آخرين خبر/ «خويشاوندان دور» اثر کارلوس فوئنتس رماني بي زمان, ـ در رمز خيال و واقعيت و آميزهاي نامتمايز از بيداري و رويا ـ در ميان زندههايي مرده و مردگاني به زندگي بازگشته است .دو دوست در يک بعد از ظهر آفتابي نوامبر در باشگاه اتومبيل راني فرانسه ناهار ميخورند .ضمن صرف غذا دوست سالخورده ـ کنت دو برانلي ـ که عمرش با عمر قرن برابري ميکند. تجربههاي تازهاش را با دوست جوانتر در ميان ميگذارد و کلاف قصه در اين گفت و گو باز ميشود . ساختار رمان بيشتر در قالب نقل تجربههاي پراکنده و گسسته روايتگر قصه است که گاه به گاه جايش با نويسنده عوض ميشود ;روايتگري که يک جا در پارک مونسو دست دوستي پسرکي در انزوا را رد ميکند و جايي ديگر ـ پيرانه سر ـ براي جبران آن کوتاهي نا تراشيدگي مردکي خشن و بي ادب را تحمل ميکند ; مردي که روايتگر تصوير آن پسرک را در چهره او ميبيند .در اين سير زماني طولاني که روايتگر آن را در ملک اربابي آن ژين له بن در خاطر مرور ميکند سير و سلوکي را در ميان خواب و بيداري و پندار و خاطره تجربه مينمايد . او همواره گوش به نغمههاي رازآميز دارد و به چشم اندازهاي جادويي و صحنههاي از ياد رفته کودکي چشم دوخته است.
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار