آخرين خبر/ خيال خام پلنگ من به سوي ماه جهيدن بود
و ماه را زِ بلندايش به روي خاک کشيدن بود
پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پريد و پنجه به خالي زد
که عشق ـ ماه بلند من ـ وراي دست رسيدن بود
گل شکفته! خداحافظ، اگرچه لحظه ديدارت
شروع وسوسه اي در من، به نام ديدن و چيدن بود
من و تو آن دو خطيم آري، موازيان به ناچاري
که هردو باورمان ز آغاز، به يکديگر نرسيدن بود
اگرچه هيچ گل مرده، دوباره زنده نشد امّا
بهار در گل شيپوري، مدام گرم دميدن بود
شراب خواستم و عمرم، شرنگ ريخت به کام من
فريبکار دغل پيشه، بهانه اش نشنيدن بود
چه سرنوشت غم انگيزي که کرم کوچک ابريشم
تمام عمر قفس مي بافت، ولي به فکر پريدن بود
حسين منزوي
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در ايتا
https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5
آخرين خبر در بله
https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار