1. برگزیده
کتاب

وزارت ارشاد، ممنوع‌القلم‌ دارد؛ قانون ممیزی اصلاح می‌شود

منبع
مهر
بروزرسانی
وزارت ارشاد، ممنوع‌القلم‌ دارد؛ قانون ممیزی اصلاح می‌شود
مهر/ رئيس هيئت نظارت بر ضوابط چاپ و نشر کتاب با تصريح بر اينکه در مجموعه وزارت ارشاد برخي نويسندگان ممنوع‌القلم هستند از ارسال نامه به شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي اصلاح قانون مميزي خبر داد. پايگاه اينترنتي مجله ادبي «الف‌يا» وابسته به بنياد شعر و ادبيات داستاني ايرانيان يک گفتگوي تفصيلي و يکساعته ويدئويي با محمد علي مهدوي راد رئيس هيئت نظارت بر ضوابط چاپ و نشر کتاب انجام داده که مطالب قابل توجهي در خود دارد. مهدوي راد در بخشي ابتدايي اين گفتگو با اشاره به اينکه در سال ۱۳۴۸ در مشهد معمم شده است، عنوان داشته است: از نعمتهاي زندگي من حضور در مدرسه آيت‌الله العظمي ميلاني بود که به صورت عجيبي پيشرو و مدرن بود از جمله برنامه‌هايي که داشت کلاس‌هاي انشاءنويسي بود. يادم هست که وقتي در کلاس کسي متني براي خوانش نداشت استاد از من مي‌خواست متن‌هاي قبلي‌ام را دوباره بخوانم و همين امر من را با خواندن و نوشتن مانوس مي‌کرد. وارد شدنم به کلاس‌هاي درسي و تحليلي رهبر انقلاب هم تحول زيادي در من ايجاد کرد. از شگفتي‌هاي شخصيتي ايشان کتابخواني‌شان بود. روزهاي دوشنبه هر هفته از ساعت ۱۰ تا ۱۲ در خانه‌شان پيرامون کتاب گعده داشتند که حتي در تابستان هم برقرار بود. هر جلسه که به خانه‌شان مي‌رفتيم ايشان يک کتاب تازه خوانده بود و درباره‌اش صحبت مي‌کرد و من هم رفته رفته تشويق مي‌شدم به مطالعه تا جايي که وقتي از مشهد به قم آمدم چهارده کارتن سيگاري کتاب داشتم. وي همچنين گفت: ايشان(مقام معظم رهبري) به صورت عجيبي در شعر و نثر ادبي صاحب نظر هستند. اخيرا که در يکي از صفحات فضاي مطلبي را درباره ايشان درج کردم، يک مطلب از مرحوم قدسي را به ياد ايشان بازگو کردم. مي‌دانيد که مرحوم قدسي به آقاي خامنه‌اي ابراز علاقه‌ زيادي مي‌کرد و عين تعبيرش اين بود که نثر سيد علي آقا ميان معممين بي‌نظير و در ميان مکلاها کم نظير است. مهدوي را در بخشي ديگر از اين گفتگو به موضوع مميزي کتاب وارد شده و عنوان کرده است: قبول ندارم که بعد چهار دهه به يک قانون عقلاني و روشمند در مميزي کتاب نرسيده‌ايم. ما دو قانون براي مميزي و بررسي کتاب داشته‌ايم. قانون اوليه در سال ۶۷ تصويب شد که قانون دقيقي بود اما مختصر نوشته شده بود و قانوني که در سال ۸۹ قانوني مصوب شد که کمي مفصل‌تر است. قانون هميشه کش‌دار بوده است و مي‌شود تاوليش کرد. اما مجري بايد به مُرّ قانون رجوع کند و نه تاويل آن. منتهي مجري بايد تسامح به نفع کسي داشته باشد که قانون را مورد استفاده قرار مي‌دهد و نه به نفع کسي که قانون را نوشته است. سيد قطب در اين زمينه عنوان کرده که خداوند به پيامبر عرضه داشت ملاک اول تو عقل است اما گاهي عقل آنقدر تيز است که اگر اجرايش کني، خودش را از بين مي‌برد و به همين خاطر خدا به تسامح هم امر کرده. مدير گاهي بايد در اجراي قانون طوري عمل کند که اصل قانون از بين نرود اما قانون و اجرايش با تسامح همراه شود مهدوي را با اشاره به اينکه قانون مميزي کتاب در پنج سال گذشته مبدل به آئين نامه‌هاي مفصلي شده است که بسيار کامل است است، تصريح کرد: هر دولتي که بخواهد اين قانون را اجرا کند شايد تندروي کند اما بدنه نشر نبايد جريان به وجود آورنده آن را که چهارچوبي براي کارشان دارند متهم کند، اين قبيل تصميمات را مي‌بايست از سر عقل نقد کرد. رئيس هيئت نظارت بر ضوابط چاپ و نشر کتاب همچنين افزود:‌ اداره کتاب در دوره قبل متهم مي‌شد به تسامح و ساختار شکني ولي من اين را قبول نداشتم. يادم هست در آن زمان(دوران وزارت علي جنتي) دربرابر اين نقدها گفتم من طلبه‌ام. عمري براي دين جان کنده‌ام. آقاي جنتي(وزير وقت) هم روحاني است وآقاي صالحي هم طلبه است و معتقدم قطعا مجتهد است. نمي‌شود گفت اين مجموعه مي‌خواهد ايمان و مذهب و دين مردم را خراب کند. ولله اينطور نيست. آن فردي که در صفحه مجازي و غير مجازي اين حرف‌ها را مي‌زند بايد با قانون و منطق بگوييد که چرا چنين فکر مي‌کند نه اينکه بگويد من دوست ندارم. خوش آمدن و نيامدن ويار حاملگي نيست. يک جريان فکري بايد براي حرف خود مکتب و منطق و استدلال داشته باشد. يادم هست بزرگواري کتابي را مطرح کرده بود که اين اثر به ساحت حضرت زهرا(س) توهين کرده بود. مترجم اثر آقاي محمود مهدوي دامغاني بود که از ولايت مدارترين افراد روي زمين است. او براي اين بخش خاص دو صفحه پاورقي نوشته بود و اثبات کرده بود که اينها جهل است. اين کتاب جنجال به پا کرده بود چون اين پاورقي ديده نمي‌شود و تنها مي‌گفتند چرا اين کتاب چاپ شده است. وي همچنين افزود: وقتي با آقاي صالحي در همان روزهاي اول معاونت خدمت آيت‌الله مکارم شيرازي رسيديم، ايشان به آقاي مکارم گفت که من مي‌خواهم براي شب اول قبرم حجت داشته باشم و همينطوري کاري نمي‌کنم. خودم يادم هست درباره مطلبي در کتابي ايرادي داشتم. کتابي بود که همه بررس‌هاي ما گفتند مشکلي ندارد. دادمش به دو طلبه فاضل در مشهد هم خواندندش و گفتند مشکلي ندارد. با اين همه از نويسنده خواستم آمد و صحبت کرديم. يکي از دو مساله کتاب حل شد و ديگري را هم من پذيرفتم. کتاب چاپ شد و تمام. الان اگر کتابي براي انتشار مشروط شود و مميز آن به توضيح نويسنده قانع نشود، کتاب به شوراي هفت نفره براي بررسي دوباره مي‌رود. در اين شورا بارها و بارها اين دست کتابهاي مشروط مشکلشان حل شده است. مهدوي راد همچنين درباره کارکنان اداره کتاب گفت: ما ۱۲۰۰ نفر بررس در مجموع داريم که البته همه هم را نمي‌شناسند. ما به آنها اطمينان کرده‌ايم و به نظرشان اعتماد داريم.گاهي به شوخي مي‌گفتند برخي کتاب‌ها نوشته نويسنده و ارشاد است اما ما اين کار را نمي‌کنيم. در متن کتاب هرگز دست نمي‌بريم. وي همچنين افزود: قانون فعلي مميزي شايد قانوني نباشد که ما بخواهيم. به همين خاطر دوباره به شوراي عالي انقلاب فرهنگي نامه زديم و خواستار اصلاحش شديم ولي قانون فعلي به نظرم مترقي‌ترين قانون در اين زمينه است. مي‌دانم و مي‌دانيد که هيچ جاي دنيا نيست که خط قرمزي براي نشر کتاب نداشته باشد ما هم کتابي که بخواهد تماميت ارضي را خدشه دار کند و يا اسلاميات و ايمانيات را با صراحت آن را بر نمي‌تابيم. معتقدم بايد در برهه‌اي زماني بايد قانون فعلي بازنگري شود. شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد اين کار را واگذار کند به مجموعه‌اي براي بازنگري و تصويب. اما در آئين نامه اجرايي تلاش کرديم تا جايي که امکان دارد بن‌بست‌ها را برداريم نه اينکه به آن بيافزاييم. تلاش کرديم در اين آئين نامه آنقدر تبصره‌ها ريز شود که ديگر جاي تاويل باقي نماند. به نظر من معتقدم قانون سال ۶۹ بسيار خوب و محکم و منطقي بود. بايد کمي گسترش پيدا مي‌کرد و دقيق‌تر مي‌شد. در قانون سال ۸۹ اين اتفاق کمي افتاد. اگر قانون دقيق باشد و آئين نامه هم دقيق و آن را بدهيم دست ناشر و بگوييم مسئوليت با خودت و اگر از آن تخطي کردي قانون با تو برخورد مي‌کند، مي‌شود نقش ارشاد را در مميزي نفي کرد. ولله ما اين را خواستيم اما ناشران قبول نکردند. زير بارش نمي‌روند. وي در بخش ديگري از گفتگو با صراحت از وجود برخي نويسندگان ممنوع القلم در ارشاد ياد کرد و گفت: ممنوع القلم وجود دارد اما نمي‌خواهم موردي در اين زمينه صحبت کنم چون تصميم گيرنده درباره آن من نيستم. قانون مي‌گويد کسي اگر طوري خاص نوشت ممنوع القلم است. يکدوره‌اي شايد مثلا صادق هدايت با اين معيار ممنوع القلم مي‌شود و در يک دوره‌اي نشود. مهدي راد همچنين گفت: من رمان زياد مي‌خوانم مي‌دانم که خيلي از چيزهايي که در رمان‌ها مي‌نويسند اگر در ظرف خود قرار بدهيم معنايي که فکر مي‌کنيم را نمي‌دهد تازه اگر هم بدهد ايرادي ندارد چون نيايد خواننده خودمان را خيلي چُلمن حساب کنيم! من قبول نداريم که متوني که ميراث ادبيات فارسي هستند مشمول مميزي مي‌شوند. نص صريح قانون هم مي‌گويد که اين متون مشمول مميزي نمي‌شود ولي مي‌دانم که در دوره‌اي بوده که اينها را مميزي کردند. حتي به مرحوم محمد قاضي گفته بودند نام کتاب «نان و شراب» را بگذاريد «نان و سرکه». با اين همه من معتقدم مميزي ضرروتي است که نمي‌شود انکارش کرد و گاهي هم به سالم سازي و رشد کمک مي‌کند اما قطعا به ادبيات زيرزميني هم دامن مي‌زند با اين حال نمي‌شود به اين خاطر رهايش کرد. گاهي کتابي که خواننده خاصي دارد وقتي اعلام مي‌کنيم ممنوع شده فقط مخاطب آن را زياد مي‌کنيم. وي با بيان اينکه نه بابت مشاوره‌اش در موضوع بررسي کتاب حقوق مي‌گيرد. نه دفتر دارد و نه در چارت کاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و تنها براي انقلاب و دين اين مشاوره دهي را پذيرفته است، افزود: الان چاپ کتاب عين آب خوردن شده است. بدون مجوز چاپ مي‌کنند و پشت ويترين هم مي‌رود. من که عمامه دارم از جلوي دانشگاه مي‌روم زير گوشم مي‌گويند همه جور کتاب داريم و وقتي مي‌خواهي دو سه مدلش را برايت مي‌آورند. مثلا کتاب نگاهي به شاه آقاي عباس ميلاني. فصل‌هاي آخر اين کتاب واقعا وهن خود آقاي ميلاني است. همان هفته‌اي که معلوم شد اين کتاب اجازه انتشار ندارد، مقابل دانشگاه آمد کنار خيابان. چند مدلش هم آمد. ۱۸ هزار تومان، بيست هزار تومان و ۲۸ هزار توماني. همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد: آخرين خبر در سروش http://sapp.ir/akharinkhabar آخرين خبر در ايتا https://eitaa.com/joinchat/88211456C878f9966e5 آخرين خبر در بله https://bale.ai/invite/#/join/MTIwZmMyZT آخرين خبر در گپ https://gap.im/akharinkhabar