دختر ملک‌الشعرای بهار: شعرهای پدرم در وصف رضاشاه برای حفظ خانواده‌اش بود

منبع
خبرگزاري کتاب ايران
بروزرسانی
دختر ملک‌الشعرای بهار: شعرهای پدرم در وصف رضاشاه برای حفظ خانواده‌اش بود
خبرگزاري کتاب ايران/ چهرزاد بهار، فرزند آخر ملک‌الشعراي بهار در آستانه زادروز اين شاعر، اديب، نويسنده، و روزنامه‌نگار در 16 آبان‌ماه، درباره وضعيت چاپ آثار بهار گفت: از آثار بهار تنها چيزي که در اختيار ما است؛ ديوان کامل بهار است؛ که انتشارات توس چاپ مي‌کند و آخرين چاپ آن هم دو سال پيش منتشر شد. ولي بقيه آثار متاسفانه در اختيار ما نيست. مثلا دو تا از اين آثار دست انتشارات اميرکبير بوده که آن‌ها هم هر کار دلشان بخواهد مي‌کنند. يا مثلا يک ناشر در مشهد يک سري از مطالبي که از استاد فرخ بوده را بدون اجازه چاپ کرده‌ است؛ از اين کارها زياد مي‌کنند.
او ادامه داد: من پيگيري نمي‌کنم؛ چون ما در اينجا اختياري نداريم و کسي از ما اجازه نمي‌گيرد. کجا بروم و به چه‌کسي شکايت کنم. من در حد توان خودم فقط توانستم ديوان را در اختيار بگيرم؛ که مقدمه دو چاپ آخر آن را هم خودم نوشته‌ام. من ديگر پير شده‌ام و توان دوندگي و پيگيري اين که کجا و چرا کتاب‌هاي پدرم را چاپ کرده‌اند، ندارم. از آن طرف هم هيچ‌کس براي انتشار کتاب‌هاي بهار اجازه نمي‌گيرد؛ هر کس هر کاري که دلش بخواهد، مي‌کند. چاپ کتاب نيمه‌کاره بهار به اسم فردي ديگر فرزند ملک‌الشعراي بهار درباره «سبک‌شناسي» او گفت: کتاب «سبک‌شناسي» بهار دست انتشارات اميرکبير است که آن را به طور مرتب چاپ مي‌کند، چون براي دانشگاه و تا مقاطع دکتري، اين کتاب ارزش دارد. بعد از بهار هم خيلي‌ها سبک‌شناسي کردند، اما سبک‌شناسي نشد؛ يعني سبک‌شناسي بهار نيست. حتي قرار بود سبک‌شناسي شعر به‌وجود بيايد؛ حتي مقداري از آن را هم پدرم نوشت، اما به بيماري افتاد و نتوانست کار را ادامه دهد؛ بعدها يکي از استادان دنباله همان را نوشت و به چاپ رساند؛ حتي آن نيمه‌اي هم که بهار نوشته بود را هم به نام خودش منتشر کرد. تنها کسي که به درستي و علمي دست به کار سبک‌شناسي زد، بهار است؛ که هنوز هم در دانشگاه و در مقطع دکتري تدريس مي‌شود. همان‌طور که عرض کردم، بعد از بهار هم ديگراني سبک‌شناسي نوشتند، اما هنوز هم سبک‌شناسي بهار مرجع است و در خيلي موارد به آن استناد مي‌شود. دليل آن هم درست بودن حرف بهار است که محصول دوران آرامش او است. او ادامه داد: پدرم بعد از تبعيدها، زندان‌ها و دردورنج‌هايي که کشيد، تقريبا از سال‌هاي 1314 تا حدود 1320 يک دوران آرامش داشت که بنده هم در همين دوره به دنيا آمدم. شاهکار سبک‌شناسي او هم همان زمان نوشته شد. پس از آنچه که من در اين حوزه ديده‌ام و خوانده‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ام، هرگز به استادي سبک‌شناسي و نوشته بهار نبوده است. البته شايد بعدها اثري اينچنيني نوشته شود؛ که بنده خيلي اميدوار نيستم، چون ديگر کساني مثل بهار به‌وجود نمي‌آيند که بخواهند چنين اثري پديد آورند. چهرزاد بهار در ادامه درباره ديدگاه هاي سياسي بهار عنوان کرد: اگر زندگي‌نامه، آثار و مقدمه‌هايي که خود بهار نوشته را بخوانيد. مي‌بينيد که او از همان اول و از 18 سالگي پا در راه مبارزه يا پاسداري از آن گذاشته است. در مشهد حزب دموکرات را به‌وجود آورد. عشق و علاقه‌اش به مشروطه و جريان آزادي‌خواه مشهود و مشهور است. شعرهاي بهار در وصف رضاشاه براي حفظ خانواده‌اش بود او ادامه داد: در جريان تبعيد بهار در سال 1311، شب عيد او را در خانه دستگير کرده، کشان‌کشان او را روي زمين کشيده و برده و يک مدت در زندان نگه داشته بودند؛ که اين‌ها را خواهرم، پروانه بهار در خاطراتش در کتابي به اسم «مرغ سحر» نوشته است. در اين جريان پدرم مدت‌ها در زندان بوده و بعد او را به اصفهان تبعيد کردند که خيلي روزگار وحشت‌آوري براي بهار ايجاد شده و از همان زمان زندگي ما به هم ريخت. حالا اينکه گاهي شعر از او مي‌آورند و مي‌گويند براي رضاشاه سروده، براي حفظ خانواده و زندگي‌اش است؛ چون بهار تنها نبوده؛ بلکه يک خانواده و پنج فرزند داشته و يک عده‌ ديگر که به اين خانواده وابسته بودند. پدرم زجر فراوان کشيد و اگر گاهي مي‌بينيد که براي رضا شاه شعري گفته، به منظور پشتيباني از او نبوده، بلکه مي‌خواسته خانواده خودش را حفظ کند. چهرزاد بهار در ادامه گفت: در جريان جشن هزاره فردوسي، فروغي به رضاخان مي‌گويد بزرگاني که از کشورهاي ديگر به اين هزاره مي‌آيند، مي‌پرسند که ملک‌الشعراي بهار کجاست؛ چون همه او را مي‌شناسند و ما نمي‌توانيم بگوييم که او در تبعيد و زندان است. رضاخان هم در مقابل از فروغي مي‌خواهد که به ملک‌الشعراي بهار بگوييد يک شعر براي من بگويد و بعد او را آزاد کنيد. در هر حال بهار هم انسان است، يک خانواده بزرگ داشته، به خاطر زجر و عذابي که اين خانواده در اصفهان کشيده بودند؛ مجبور شد که براي رضاشاه شعري بگويد؛ که تمام آن شعر هم نصيحت به رضاشاه است و مثلا مي‌گويد فلان کارها را نکن. حتي بعدها و از سال 1320 به بعد که محمدرضا بر سر کار آمد، براي او شعر گفته با اين مضمون که تو کارهاي پدرت و آن همه بلايي که سر مملکت آورده را تکرار نکن. البته رضا شاه ممکن است کارهاي خوبي هم کرده باشد، که بهار در کتاب «احزاب سياسي» کارهاي خوب او را هم گفته است. يعني بهار در زندگي‌اش يک آدم منصف بوده، که هم کارهاي خوب طرف را مي‌ديده و هم کارهاي بد او را. زجرهايي هم که کشيده به اين دليل بوده که حاضر نبوده نوکري کسي را کند و زير اراده ديگران باشد. برگزاري هزاره فردوسي پيشنهاد ملک‌الشعراي بهار بود وي اضافه کرد: البته آن هزاره فردوسي هم پيشنهاد خود پدرم به رضاشاه بود، يعني پدرم قبل از آن به رضا شاه گفته بود، فردوسي بزرگترين شاعر پارسي‌گو است و لازم است مقبره آن ساخته شود. که او هم دستور ساخت را مي‌دهد و بعد هم هزاره فردوسي را برگزار مي‌کنند. پدرم هم شعر معروفي به نام «فردوسي‌نامه» براي هزاره فردوسي است. چهرزاد بهار درباره فعاليت بنياد ملک‌الشعرا عنوان کرد: در ايران يک بنياد به اسم ملک‌الشعراي بهار است که دقيق نمي‌دانم کدام سازمان، ولي از طرف همين نهادهاي فرهنگي دولتي پايه‌گذاري شده است و به انجمن‌هاي ادبي برتر در سراسر ايران و فارسي‌زبان‌هاي خارج از ايران جايزه مي‌دهد. براي اينکه پدرم دومين کسي است که انجمن ادبي و مجله ادبي را به وجود آورده است. به وجود مي‌اورد و حتي يک بار که من به آنجا دعوت شدم، وزير فرهنگ هم حضور داشت و براي تقدير و يادگاري لوحي به بنده داد. اين تنها مرکز يا انجمني است که در ايران است و تا حالا هم مرتب کارش را انجام داده است. وي در پايان درباره انتشار اسناد و عکس‌هاي به جا مانده از بهار گفت: حدود ده پانزده سال پيش، من تمام آثار بهار، آنچه که بعد از مادرم در اختيارم بود، يعني نامه‌ها، عکس‌ها و نوشته‌هايش را به سازمان اسناد ملي ايران هديه دادم. که خود سازمان اين‌ها نامه‌ها و اسناد مربوط به بهار را توسط علي ميرانصاري چاپ کرده است؛ اما متاسفانه انتشارات بيرون آن‌ها را منتشر نکرده که پخش شود، بنابراين هيچ‌وقت پخش نشد. البته آن‌هايي که مي‌دانستند، به سازمان مراجعه مي‌کردند و از اين اسناد استفاده مي‌کردند؛ يا اينکه سازمان به من مي‌داد و من در اختيار افراد مختلف مي‌گذاشتم.
ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد