آخرين خبر/ اگر انسان ماجراجويي پيشه کند، بيترديد تجربههايي کسب ميکند که ديگران از آن محرومند.
ما براي در پيش گرفتن اين سفر، شير يا خط انداختيم.
شير آمد؛ يعني بايد رفت.
و ما رفتيم.
اگر خط هم ميآمد و حتي اگر ده بار پشت سر هم خط ميآمد، ما آن را شير ميديديم و به راه ميافتاديم.
انسان ميزان همه چيز است.
نگاه من است که به همه چيز معنا مي دهد.
ما ميخواستيم اينگونه باشد و شد.
مهم نبود که آيا شتابزده تصميم گرفتيم يا نه.
مهم آن بود که گام در راهي مي گذاشتيم که دوست داشتيم.
ما به راه افتاديم و رفتيم و رفتيم. هنگامي که باز گشتيم ديگر آن آدم پيشين نبوديم.
عوض شده بوديم،
سفر نگاه ما را به اوج ها برده بود.
بزرگ تر شده بوديم...
خاطرات سفر با موتور سيکلت
ارنستو چهگوارا
بازار