خبرگزاري کتاب ايران/ امروزه براي درمان و بهبود وضعيت جسماني امکانات گستردهاي وجود دارد. اگر با انسانهايي که از پيش از ميلاد مسيح حتي تا قرنها بعد از آن ميزيستند صحبت از تصويربرداري از درون بدن انسان ميکرديد و ميگفتيد که پزشکان ميتوانند درون بدن انسانها را ببينند، قطعا جمع کثيري از آنها تصور ميکردند که پزشکي همان جادوگري است. در حاليکه با به کارگيري دستگاههاي MRI اين موضوع براي اين نسل از انسانها امري کاملا طبيعي و انسان امروزي هيچگاه نميپندارد که پزشکي ميتواند ربطي به جادوگري داشته باشد
در مثالي ديگر؛ تا چند قرن اخير بيماراني بودند که بر اثر برخي مشکلات قلبي جان خود را از دست ميدادند اما امروزه درمانهايي حتي بدون عمل باز جراحي انجام ميشود که افراد ميتوانند سالها به زندگي خود ادامه دهند.
همچنين اين روزها در علم پزشکي بشر صحبت از ساخت عضوي جديد و جايگزين براي انسانهايي ميشود که در سوانح و يا در اثر بيماري يک عضو خود را ازدست دادهاند. حتي تا چندي پيش اخباري مبني بر پيوند سر روي يک بدن سوژه داغ رسانهها بود که قرار بود 80 پزشک آن را در يک اتاق عمل فوق تجهيز شده انجام دهند. اکنون به آرامي بايد نويد آن را بدهيم که با پيشرفتها و تجهيزات امروزي انسان نبايد نگران قطع عضو و يا ابتلا به بيماريهاي مهلک مانند سرطان و يا ايدز باشد؛ چراکه جهش عظيمي در به کارگيري سلولهاي بنيادي و نسل جديد داروها باعث شده که کمترين آثار از بيماري در فرد يافت شود.
کتاب تاريخ «علم پزشکي» نوشته ويليام باينوم به روايت سرگذشت اين علم از يونان باستان تا عصر حاضر ميپردازد. در اين سير تحول انسان ابتدا با علمي سروکار داشته که آميخته با خرافات و موجودات فرازميني بود اما امروزه شاهد شيوع ويروسي به نام اچ آي وي ميشود که در يک دورهاي جهان را مبهوت خود کرده بود و بسياري از دولتها تا سالها به علت نوع انتقال آن آمار دقيقي از مبتلايان را ارايه نميدادند.
در واقع اين اثر دانشنامهاي است به سير تاريخي علم پزشکي به ويژه در يونان باستان پرداخته و فهيمه مخبر دزفولي آن را ترجمه کرده است
ويليام بايوم از جمله مورخاني است که در حوزه تاريخ علم پزشکي تحقيقات وسيعي داشته است. از تاليفات متعدد وي ميتوان به آثاري چون «فرهنگ تاريخ علم» در سال 1981، «علم و طبابت در قرن نوزدهم» در سال 1994، «فرهنگ اعلام پزشکي» در پنج جلد به همراه همسرش هلن باينوم در سال 2007 اشاره کرد.
دانشگاه يورک انگلستان به پاس خدمات اين مورخ در حوزه دانش پزشکي سالانه جايزهاي را به نام وي براي پژوهشگراني اهدا ميکنند که در حوزه مطالعات تاريخ پزشکي و ديگر علوم فعاليتهاي گسترده دارند.
در بسياري از اسناد آمده است که پيشينيان براي درمان بيماريها به موجودات فرازميني و خرافات متوسل ميشدند تا حدي که قبل از عصر پزشکي در يونان باستان، علم پزشکي علمي ديني محسوب ميشده است. باينوم يکي از معدود مورخاني بود که در تحقيقاتش خرافه و موجودات فرازميني را از علم پزشکي جدا کرد و با پرداختن به عصر پزشکي در يونان باستان به رويکرد غير ديني اين علم پرداخت.
کتاب «تاريخ پزشکي» جزو آن دست آثاري است که ويليام باينوم در اين اثر با بياني روان و گاه طنز آميز شوق مطالعه را در مخاطب برميانگيزد. او دو هزار و پانصد سال تاريخ پزشکي را به اختصار ولي بسيار عميق عرضه ميکند.
با اينکه عنوان کتاب «تاريخ پزشکي» است؛ مخاطب انتظار دارد نويسنده پژوهشي همهجانبه در علم پزشکي داشته باشد و تاريخ تمدنهاي بزگي چون هند، چين، مصر و ايران باستان را هم در پژوهشهاي خود گنجانده باشد. اما بايد گفت هدف نويسنده از تاليف اين کتاب تاريخ پزشکي در يونان و تاثير آن بر پزشکي در غرب است که اين هدف با عنوان کتاب مغايرت دارد.
نقد کوتاهي بر کتاب
نويسنده تاريخ پزشکي را در جدولي به پنج دوره و بخش تقسيم کرده است که عبارت است از پزشکي باليني، پزشکي کتابخانهاي، پزشکي بيمارستاني، پزشکي اجتماعي و پزشکي آزمايشگاهي. يکي از نقدهايي که شايد ميتوان بر اين کتاب داشت اين است که نويسنده در بخش تاريخ پزشکي کتابخانهاي به فعاليتها و تلاشهاي پزشکان مسلمان در تاليف دايرهالمعارف پزشکي اشاره کرده است؛ اما پيشرفتهاي پزشکي را در تمدن اسلامي به پزشکي کتابخانهاي محدود کرده در حاليکه پزشکان مسلمان علاوهبر کسب توفيق در پزشکي باليني و کتابخانهاي، در پزشکي آزمايشگاهي و بيمارستاني هم پيشرفتهاي درخور توجهي داشتند.
باينوم در مقدمه کتاب «تاريخ پزشکي» آورده است: «پزشکي در جامعه شامل تاکيد بر اهميت زيستمحيطي آب پاکيزه، دفع پسماند، برنامه واکسيناسيون بهداشت و امنيت در محيط کار و همچنين بررسي روند بيماريها و رابطه آنها با تغذيه، عادتها و عوامل محيطي است. پزشکي آزمايشگاهي بيشتر در آزمايشگاه انجام ميشود و ظاهرا به معناي داروهاي بهتر و شناخت سازوکارهاي بدن است که ميتواند سبب بهبود تشخيص و درمان شود.»
داستان زيباي پنيسيلين
اين اثر در شش فصل تدوين شده است. نويسنده در بخش آخر کتاب به پزشکي در دنياي جديد در عصر حاضر پرداخته است. حول تحقيقات وي شامل تجهيزات بيمارستانها و نحوه مراقبت از بيماران همچنين کشف داروها و واکسنهايي است که به يکباره جهشي عظيم در علم پزشکي به وجود آورد.
در بخشي از اين فصل ميخوانيد: «پنيسيلين احتمالا دارويي جادويي تمام زمانها بوده است و داستان آن بر جذبهاش افزوده است. در سال 1928 الکساندر فلمينگ با کپکي که بر روي يک ظرف پتري باز رشد يافت، پنيسيلين را کشف کرد. اما تا يک دهه کمابيش به آن توجهي نشد. با آغاز جنگ جهاني دوم هاوارد فلوري پروفسور پاتولوژي در دانشگاه آکسفورد و گروه همکارانش ماموريت يافتند تا در جستوجوي درمان جديد براي عفونتهاي باکتريايي باشند. پنيسينين جزو مواد انتخابي آنان و چارهاي موقت براي زمان جنگ بود. آنان مقدار مناسبي از اين کپک ارزشمند را جدا کردند تا نشان دهند که تاثير آن قطعي است.»
و اما...
در انتهاي اين فصل باينوم به کشف ويروس اچ آي وي و سير ديدگاههايي ميپردازند که دولتمردان نسبت به آن داشتند.در ادامه ميخوانيد: « ايدز درسي هدفمند درباره موقعيت مراقبتهاي بهداشتي بازارگراي جديد بود. در زمان پيدايي اين بيماري به شکل بدخيم در دهه 1980 و به صورت گسترده در مردان همجنسگرا و معتادان تزريقي در آمريکا، ايدز نماد قوت و ضعف مراقبتهاي بهداشتي معاصر شد. چون اين بيماري در کشورهاي ثروتمند پيدا شد، تحقيقات بيومديکال به سرعت انجام شد. هرچند بعضي از رهبران مذهبي اصرار داشتند آن را به سادگي عذاب خداوند بر همجنسگرايان و ساير گنهکاران بدانند.»
کتاب«تاريخ پزشکي» در 232 صفحه، در يکهزار نسخه تابستان سال جاري از سوي نشر سينا وارد بازار کتاب شد.
بازار