آخرين خبر/ ندي پيش در مراسم نقد و بررسي کتاب «انقلاب علمي؛ حلقه گمشده تمدن مسلمانان در سير تحول علم تجربي» نوشته عبدالله فرهي که در سراي کتاب برگزار شد، مباحثي از سوي کارشناسان مطرح شد که به تشکيک درباره وجود جابربن حيان در قرن دوم ميلادي انجاميد. در اين نشست اميرمحمد گميني، نويسنده و مورخ علم و استاديار پژوهشکدۀ تاريخ علم دانشگاه تهران بيان کرد: «در اين کتاب بسيار درباره جابربنحيان سخن گفته شده و معلوم نميشود چرا اين همه پژوهشگران درباره جابربن حيان، شخصيتي که اصلا وجود ندارد صحبت کردهاند. در حاليکه شک بسياري درباره شخصيت جابربن حيان وجود دارد و اينکه جابربن شاگرد امام جعفر صادق (ع) بوده است در هيچ کتب رجالي و روايي وجود نداشته است.»
با اين پيش فرض سراغ اميرمحمد گميني رفتيم و از وي خواستيم تا توضيحات بيشتري مبني اين ادعا که جابربن حيان شخصيت واقعي در تاريخ علم دوره اسلامي به حساب نميآيد، توضيحاتي بدهد. وي گفت: ابتدا بايد به اين نکته اشاره کنم که امروز مجموعه رسالهها و کتابهاي بسيار متعددي منسوب به جابربن حيان به دست ما رسيده است. اگر هم نويسنده اين رسالهها شخص جابربن حيان نباشد، حتمن فرد يا افرادي بودهاند که آنها را نوشتهاند و با اين علوم آشنايي داشتند و بعد به اين نام نسبت دادهاند.
وي افزود: در واقع اولين مورخي که به وجود جابربن حيان شک کرد پژوهشگر بزرگ غربي به نام پاول کراس بود که بيشتر عمر خود را بر شناخت آثار جابري صرف کرد. وي مقالات متعددي درباره جابر نوشته و به خوبي با متون جابري و محتواي آنها آشنا بوده است. استدلال اصلي کراس اين است که وقتي متون جابري را مطالعه ميکنيم، به مطالب و اصطلاحاتي از فلسفه ارسطو و يوناني بر ميخوريم که هنوز در قرن دوم هجري به عربي ترجمه نشده بود. اين نشان ميدهد که اين متون بعدها نوشته شدهاند. به عقيده کراس احتمالا گروهي از مذهب اسماعيليه در حدود قرن سوم يا چهارم آنها را مينوشتند و به شخصي به نام جابربن حيان منسوب کردهاند.

گميني گفت: پيش از کراس، ابوسليمان سجستاني که يکي از متفکران بزرگ مسلمان بغداد است در قرن چهارم هم به واقعي بودن جابربن حيان شک کرده بود. وي مولف واقعي آثار منتسب به جابربن حيان را فردي به نام حسن ابن موصلي ميداند. تشکيکهاي اين متفکران، از جمله ابوسليمان سجستاني که در قرن چهارم خيالي بودن شخصيت جابر را مطرح ميکند از يک سو و از سوي ديگر چون در آثار مذکور مطالب و اصطلاحاتي از فلسفه يونان آمده است که هنوز در قرن دوم ترجمه نشده بود؛ ميتوان نتيجه گرفت که احتمالا فرد يا افراد ديگري در قرون بعد اين متون را نوشتهاند و به شخصي به نام جابربن حيان منسوب کردهاند. يک دليل بسيار مهم ديگري که باعث ميشود در وجود جابر شک کنيم، اين است که در هيچ يک از منابع رجالي شيعه اماميه از قبيل رجال نجاشي و رجال طوسي نامي از جابربن حيان در ميان اصحاب امام صادق برده نشده است.
اين مورخ علم با اشاره به مخالفان خيالي بودن جابربن حيان گفت: اين عوامل باعث شده است که پژوهشگري به نام کراس و برخي ديگر از پژوهشگران و مورخان بزرگ کيمياي اسلامي در وجود شخصي به نام جابر شک کنند. اين بدين منظور نيست که چنين آثاري وجود نداشته است، اتفاقا رسالههاي خطي بسيار متعددي منسوب به جابر وجود دارد. نظر کراس مخالفان و منتقداني هم دارد. آنان معتقدند که برخي از نوشتههاي ارسطو در همان قرن دوم هم ترجمه شده بود، هرچند هيچ کدام به دست ما نرسيده است و ما مطمئن نيستيم که آيا واقعا چنين ترجمههايي بوده است يا خير؟ اما گويا ترجمههايي هم شده بود که به ما بگويد جابر وجود داشته است چراکه در قرن دوم از اصطلاحاتي استفاده کرده است که مربوط به فلسفه ارسطو و يونان ميشود.
گميني افزود: استدلالي که کراس براي عدم وجود جابربن حيان به کار ميبرد، به مسائل سياسي آن زمان برميگردد. وي در توضيحش اينگونه بيان ميکند که اسماعيليهها معمولا انجمنهاي سري بودند که به صورت مخفيانه فعاليت ميکردند؛ مانند اخوان الصفا که گروهي از متفکران اسماعيلي مذهب بودند. اين افراد يک سري کتاب و رساله نوشتند که نام خود را در اين رسالهها نميآوردند و تنها به ذکر اخوان الصفا در رسالههاي خود بسنده ميکردهاند. به همين دليل تعجبي هم ندارد که گروه ديگري از اسماعيليهها در قرن سوم کتابهايي را نوشته باشند که به نام شخصيت خيالي به نام جابربن حيان منتسب شده است.

وي درباره شهرت امروزي جابربن حيان در جامعه ايران گفت: اينکه جابربن حيان در روزگار امروزي ما به شهرت رسيد و حتي فيلمنامههايي هم از آن نوشتند يا در کتابهاي درسي مدارس نام آن به عنوان شيميدان مسلمان ذکر ميشود دلايل گوناگوني دارد؛ همانگونه که پيشتر گفته شد برخي از پژوهشگران منتقد و مخالف نظر کراس مبني بر عدم وجود جابربن حيان هستند. آنها معتقدند حداقل فردي به نام جابربن حيان بوده است که رسالههاي اندکي نوشته است و بعدها دانشمندان ديگري مطالبي به آنها افزودهاند، يعني چيزکي بوده که تبديل به چيزها شده است.
وي افزود: يک دليل ديگر اين است که چون جابر ادعا کرده است که شاگرد امام صادق است، اين امر براي شيعهها اهميت زيادي پيدا ميکند. در کل دانشمندي که به يکي از امامان معصوم ما ربط داده شده باشد ميتواند براي جامعه شيعه اهميت پيدا کند. اما اگر کسي رسالههاي جابر را بخواند يا با کيمياگري وي آشنا باشد، با مطالب زيادي از متون خرافي و عقايد عجيب و غريب درباره آثار مواد رو به رو خواهد شد. براي مثال در اين آثار اگر ميخواهد بگويد که چه مقدار نقره را با چه مقدار مس، جيوه يا فلزات ديگر ترکيب کنيم که طلا به دست آيد؛ توضيح آن کاملا با خرافه آميخته است و به عدد ابجد نامهاي اين فلزات ربط پيدا ميکند؛ سپس بر اساس اين اعداد يک سري روابط رياضي را در نظر ميگيرد تا ببيند به چه نسبتي اين فلزات را بايد ترکيب کرد تا طلا ساخته شود، بدون اينکه هيچ کار تجربي انجام داده باشد.
اين مورخ علم گفت: درواقع کيمياگري جابر نسبت به علم شيمي جديد، حاوي بسياري از مطالب غيرعلمي و غيرتجربي است؛ البته در زمان خودش بسيار ارزشمند بوده. در کل کيمياگري نسبت به علوم قديم مانند نجوم که مبتني بر رياضيات و رصد دقيق بوده، بيشتر مبتني بر عقايد خرافي و مطالب غيرعلمي بوده است؛ به همين دليل منتسب کردن جابربن حيان به امام صادق چندان هم به نفع مذهب ما نيست.
گميني با اشاره به پژوهشهاي جديد درباره وجود يا عدم وجود جابربن حيان در ميان مورخان امروزي گفت: در حال حاضر پژوهشکده تاريخ دانشگاه تهران بيشتر متمرکز بر تاريخ رياضيات و نجوم و طب است و کمتر به تاريخ کيميا پرداخته است، براي اطلاعات بيشتر پيشنهاد ميکنم که نگاهي به مدخل «جابربن حيان» در دانشنامه جهان اسلام بياندازيد. مخاطبان ميتوانند با مطالعه اين مدخل اطلاعات کاملتري درباره دلايل وجود يا عدم وجود شخصيتي به نام جابربن حيان کسب کنند.
بازار