انتشارات انقلاب اسلامي/ کتاب «جاودانهي تاريخ» مشتمل بر مجموعه بيانات مقام معظم رهبري حضرت آيتالله العظمي خامنهاي(مدّظلّهالعالي) در تبيين ابعاد گوناگون شخصيت اميرالمؤمنين عليبنابيطالب عليهالسلام ميباشد که پس از گردآوري و تدوين در يک ساختار منسجم، توسط انتشارات انقلاب اسلامي منتشر گرديده است. در اين يادداشت بهمناسبت سالروز شهادت اميرالمؤمنين عليهالسلام، به مرور بخشهايي از مطالب سودمند اين کتاب پرداخته ميشود.
آنچه در فصل اول کتاب ميخوانيم، حکايتِ «حيرت» است! به بيان آيتالله خامنهاي، اميرالمؤمنين عليهالسلام «اعجوبهي عالَم و نمونۀ قدرت کاملهي الهي و کلمهي تامهي پروردگار» است که «ابعاد شخصيتيِ نامتناهي» دارد و بههمين دليل ما با ذهنهاي کوچک و انسگرفته با مقياسهاي مادي، قدرت آن را نداريم که شخصيتي با آن ابعاد عظيم معنوي و روحي را حتي «تصور» کنيم.(1) او چونان اقيانوسي است که احاطه بر همۀ ابعادش در يک نگاه که هيچ، در يک مطالعهي طولاني هم براي انسان ميسّر نيست. از هر طرف که وارد شويم، دنيايي از عظمت و شگفتي مشاهده ميکنيم. آيتالله خامنهاي اين سخن را نه يک مبالغه و يک ادعاي بيمبنا، بلکه ثمرهي سالها مطالعه و پژوهش و تأمل دربارۀ زندگي و سيرهي آن حضرت ميداند.(2)
اين سخن البته، نه فقط دربارۀ مقامات ملکوتي و عرفاني آن حضرت صادق است، بلکه حتي ابعاد عمليِ زندگي آن بزرگوار، يعني آنچه که مربوط به حکومت و سيرۀ رفتاري ايشان است هم واقعاً در هيچ بياني نميگنجد.(3) اما بههرحال آنچه که ميدانيم، انساني است که «بلندترين قلّهي بشريت» است و نميتوان به آن توجه نکرد و به سمتش حرکت ننمود. لذا خوشبختانه با وجود اين حيرت، از هر طرف که وارد درياي عظيمِ فضايل و مناقب ايشان بشويم و هر رشتهاي از رشتههاي مَحامد بشري را که مطرح کنيم، فيض عظيمي نصيبمان خواهد شد و از اين دريا بهرهها خواهيم برد.(4)
اين شگفتزدگي البته مختص ما شيعيان نيست؛ بلکه حقيقتي وراي مذهب دارد: سخن معروفي از خليلبناحمدِ فراهيدي (نحوشناس و لغتشناس شهير و قديميِ عرب) نقل شده است به اين مضمون که: دوستان عليبنابيطالب(ع) از ترسِ جانشان و دشمنانش از شدتِ بغض و دشمنيشان، قرنها فضائل و مناقب او را کتمان کردند، اما با اين وجود «فظَهَرَ ما بَينَ هذَينِ ما مَلأ الخافَقَين» از ميان اين دو کتمان، آنقدر فضائل اميرالمؤمنين عليهالسلام بروز کرد که سرتاسر عالَم و ميان مشرق و مغرب را فراگرفت. اينست فضائل عليبنابيطالب.
يعني اين گوهر ملکوتي آنچنان در تارُک خلقت ميدرخشد که هيچ تاريخِ خودنوشتهاي نتوانست آن را بپوشاند و به رُخ عالَميان نکشد. اينچنين است که حتي دشمنان حضرتش هم وقتي به اعماق روح خود مراجعه ميکردند، نسبت به آن بزرگوار عقيدۀ همراه با تعظيم و تکريم و محبت را احساس ميکردند. در فصل دوم مروري بر آن بخش از بيانات آيتالله خامنهاي دربارۀ اين نوري است که آفاق عالَم را پُر کرده است و هيچکس نتوانسته آنها را کتمان کند. در اين فصل بعضي حکاياتي که اصحاب اديان ديگر يا حتي دشمنان حضرتش (همچون معاويه، آلزبير، عبداللهبنعمر) در آنها اذعان و اعتراف به اين نور کردهاند، نقل ميگردد؛ همچنين در فصل سوم، چند نمونه از روايات و احاديثي که «در منابع اهلسنت» از پيامبراعظم(صلياللهعليهوآله) در فضيلت عليبنابيطالب(ع) نقل شده است، بيان ميشود تا تشعشعِ اين نور پرفروغ در ميان آحاد مردم نيز بهروشني نمايان گردد.
بنابراين ما هم بايد تلاش کنيم تا بهقدرِ سعۀ وجودي خويش آن انسان باعظمت را بشناسيم تا بتوانيم به سمت آن قله حرکت کنيم. اما چگونه و از چه طريق؟ با کدامين بيان ميتوان و بايد اوصاف اين انسان بزرگ را چنان وصف کرد که در شأن شکوهِ شخصيتش باشد؟ فصل چهارم و پنجم توضيح و شرح دو حديث شريف از امام حسن مجتبي(ع) و امام جعفر صادق(ع) با بيان آيتالله خامنهاي ميباشد که در دقيقترين و ظريفترين عبارات، ابعاد گوناگون شخصيتي آنحضرت را توصيف کردهاند و ميتوان از آن طريق، دورنمايي واقعنما از اين خورشيدِ باشکوه پيدا کنيم.
شخصيّت اميرالمؤمنين عليهالسلام «اسلامِ مجسّم» بود. چنانکه اگر قرار بود اسلام در کالبدِ يک انسان ظاهر گردد، علي(ع) آن کالبد بود. بهتعبير ديگر: اگر ما اسلام را ترکيبي از ايمان و علم و عمل (که هر يک از اينها ابعاد گسترده و عميقي دارند) بدانيم، اين هر سه عنصر بهنحو اعلي درجه، در شخصيت علي(ع) جمع بودند.(5) فصل ششم کتاب اين جامعيت را با بيان آيتالله خامنهاي تبيين نموده است. ايشان توضيح ميدهد که شخصيّت اميرالمؤمنين (عليهالصلاة و السلام) ترکيبي از عناصري است که هر کدام بهتنهايي يک انسانِ عاليمقام را اگر بخواهد به اوجِ آن برسد، به زانو در ميآورَد. عليبنابيطالب در همهي اينها در حدّ اعلي است.(6) البته باز بايد تکرار کنيم که اين مطلب هم دربارۀ همان بخش از چهره و هويّت و شخصيّت او است که انسانها ميتوانند آن را ببينند و به آن بينديشند و از آن سرمشق بگيرند. نه ابعادِ ملکوتي و عرفاني آن حضرت. در همين بخش است که ميتوان صد صفت از اوصاف کماليِ انسان را برشمرد که اميرالمؤمنين در همهي آنها قلّه است و اين اوصاف آنچنان وسيع و گستردهاند که براي هر يک، اقلاً بايد يک کتاب نوشت.(7)
اما آنچه انسان را باز از اين هم شگفتزدهتر ميکند، اينست که همهي آن صفات متکثّر که بسياري از آنها در ظاهر با هم «متضادّ و ناسازگار» هستند، در شخصيت اميرالمؤمنين عليهالسلام آنچنان کنار هم با توازن و زيبايي چيده شدهاند که خود يک زيبايي و شکوهِ حيرتانگيز ديگري را به نمايش گذاشتهاند! توازن عجيبي در شخصيت آن بزرگوار است که نميتوان شبيه آن را در هيچ انسان ديگري يافت. از اين قبيل صفات متضاد، در اميرالمؤمنين اليماشاءالله زياد است. فصل هفتم کتاب، چند مورد از اين صفات که در وجود آن حضرت با توازن و زيبايي متجلّي شدهاند را از منظر آيتالله خامنهاي مرور ميکند. ايشان در اين گفتار، هشت صفت را دوتا دوتا بيان و جمعِ شگفتآورِ آنها در شخصيت اميرالمؤمنين عليهالسلام را تحليل مينمايد؛ که عبارتند از: عطوفت و صلابت، وَرَع و حکومت، قدرت و مظلوميّت، زهد و سازندگي.(8)
بازار