شاعرانه/ من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
شاعرانه/ من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری
آخرين خبر/ خيال خام پلنگ من به سوي ماه جهيدن بود و ماه را زِ بلندايش به روي خاک کشيدن بود پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالي زد که عشق ـ ماه بلند من ـ وراي دست رسيدن بود گل شکفته! خداحافظ، اگرچه لحظه ديدارت شروع وسوسه اي در من، به نام ديدن و چيدن بود من و تو آن دو خطيم آري، موازيان به ناچاري که هردو باورمان ز آغاز، به يکديگر نرسيدن بود اگرچه هيچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا بهار در گل شيپوري، مدام گرم دميدن بود شراب خواستم و عمرم، شرنگ ريخت به کام من فريبکار دغل پيشه، بهانه اش نشنيدن بود چه سرنوشت غم انگيزي که کرم کوچک ابريشم تمام عمر قفس مي بافت، ولي به فکر پريدن بود حسين منزوي همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در ايتا https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5 آخرين خبر در بله https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره

آخرین خبر | شاعرانه/ من و تو آن دو خطیم آری، موازیان به ناچاری