خراسان/ صفحه حوادث روزنامهها و فيلمها و سريالهاي ترسناک، در همه جاي جهان مخاطبان پرشماري دارد. در اين بين، ژانر جنايي هم در ميان خوانندگان کتاب، طرفداران ويژه خود را پيدا مي کند. اينکه قتلي اتفاق بيفتد، جرمي به وقوع بپيوندد، پرده از راز وقوع جرم و جنايت برداشته شود و مجرم به سزاي عملش برسد يا نرسد، بستري است براي يک سير روايي که از گذشته تاکنون پرمخاطب بوده و هست. براي نمونه، در قرن چهارم، يک قاضي و نويسنده از اهالي بصره به نام ابوعلي مُحَسَّن بن علي تنّوخي مجموعه حکايتهايي را با نام «فرج بعد از شدّت» نوشت که در ميان آنها چند داستان جنايي هم به چشم ميخورد. ژانر ادبيات جنايي به شکل مدرن آن، در سال 1841 با داستان کوتاه «قتل در خيابان مورگ»، اثر ادگار آلن پو شکل گرفت و بعدها زيرشاخههايي مانند معمايي، پليسي، جاسوسي، حقوقي، کارآگاهي و... پيدا کرد. آنچه در پي ميآيد، معرفي چند نويسنده از نسل قديم و جديد جنايينويسهاي ايراني است.
پيش کسوتهاي ژانر جنايي
«فيل در تاريکي» را اولين داستان پليسي مدرن در ايران ميدانند. قاسم هاشمينژاد اين رمان جنايي را در سال 1355 نوشت و در همان سال روزنامهاي هم آن را به شکل پاورقي منتشر کرد. شخصيت اصلي داستان، جلال، يک گاراژدار است که برادرش، حسين، در آلمان درس ميخواند و با پيوستن اتفاقياش به يک شبکه تبهکار، به قتل ميرسد و... . با اين حال عدهاي بر اين باورند امير عشيري، پايهگذار ادبيات پليسي در ايران است. او شهرت خود را مديون پاورقيهاي پليسياش در دهههاي 1330 تا 1350، به ويژه در اطلاعات هفتگي است. عشيري بيش از 70 اثر جنايي و پليسي دارد که از بين آنها ميتوان به «قلعه قهقهه»، «قطار نيمهشب» و «کوکائين» اشاره کرد. ويژگي مهم اين نويسنده اين است که او چند اثرش را به دل تاريخ برده و رمان جنايي تاريخي هم نوشتهاست. احمد محققي از ديگر جنايينويسهاي مشهور دهه 60 محسوب مي شود. او اولين بازپرس ويژه قتل عمد دستگاه قضا بود و ابتدا داستانهايش را به شکل پاورقي منتشر ميکرد. «سقوط»، «نيلوفر» و «در ميان شعلهها» از جمله آثار او هستند. تا چند دهه پيش نام احمد محققي، بازپرس ويژه قتل روي هر کتابي، فروش آن را ضمانت ميکرد. منصور ياورزاده هم مانند محققي، بازپرس جنايي تهران بود که داستان تعدادي از پروندههاي زير دستش را نوشت. «اهريمن» و «سحرگاه خونين» از آثار شناخته شده ياورزاده محسوب مي شود.
جنايينويسهاي جوان
چند سالي است که نويسندههاي جوان نيز به تجربه ژانر جنايي روي آوردهاند و بازار اين سبک ادبي را داغ کردهاند. در سال 1393 از کاوه ميرعباسي، مترجم مطرح، رماني پليسي-کارآگاهي به نام «سين مثل سودابه» منتشر شد که اولين جلد از يک مجموعه هفت جلدي است. شخصيتهاي اين مجموعه داستان، نامشان را از شاهنامه گرفتهاند اما ارتباطي با داستانهاي شاهنامه ندارند. مهام ميقاني، نويسنده جوان جنايينويس ديگري است که با رمان پليسي «در سيّد خندان کسي را نميکشند» شناخته شدهاست. داستان اين رمان که در سال 97 منتشر شد، در محله دوران کودکي ميقاني ميگذرد. رمانهاي «گرمازده»، «پيوند زدن انگشت اشاره» و «ترکيببندي در سرخ» از ديگر کتابهاي اين نويسنده در ژانر جنايي هستند. محمدحسن شهسواري، يکي ديگر از نويسندگان نسل جديد ژانر جنايي است که «مرداد ديوانه» را نوشته و نشر هيلا آن را منتشر کرده است. شهسواري همچنين سرپرستي نگارش يک مجموعه رمان اين ژانر را براي اين ناشر بر عهده دارد که از ميان آنها ميتوان به «جمجمه جوان» از ليلا زارع، «کاجها وارونهاند» از سامان نوايي و «اقامت ابدي» از ساناز زماني اشاره کرد.
نويسنده: الهه آرانيان
بازار