ايسنا/ محمدرضا سنگري که در تأليف کتابهاي درسي همکاري داشته، درباره تغييرات و حذفياتي که در کتابهاي درسي ادبيات فارسي اتفاق ميافتد توضيح داد.
اين نويسنده، پژوهشگر و مؤلف کتابهاي درسي زبان و ادبيات فارسي در پي انتشار فهرستي با عنوان «حذفيات کتابهاي درسي ادبيات فارسي» که در فضاي مجازي دست به دست ميشود و از حذف شعر و داستانهايي از ادبيات کلاسيک و معاصر و جايگزيني متنها و نامهايي ديگر حکايت دارد و البته سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي امروز به اين موضوع واکنش نشان داد و اعلام کرد در سه سال گذشته متني از کتابهاي فارسي حذف نشده است، اظهار کرد: من در دورهاي در تأليف کتابهاي درسي بودهام، اما بعدها ارتباط من کمرنگتر بوده است. گاه تصميمگيريهاي بعدياي ميشد که در اين تصميمگيريها چندان نقشي نداشتم.
او افزود: من نزديک به ۱۵ سال است که ديگر مسئول گروه ادبيات سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي نيستم. فقط گاهي مرا در تيم تأليف دعوت ميکردند و من هم با دوستان گروه همکاري و همفکري داشتم. اينکه به چه دليل درسي را برداشتهاند و يا چرا درسي افزوده شده و يا اينکه تغييراتي ايجاد شده، مسئول گروه ادبيات سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي بهتر ميتوانند توضيح بدهند و هر توضيحي که من بدهم ممکن است توضيح نادرست يا ناقصي باشد.
سنگري در توضيح چرايي حذف يا اضافه شدن متنها به کتابهاي درسي ادبيات فارسي، گفت: گاهي افرادي در حذفياتي که وجود دارد بزرگنمايي ميکنند. آنها معمولا با واقعيتهاي کتابهاي درسي آشنا نيستند. گاهي اوقات برخي از حذفها پيشنهاد خود دبيران است زيرا معمولا از آنها نظرسنجي و نظرخواهي ميکنند، يا دبيران نقدهايي ميفرستند که باعث ميشود درسي حذف يا درس ديگري اضافه شود. اينطور نيست که ما تصور کنيم هر درسي را هرکس و هر وقت که دلش خواست ميتواند حذف کند و يا درس ديگري را وارد کتابهاي درسي کند و يا راحت آن را بردارد. آنجا شورايي وجود دارد که اعضايش درباره درسها نظر ميدهند و آنها را بررسي ميکنند.
او با بيان اينکه شايد يک از دلايل حذفها درخواست دبيران باشد، خاطرنشان کرد: ممکن است دبيران بگويند فلان درس هيچ تناسبي ندارد و قابل تدريس نيست و يا درس بهتري وجود دارد که ميتواند جايگزين آن شود يا بچهها از فلان درس لذتي نميبرند. پس صرفا اينکه اين درس براي فلان شخصيت است که متعلق به جناح اينطرف است يا آنطرف يا به چهرههاي قبل از انقلاب برميگردد، در تأليف کتابهاي درسي مطرح نيست. حال ممکن است برخي نسبت به آن حساسيت به خرج بدهند که مثلا اين داستان چون براي غلامحسين ساعدي بوده و يا اين شعر چون براي اخوان يا براي فلان کس بوده شما حذف کردهايد و در واقع داريد مخالف ميکنيد يا هر انگاره ديگري، درست نيست.
اين مؤلف کتابهاي درسي سپس بيان کرد: کتابهاي درسي پشتوانه دارد و حداقل چندين مجموعه درباره آنها فکر و بحث و بررسي و سپس از معلمان نظرخواهي ميکنند. پيش از اينکه کتاب چاپ شود آن را در سايت ميگذارند و معلمان آن را ميبينند. سازمان نيز بازخورد آن را ميبيند. ممکن است چند معلم گفته باشند اين درس، درس مناسبي نيست. حتي ممکن است از يک شخصيت انقلاب درسي حذف شود، اصلا اينطور نيست که خداي نخواسته از سر مخالفت با ارزشهاي انقلاب باشد؛ بلکه دبيران به اين نتيجه رسيدهاند که اين درس، درس مناسبي نيست. گاهي وقتها هم خواهندگاني هستند که متقاضي مطرح شدن در کتابهاي درسي هستند، گاهي درسي متناسب با اين خواستهها وارد کتاب درسي ميشود، اما بعد معلوم ميشود که اين درس خيلي هم مناسب نبوده و عکسالعمل دبيران را در پي داشته است. من موارد بسيار اينچنيني ديدهام. گاهي دبيراني ما را ديده و گفتهاند «تو را به خدا اين درس را برداريد زيرا مورد اقبال بچهها نيست»، در حالي که ممکن است اين درس براي يک شخص نامآور و نويسنده مشهور باشد اما مورد علاقه دانشآموز نباشد، آن وقت آن درس عوض ميشود. آن وقت کساني ميآيند و بدون اينکه عقبه اين ماجرا را بدانند، برخوردهاي اينطوري ميکنند.
بازار