ه برداري کن. شاعر در بيت اول صاحب عيار را زير عنوان آصف نام مي برد تا مرتبه و مقام رفيع آصف برخيا وزير حضرت سليمان تشبيه مي کند . در بيت دوم مضمون بيت : دوش ديدم که ملايک در ميخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پيمانه زدند را بارديگر به نحوديگري باز گو کرده مي گويد مدتي دل آزرده و افسرده بود ، حاليا وقت آن رسيده که بار ديگر در سرشت من تغييري داد ه شده و خاک وجود من ازنو در هم کوفته شده با رطوبت شراب به صورت گِل در آمده و از سر نو اين خانه ويران دل را ساخته و مرمت کنند . شاعر در بيت پنجم به خود اين اميدواري را مي دهد که از اين به بعد هر کس بر حسب شخصيت و قابليتش جايگاه مناسب وواقعي خود را در دستگاه سلطان بدست آورد و در بيت ششم اشاره به ايه ۱۷ و ۱۸ سوره نمل دارد وَ حُشِرَ لِسُلَيمانَ جُنُودُهس مِنَ الجِنِّ وَ الطَّيرِ فَهُم يُوزَعُونَ۱۷ حَتّي اِذا آتَوا عَلي وَ اَدِ النَّملِ قالَت نَملَهُ يا ايها النَّمل ادخُلُوا مَساکِنُکُم لا يَحطَمِنَّکُم سُلَيمانُ وَ جُنُودُهُ وَهُم لايَشعُرونَ۱۸ ( وبراي سليمان تمام لشکريان از جن و اِنس و پرندگان را جمع کرد و چون به وادي در آمدند موري به موران ديگر گفت اي موران وارد سوراخهايتان شويد که سليمان و لشکريانش شمارا درهم نشکند که ايشان نا آگاهند.) وشاه شجاع را در مقام حضرت سليمان صاحب عيار را در مقام مور شجاعي که در برابر حضرت سليمان قد ابرافراشت و از شخصيت خود دفاع کرد مي گذارد و بدين ترتيب از هر دو شخصيت به بهترين نحو تعريف مي کند. بايد دانست منظور حافظ از عبارت : (بر تخت پادشاهان جم، تصوير خورشيدي نصب شده بود که بعدها علامت رسمي پرچم ايرانيان شد و تا بهامروز هم ساختمانِ مبلهاي چوبي بزرگ در قسمت بالاي پشتي آن تصوير برجسته خورشيد منبت کاري مي شود و همينطور در گچ بريها ي بالاي ايوانها يک خورشيد در وسط گچ بريها و در صدر جاي مي گيرد . شاعر مي خواهد بگويد: اين علامت خورشيد تخت شاه به منزله نردباني است که به خورشيد آسمان راه مي برد و زهي به همت صاحب عيار که خود را به نز ديکي اين پايگاه و جايگاه رفيع کشانيده است. شرح جلالي بر حافظ – دکتر عبدالحسين جلالي با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
00:00/00:00

صوت/ غزل 171حافظ؛ دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز

 صوت/ غزل 171حافظ؛ دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز
00:00
00:00
 صوت/ غزل 171حافظ؛ دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز
1 / 1
صوت/ غزل 171حافظ؛ دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز
00:00
00:00
0.2 MB
آخرین خبر | صوت/ غزل 171حافظ؛ دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد کز