نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
کتاب

3 آبان؛ روزی به نام «فریدون مشیری» عاشقانه سرای ایرانی

منبع
ويکي پديا
بروزرسانی
3 آبان؛ روزی به نام «فریدون مشیری» عاشقانه سرای ایرانی
ويکي پديا/ فريدون مُشيري (۱۳۰۵ - ۱۳۷۹) شاعر معاصر ايراني بود. فريدون مشيري در سي ام شهريور ۱۳۰۵ در تهران به دنيا آمد. جد پدري او به دليل مأموريت اداري به همدان منتقل شده بود، و پدرش ابراهيم مشيري افشار در سال ۱۲۷۵ خورشيدي در همدان متولد شد، و در روزهاي جواني به تهران آمد و از سال ۱۲۹۸ در وزارت پست مشغول خدمت گرديد. فريدون مشيري سالهاي اول و دوم تحصيلات ابتدايي را در تهران انجام داد و سپس به علت مأموريت اداري پدرش به مشهد رفت و بعد از چند سال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت. به گفتهٔ خودش: «در سال ۱۳۲۰ که ايران دچار آشفتگي‌هايي بود و نيروهاي متفقين از شمال و جنوب به کشور حمله کرده و در ايران بودند ما دوباره به تهران آمديم و من به ادامه تحصيل مشغول شدم. دبيرستان و بعد به دانشگاه رفتم. با اينکه در همه دوران کودکي... از استخدام در ادارات و زندگي کارمندي پرهيز داشتم ولي... در سن ۱۸ سالگي در وزارت پست و تلگراف مشغول به کار شدم و اين کار ۳۳ سال ادامه يافت.» مشيري همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان در اداره پست و تلگراف مشغول به کار شد. در همان سال مادرش در سن ۳۹ سالگي در گذشت که اثر عميقي در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فني وزارت پست و تلگراف مشغول تحصيل گرديد. روزها به کار مي‌پرداخت و شبها به تحصيل ادامه مي‌داد. از همان زمان به مطبوعات روي آورد و در روزنامه‌ها و مجلات کارهايي از قبيل خبرنگاري و نويسندگي را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسي دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد. اما کار اداري از يک سو و کارهاي مطبوعاتي از سوي ديگر، در ادامهٔ تحصيلش مشکلاتي ايجاد مي‌کرد. سرانجام تحصيل را رها کرد اما کار در مطبوعات را ادامه داد. از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفکر بود. اين صفحات به تمام زمينه‌هاي ادبي و فرهنگي از جمله نقد کتاب، فيلم، تئاتر، نقاشي و شعر مي‌پرداخت. بسياري از شاعران مشهور معاصر، اولين بار با چاپ شعرهايشان در اين صفحات معرفي شدند. مشيري در سالهاي پس از آن نيز تنظيم صفحه شعر و ادبي مجله سپيد و سياه را برعهده داشت. در همان سال‌ها با مجلهٔ سخن به سردبيري دکتر پرويز ناتل خانلري همکاري داشت. وي در سال ۱۳۵۰ به شرکت مخابرات ايران انتقال يافت و در سال ۱۳۵۷ از خدمت دولتي بازنشسته شد. سرودن شعر مشيري سرودن شعر را از نوجواني و تقريباً از پانزده سالگي شروع کرد. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگي او با مقدمه محمدحسين شهريار و علي دشتي در ۱۳۳۴ به چاپ رسيد. خود او دربارهٔ اين مجموعه مي‌گويد: «چهارپاره‌هايي بود که گاهي سه مصرع مساوي با يک قطعه کوتاه داشت، و هم وزن داشت، هم قافيه و هم معنا، آن زمان چندين نفر از جمله نادر نادرپور، هوشنگ ابتهاج (سايه)، سياوش کسرايي، مهدي اخوان ثالث و محمد زهري بودند که به همين سبک شعر مي‌گفتند و همه شاعران نامدار شدند، زيرا به شعر گذشته بي‌اعتنا نبودند. اخوان ثالث، نادرپور و من به شعر قديم احاطه کامل داشتيم، يعني آثار سعدي و حافظ و فردوسي را خوانده بوديم، در مورد آنها بحث مي‌کرديم و بر آن تکيه مي‌کرديم.» موسيقي مشيري توجه خاصي به موسيقي ايراني داشت و در پي همين دلبستگي طي سالهاي ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت شوراي موسيقي و شعر راديو را پذيرفت، و در کنار هوشنگ ابتهاج، سيمين بهبهاني و عماد خراساني سهمي بسزا در پيوند دادن شعر با موسيقي، و غني ساختن برنامه گلهاي تازه در راديو ايران در آن سالها داشت. علاقه به موسيقي در مشيري به گونه‌اي بوده است که هر بار سازي نواخته مي‌شده مايه آن را مي‌گفته، مايه‌شناسي‌اش را مي‌دانسته، بلکه مي‌گفته از چه رديفي است و چه گوشه‌اي، و بارها شنيده شده که تشخيص او در مورد برجسته‌ترين قطعات موسيقي ايران کاملاً درست و همراه با دقت تخصصي بوده است. فريدون مشيري در سال ۱۳۷۷ به آلمان و آمريکا سفر کرد و مراسم شعرخواني او در شهرهاي کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت آمريکا از جمله در دانشگاه‌هاي برکلي و نيوجرسي به طور بي‌سابقه‌اي مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طي سفري به سوئد در مراسم شعر خواني در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتبرگ شرکت کرد. معروفترين اثر وي شعر «کوچه» نام دارد که در ارديبهشت ۱۳۳۹ در مجله «روشنفکر» چاپ شد. اين شعر از زيباترين و عاشقانه‌ترين شعرهاي نو زبان فارسي است. با توجه به علاقه‌اي که وي به عرفان و تصوف ايراني داشت، مجموعه‌اي از ۱۰۰ ماجرا منسوب به شيخ ابو سعيد ابوالخير را باعنوان «يکسو نگريستن و يکسان نگريستن» و با مقدمه‌اي به قلم دکتر جواد نوربخش در اوايل دهه ۱۳۴۰ منتشر نمود. ازدواج او در سال ۱۳۳۳ با خانم اقبال اخوان ازدواج کرد و اکنون دو فرزند به نام‌هاي بابک و بهار از او به يادگار مانده‌است. مرگ مشيري سال‌ها از بيماري رنج مي‌برد و در بامداد روز جمعه ۳ آبان‌ماه ۱۳۷۹ خورشيدي در ۷۴سالگي در تهران درگذشت. مزار او در بهشت زهرا، قطعهٔ ۸۸ (قطعهٔ هنرمندان)، رديف ۱۶۴، شمارهٔ ۹ مي‌باشد. دربارهٔ مشيري عبدالحسين زرين‌کوب در بارهٔ شعر مشيري مي‌نويسد:[۲] «در طي سالها شاعري، فريدون از ميان هزاران فراز و نشيب روز، از ميان هزاران شور و هيجان و رنج و درد هرروزينه آنچه را به روز تعلق دارد، به دست روزگاران مي‌سپارد و به قلمرو افسانه‌هاي قرون روانه مي‌کند. چهل سالي – بيش و کم – هست که او با همين زبان بي‌پيرايهٔ خويش، واژه واژه با همزبانان خويش همدلي دارد... زباني خوش‌آهنگ، گرم و دلنواز. خالي از پيچ و خم‌هاي بيان اديبانهٔ شاعران دانشگاه‌پرورد و در همان حال خالي از تأثير ترجمه‌هاي شتاب‌آميز شعرهاي آزمايشي نو راهان غرب.» فريدون مشيري مجموعه اشعار خود را به صورت دکلمه اجرا نموده است. دفترهاي شعر[ويرايش] ۱۳۳۴ تشنه طوفان ۱۳۳۵ گناه دريا ۱۳۳۷ نايافته ۱۳۴۰ ابر ۱۳۴۵ ابر و کوچه ۱۳۴۷ بهار را باور کن ۱۳۴۷ پرواز با خورشيد ۱۳۵۶ از خاموشي ۱۳۴۹ برگزيده شعرها ۱۳۶۴ گزينه اشعار ۱۳۶۵ مرواريد مهر ۱۳۶۷ آه باران ۱۳۶۹ سه دفتر ۱۳۷۱ از ديار آشتي ۱۳۷۲ با پنج سخن‌سرا ۱۳۷۴ لحظه‌ها و احساس مجموعه‌اي از گفتاوردهاي مربوط به فريدون مشيري در ويکي‌گفتاورد موجود است. ۱۳۷۸ آواز آن پرنده غمگين ۱۳۷۹ تا صبح تابناک اهورايي ۱۳۸۴ نوايي هماهنگ باران ۱۳۸۴ از دريچه ماه قطعات موسيقي قطعات موسيقي که بر روي اشعار فريدون مشيري ساخته شده است. سرود بهار (بوي باران)-فرهاد فخرالديني/ فريدون فرهي - (گروه کر) بهارم دخترم-فرهاد فخرالديني / مرضيه آخرين جرعه اين جام-فرهاد فخرالديني / مرضيه / عليرضا قرباني اشتياق-فرهاد فخرالديني / سيما بينا / عليرضا قرباني نيايش-فرهاد فخرالديني / محمد رضا شجريان مي ناب-روح‌الله خالقي / کاوه ديلمي دل تنگ-فؤاد حجازي / محمد اصفهاني آلبوم لبريز-بابک مشيري کهکشان عشق-محمد سرير/ محمد نوري آخرين جرعة اين جام- نصرالله معين خوش بحال غنچه‌هاي نيمه باز-داريوش/فريد شب‌خيز / بيژن خاوري کوچه (بي تو مهتاب)-خواننده و آهنگساز : حسين دهقان - نوازندگان : حسين دهقان و امير حسين محمودي / سبک : پاپ بهترين بهترين من/آزاده عظيمي/ گروه کر صمات شبها که مي‌سوخت/سهيل نفيسي دام (نام ترانه: پرواز)/لوگا رامين ترکيان/مامک خادم/خسرو انصاري/گروه حقيقت انتخاب Axiom of Choice با برگ (نام ترانه: حريق خزان) -مهيار عليزاده / عليرضا قرباني با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره