برترين ها/ اهل مطالعه داستانهاي حکايتي باشيد و يا حتي تاحدودي با ادبيات کودک و نوجوان آشنايي داشته باشيد احتمالاً تا به حال با داستانهاي فابل برخوردهايد.
داستانهاي فابل که با حکايت حيوانات نيز شناخته ميشوند، داستانهاي نسبتاْ ساده و کوتاهي هستند که شخصيتهاي اصلي آنها را حيوانات تشکيل داده و عمدتاْ در موضوعات حکايتي و آموزشي گنجانده ميشوند، اما شايد وقت آن رسيده که داستانهاي فابل را بهتر بشناسيم. در اين مطلب همراه ما باشيد تا اين نوع مشهور از داستانها را بهتر شناخته و با ويژگيهاي آنها بيشتر آشنا شويم.
داستان فابل چيست؟
عبارت فابل (FABLE) يا همان حکايت حيوانات به معناي افسانه، دروغ، داستان، حکايت اخلاقي بوده و در قرون وسطي و رنسانس براي زمان سخن گفتن از طرح يک روايت به کار ميرفته است. همانطور که پيش از اين گفته شد، مفهوم فابل در ادبيات به نوع خاصي از داستان و روايت اشاره دارد.
به طور کلي ميتوان گفت که داستانهاي فابل به لحاظ اينکه از زبان حيوانات نقل شده و جريانات زندگي انساني را در قالب شخصيتهاي حيوانات به نمايش در ميآورد جزء پرکاربردترين و همچنين پرشنوندهترين انواع داستان و حکايت هستند. اين نوع داستانها در ميان کودکان و بزرگسالان جذابيتهاي بسياري ايجاد ميکند، با اين حال معمولاً براي کودکان به کار ميرود، چراکه شايد ارائه يک مفهوم اخلاقي و تعليمي در قالب داستانهاي حيوانات براي کودکان قابلقبولتر بوده و نتيجه بهتر و بيشتري بر آنها خواهد داشت.
با اين حال بسياري از داستانهاي فابل مشهور و قوي دنياي ادبيات مخاطبين بزرگسال داشته و درسهاي تعليمي مهم و يا حتي سنگيني را به آنها ارائه خواهد داد. نمونههاي برتر داستان فابل در ادبيات ايران و دنيا در داستانهاي کليله و دمنه و همينطور قلعه حيوانات ديده ميشود که مخاطبان آنها کاملاً افراد بزرگسال هستند.
بايد گفت که قدمت و گستره توجهي که نويسندگان در ادبيات فارسي به داستانهاي فابل داشتند بسيار زياد بوده و نمونههاي برجسته بسياري از اين داستانها در ايران موجود است. مشهورترين نمونه مربوط به کليله و دمنه اثر نصر الله منشي است. در کنار اين کتاب، آثار ديگري نيز در پهنه ادبيات فارسي وجود دارند که به زندگي حيوانات اشارات بسياري داشتهاند، کتابهايي مانند منطق ااطير، مرزبان نامه، جواهرالسمار، سندبادنامه، قصههاي هزار و يک شب و...
داستانهاي فابلي که در ادبيات فارسي به چشم ميخورند داراي ويژگيهايي مختص به خود هستند. معمولاً زبان اين داستانها اديبانه و مصنوع است و به همين دليل هم کمتر پيش ميآيد که با شخصيتها مطابقت داشته باشد. علاوه بر اين ميتوان گفت که در اين داستانها معمولاً حکايتها با گفتگو پيش رفته و در برخي حکايات نيز روند داستان جزئي از گقتوگوهاست.
داستانهاي فابل ايراني معمولاْ کوتاه هستند و از نظر داستاني و تعداد حوادث، پيچيدگي چنداني ندارند. در اين داستانها شخصيتهاي حيواني، بيشتر نماينده شخصيتها و مفاهيم انساني هستند.
شايد بتوان اينگونه گفت که منشاء بيشتر فابلهاي اروپايي از مشرقزمين بوده است. در اين ميان هنديان نيز نقش بسيار پررنگي را ايفا کردهاند. کتاب کليله و دمنه توسط برزويه طبيب از زبان هندي به پهلوي ترجمه شد و بعد از آن هم به زبان عربي به ترجمه در آمد.
داستانهاي فابل در يونان باستان نيز جايي را به خود اختصاص داده بودند. ظاهراً قديميترين داستانهاي فابلي که به يونانيان تعلق دارد مربوط به قرنهاي هفتم و هشتم قبل از ميلاد مسيح است. بيشتر اين فابلها از شخصي افسانهاي به نام ايزوپ نقل شده است که تقريباً جايگاهي مانند لقمان دارد. بعدها که در واقع زماني حدود سيصد سال قبل از ميلاد مسيح است، فردي به اسم فالريوس فابلهاي او را جمعآوري کرد و بعدها افرادي ديگر آن را به رشته نظم درآورده و کمکم وارد زبان لاتين کردند.
درباره کليله و دمنه از مشهورترين داستانهاي فابل
کليله و دمنه به عنوان يکي از مهمترين داستانهاي فابل که پيش از اين نيز به آن اشاره کرديم تاريخچه قوي و مهمي دارد که شامل چند فرهنگ و کشور شده و به آنها نسبت داده ميشود. کليله و دمنه کتابي از اصل هندي است که در دوران ساساني به زبان فارسي ميانه ترجمه شد. نام کليله و دمنه خود از نام دو شغال که شخصيتهاي يکي از داستانهاي فابل اين کتاب است گرفته شده است.
اهميت کتاب کليله و دمنه در زمينه داستانهاي فابل آنقدر زياد است که به ترجمههايي در زبانهاي مختلف در آمده است؛ براي مثال ابن مقفع آن را زبان عربي ترجمه کرده که نتيجه آن به مظهري از ترجمه درست و فصيح تبديل شده است.
ترجمه کليله و دمنه به زبان فارسي بارها اتفاق افتاده است که در نهايت معروفترين و بهترين آن به قرن ششم هجري مربوط ميشود که توسط نصرالله منشي انجام شده است. ترجمهاي که نصرالله منشي از کتاب کليله و دمنه داشته است آزاد بوده و در بسياري از بخشهاي اين کتاب بر اثر صلاحديد خود ابيات و امثالي را اضافه کرده است.
اين کتاب آنقدر مورد توجه کشورهاي مختلف قرار گرفته است که بارها ترجمه از سانسکريت به فارسي، بازنويسي از فارسي به فارسي، ترجمه از فارسي به کرمانجي و... بر روي آن اعمال شده است.
اهميت نماد در داستانهاي فابل
يکي از ويژگيهاي بسيار مهم و اساسي در داستانهاي فابل داشتن نمادهاي گوناگون است. شخصيت حيوانات در هر نقشي که ظاهر ميشوند غالباً به عنوان يک نماد نمايان ميگردند؛ براي مثال ميتوان گفت که در افسانههاي ايراني و همينطور اروپايي حيواناتي مانند روباه و شغال بيشتر نماد مکر و فريب هستند. اين در حالي است که در افسانههاي آفريقايي خرگوش، عنکبوت و لاک پشت مظهر اين ويژگيها هستند، بنابراين مفاهيم نمادهايي که در داستانهاي فابل بيان ميشوند ميتوانند در فرهنگها و ملل مختلف معاني کاملاً متفاوتي از خود نشان دهند.
به طور کلي ميتوان گفت که هر کدام از داستانهاي فابل شخصيتهايي اصليتري دارند که با توجه به نمادي که پيش از اين نيز به آن اشاره کرديم اهميت بيشتري پيدا ميکند؛ براي مثال در داستانهاي فابل کليله و دمنه شير مظهر شاهان و حاکمان است و يا اينکه در منطق الطير عطار هدهد با توجه به نقش برجسته و مهمي که دارد سمبل رهبر و مرشد را ايفا ميکند و سيمرغ نيز مظهر خداوند يکتاست.
بازار