نماد آخرین خبر
  1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
کتاب

صوت/ غزل 326، در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
صوت/ غزل 326، در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
آخرين خبر/ در نهانخانه عشرت صنمي خوش دارم کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم عاشق و رندم و ميخواره به آواز بلند وين همه منصب از آن حور پريوش دارم گر تو زين دست مرا بي سر و سامان داري من به آه سحرت زلف مشوش دارم گر چنين چهره گشايد خط زنگاري دوست من رخ زرد به خونابه منقش دارم گر به کاشانه رندان قدمي خواهي زد نقل شعر شکرين و مي بي‌غش دارم ناوک غمزه بيار و رسن زلف که من جنگ‌ها با دل مجروح بلاکش دارم حافظا چون غم و شادي جهان در گذر است بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم معاني لغات غزل (326) نهانخانه : خانه محصور و دور از چشم اغيار، حرمسرا، پستوي خانه . نهانخانه عشرت : (اضافه تشبيهي) خلوتخانه عياشي و خوشگذراني . صنم : بُت، کنايه از محبوبي دلربا . به آواز بلند : به صورت آشکار، در کمال بي پروايي . منصب : مقام، مرتبه، عنوان . کاشانه : خانه، کنايه از خانه محقّر و ساده افراد بي بضاعت . بي غَش : بي آلايش، خالص و صاف و روشن . زين دست : از اين دست، از اينگونه، بدين سان . مشوّش : آشفته، پريشان، درهم و برهم . چهره گشايد : رخ بنمايد، جلوه گري کند . منقّش : نقاشي شده . ناوک : تير کوچک . رَسَن : ريسمان . بلاکش : دردمند و رنجيده . خاطر خوش داشتن : به شادي گراييدن و غم از دل زدودن . معاني ابيات غزل (326) 1) در خلوت سرا و عشرتکده خود محبوبي دارم که حلقه زُلفش، به مانند نعل اسبي که در آتش نهند برروي گونه آتشگون او قرار گرفته (و پيوسته مرا شيفته و بي قرار خود ساخته است) . 2) من رندي عاشق پيشه و شرابخواري سرآوازه و مشهورم و اين همه مقام و مرتبه خود را مديون آن زيباروي پريوش مي باشم . 3) و اگر تو به خانه محقّر اين رند بيايي با شراب ناب خالص و نُقل شعر شيرين از تو پذيرايي مي کنم . 4) و هرگاه مرا اينگونه نابسامان و بي سرانجام سازي، به هنگام سَحَر، با آهِ خود زلف هاي تو را پريشان و نابسامان مي کنم . 5) واگر خط سبز عارض تو دوست عزيز، اينگونه جلوه گري کند، من چهره زرد خود را با اشک خونين منقش خواهم کرد . 6) (بيا و) با خود تير عشوه و ريسمان زلف خود را بياور که من براي دربند کردن دل رنجيده و سرکش خود با آن کشمکش هاي زيادي دارم . 7) حافظ چون دنيا با همه غمها و شادي هايش مي گذرد، همان به که به شادي گراييده و غم از دل بزدايم . شرح ابيات غزل (326) وزن غزل : فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لن بحر غزل : رمل مثمن مخبون اصلم عبيد زاکاني : (با رديف ديگر) دوش لعلت نفسـي خاطر ما خـــوش مي کرد ديده مي ديد جمـال تـو و دل غَــش مي کرد اين غزل را حافظ به استقبال غزل عبيد زاکاني و با عنايت به مضامين غزل آن شاعر در همان وزن و قافيه و با رديفي ديگر ساخته است . عبيد زاکاني مدتي در شيراز به سر مي برده و شاه ابواسحاق و شاه شجاع را مدح مي گفته است. او در زمان خودش به قصيده سرايي و طنز و هزل مشهور بوده، ليکن در غزل نيز داست داشته و حافظ اشعار اين شاعر را به دقت مطالعه و از مضامين آن بهره مي برده است . عبيد مي گويد : سنـبل زلــف تـو هر لحظه پريشـــان مي شــد خاطـــر خسته عشــاق مشـــوش مي کرد و حافظ مي فرمايد : گـــر تــو زين دست مرا بــي سر وسامان داري مــن به آه سحــرت زلــف مشـــوش دارم و بر ارباب سخن مخفي نيست که مضمون عبيد سليس و ساده و دل نشين است و براي قافيه مشوش راه ديگري براي حافظ نمي ماند به جز اينکه به عوض مشوش کردن خاطر، زلف معشوق را مشوش نمايد و کمه بي سر و سامان را که معناي مترادف مشوش را دارد پايه مضمون خود قرار داده و در نتيجه با آه و ناله سحري زلف معشوق را در هم بريزد . عبيد در مقطع غزل خود مي گويد : پيش نقـــش رخ تــو ديــده خـونريز عبيــــد صـفحه چـــهره بـه خــونابه منقش مي کرد و حافظ مي فرمايد : ور چنين چهــــره نمــايد رخ زنــگاري دوست مـــن رخ زرد به خــــونابـه منقّـــش دارم که هر دو مضمون مترادف المعني و همسنگ همند . عبيد مي گويد : زو هــر آن حلــقه که بر گوشه مَـــه مي افتاد دل مسکــين مـرا نعـــل در آتــش مي کرد و حافظ مي فرمايد : کز سر زلف و رُخش نعل در آتش دارم و توضيحاً بايد ياد آور شوم که حافظ اين غزل را با ستايش و قدر داني و سازگاري همسرخود شروع نموده و به دنباله آن توضيح مي دهد که از بس همسرم مهربان و سازگار است من اينطور رند و عاشق و ميخواره شده ام و به دنبال آن دوست خود را به خانه خود دعوت مي کند و هنر حافظ در اين است که مضمون بيت بالاي عبيد را در مطلع غزل و در يک مصراع جا انداخته که با داشتن ضمير سوم شخص از اين بهتر ممکن نيست . خوش سليقگي حافظ در استعمال قافيه (بلاکش) به جاي (کشاکش) و خوش يا به عبارت ديگر (خَش) به جاي (شَش) نيز مشهود است و براي روشن شدن بيشتر يادآور مي شود که در زبان فارسي کلمه (شَش) و (پِنج) و (خَش) صورت صحيح کلمات (شِش) و (پنج) و (خوش) مي باشد اما در زبان محاوره به صورت اخير جا افتاده و حافظ مراعات اين نکته ها را نموده است . در پايان آقاي دکتر همايونفرّخ چنانکه در کتاب گنج مراد صفحه 539 ذکر شده معتقد براين بوده اند که اين غزل براي عبد الصمدنيريزي سروده شده ليکن ترکيب غزل چنين استنباطي به دست نميدهد و همانطور که گفته شد حافظ با عنايت به غزل و مضامين عبيد زاکاني دوستي را به خانه دعوت ميکند و در مقدمه از حسن سلوک همسر و سوءاستفاده هايي که حافظ از نجابت او مي کند سخن به ميان آورده و دعوت آن دوست را براي شراب خواري و شعرخواني توجيه کرده و مضامين خطّ زنگاري دوست و ناوک غمزه و رسن زلف هم نمي تواند مضامين مناسبي براي شخصي چون عبدالصمد نيريزي باشد بلکه به ظنّ قوي طرف خطاب شاعر کسي است که جوان و اهل ذوق و شعر و شراب است . در پايان، حافظ، مضمون بيت مقطع غزل خود را از نظامي گرفته که در مخزن الاسرار مي فرمايد: شـــاد بــر آنـم کـه در اين دِيـــر تـنگ شــــادي و غــم هـر دو نـدارد درنــگ شرح جلالي بر حافظ – دکتر عبدالحسين جلالي با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
00:00/00:00

صوت/ غزل 326، در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم

صوت/ غزل 326، در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
00:00
00:00
صوت/ غزل 326، در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
1 / 1
صوت/ غزل 326، در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم
00:00
00:00
0.1 MB
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره