«ناتور دشت» را در روزهای قرنطینگی حتما بخوانید!

منبع
خبرگزاري کتاب ايران
بروزرسانی
«ناتور دشت» را در روزهای قرنطینگی حتما بخوانید!
خبرگزاري کتاب ايران/ اسدالله امرايي، مترجم تواناي کشورمان در معرفي ليست خود براي روزگار قرنطينه و کرونا قيمت را مد نظر قرار داده و فهرستي را اعلام کرده است. فهرست انتخابي اين مترجم به شرح زير است که ما توضيح مختصري درباره هر کدام از اين آثار داده‌ايم. رمان «ناتور دشت» اثر جي. دي. سلينجر با ترجمه محمد نجفي رمان «ناتور دشت» اثر جي. دي. سلينجر را محمد نجفي به فارسي ترجمه کرده است. در سال ۱۹۵۱ منتشر شد و طبق آخرين آمارها تاکنون بيشتر از ۶۵ ميليون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته است. اين رمان کتابي شاخص در ادبيات آمريکا محسوب مي‌شود و به بيش از ۳۵ زبان نيز ترجمه شده است. در سايت معروف گودريدز بيش از ۷۵۰ هزار نفر به کتاب ناتور دشت نمره ۵ از ۵ را داده‌اند و در کل با راي بيش از ۲٫۲ ميليون نفر اين رمان نمره ۳٫۸ از ۵ را کسب کرده است. مجله گاردين نيز اين رمان را جزء ۱۰۰ رمان برتر قرار داده است. در توضيح اين رمان بايد گفت که شخصيت اصلي رمان، هولدن کالفيلد، نوجواني ۱۷ ساله‌ است. او در جايي شبيه مرکز توانبخشي يا مرکز درماني و يا چيزي شبيه به اين است که قصد دارد چند روز از زندگي مزخرفش را در کريسمس پارسال براي روانکاو خود تعريف کند. پايه و اساس رمان نيز ماجراهايي است که در سه روز براي هولدن اتفاق افتاده است. اين کتاب را نشر نيلا منتشر کرده است. «شب‌هاي روشن»، اثر فئودور داستايفسکي با ترجمه سروش حبيبي کتاب «شب‌هاي روشن»يک داستان عاشقانه از خاطرات يک روياپرداز است. داستان اين رمان کوتاه هم مانند بيشتر داستان‌هاي داستايفسکي از زندگي خود او مايه گرفته است. داستاني که اگر زندگينامه داستايفسکي را خوانده باشيد، مي‌دانيد به نحوي زندگي‌اش کرده است. عنوان کتاب به يک پديده فيزيکي اشاره دارد. در تابستان، در نواحي شمالي کره زمين نزديک به قطب شمال، به علت زيادي عرض جغرافيايي شب تا صبح هوا مثل آغاز غروب روشن است. سروش حبيبي همانند کتاب «ابله» و کتاب «همزاد»، ترجمه بسيار خوبي عرضه کرده است. داستان کتاب «شب‌هاي روشن» در مورد جوان روياپردازي است که تنهايي را به خوبي درک مي‌کند. کسي که سال‌هاست تنها زندگي مي‌کند و مانند ديگر شخصيت‌هاي اصلي داستايفسکي با مردم عادي متفاوت است. اين جوان ۲۶ ساله مدام تنهايي خود را با شهر پترزبورگ تقسيم مي‌کند. با ديوارها و در و پنجره‌‌هاي شهر در دل مي‌کند و ادعا دارد بهتر از هرکسي آنان را مي‌فهمد. اين کتاب از سوي نشر ماهي منتشر شده است. «کوچه ابرهاي گمشده» نوشته کورش اسدي «کوچه ابرهاي گمشده» رماني از کورش اسدي است که وقتي کتاب را به پايان مي‌رسانيد با اين نوشته روبه‌رو مي‌شويد: «پاييز ۱۳۸۵» با اين حال، رمان در سال ۱۳۹۵ مجوز دريافت مي‌کند و منتشر مي‌شود. داستان اين کتاب ۳۱۱ صفحه‌اي در يک روز – از صبح تا شب – اتفاق مي‌افتد. اما چون شخصيت اصلي کتاب – کارون – در طول روز تحت تاثير مواد مخدر است، خواننده همراه با او در زمان‌هاي مختلف سير مي‌کند. همچنين در طول رمان، کارون کتابي در دست دارد که ما هم همراه با او آن را مي‌خوانيم. به عبارت ديگر يک کتاب ديگر هم در اين رمان گنجانده شده است. همه اين موارد باعث مي‌شود که داستان کتاب «کوچه ابرهاي گمشده» بسيار بيشتر از يک روز به نظر برسد. درباره شخصيت اول داستان بايد گفت که کارون جواني است که به دليل جنگ از جنوب کشور به تهران آمده است و حرفه کتابفروشي را پيش مي‌گيرد. کار او پيدا کردن کتاب‌هاي ناياب براي مشتريان است و گاهي کتابخانه افراد را يک‌جا مي‌خرد. او فردي کتابخوان با ذهني باز است. اين کتاب از سوي نشر نيماژ منتشر شده است. «راهنماي مردن با گياهان دارويي» اثر عطيه عطارزاده «راهنماي مردن با گياهان دارويي» داستاني است که توانست نظرات مختلف را به خود جلب کند و جوايز متعددي را هم کسب کرد؛ اثري پر رمز و راز که در آن پاي گياهان دارويي به ماجراهاي سرنوشت‌ساز شخصيت‌ها باز مي‌شود. مادر و دختري در خانه‌ حياط‌دار بزرگي در تهران مشغول تهيه‌ داروهاي گياهي‌اند و از فروش آن‌ها روزگار مي‌گذرانند. حادثه‌اي در کودکي دخترک نحوه‌ زندگي او را تغيير داده است. او که با مادرش به تنهايي زندگي مي‌کند به کتاب‌ها علاقه‌مند است. دختر در نقش راوي، گذران زندگي خويش را شرح مي‌دهد تا وقوع اتفاقي پاي دختر را به دنيايي باز مي‌کند که تاکنون نمي‌شناخته است. مواجهه با ناشناخته‌ها آغاز تغييرات بزرگي در زندگي مادر و دختر است. دغدغه‌ عطارزاده در کتاب «راهنماي مردن با داروهاي گياهي» اين است که چطور مي‌شود جهان را يک‌طور ديگر ديد. چطور مي‌شود واقعا ديد و حس کرد؟ اگر ديدن را به معني واقعا ديدن بدانيم، اگر چشم هم نداشته باشيم، مي‌توانيم ببينيم. اين کتاب از سوي نشرچشمه منتشر شده است. «نمي‌توانم و نمي‌خواهم» نوشته ليديا ديويس با ترجمه اسدالله امرايي امرايي در ميان پيشنهادهاي مطالعاتي‌اش يکي از بهترين ترجمه‌هاي خودش را نيز قرار داده است. کتاب «نمي‌توانم و نمي‌خواهم» که از سوي اسدلله امرايي به فارسي ترجمه شده، در پنج بخش تنظيم شده که هر يک از بخش‌ها‌ي پنج گانه آن با يک نامه طولاني آغاز مي‌شود. اين کتاب مشتمل بر صد و بيست و پنج داستان عاشقانه و اجتماعي به قلم ديويس است، داستان‌هايي کوتاه و بلند که گاه چند سطر و گاهي تا چند هزار کلمه ادامه دارند. داستان‌هاي اين مجموعه، همچون اغلب داستان‌هاي ديويس، در قالب داستان‌هاي ميني‌مال يا ساده‌گرا به شمار مي‌آيد که نويسنده تلاش دارد تا شرح لحظه به لحظه اتفاقات و رخدادها و احساساتي که نسبت به آن دارد را به محض تجربه کردن آن حس، به روايتش بپردازد؛ سبکي که به نظر مي‌رسد تحت تاثير فرانتس کافکا، ساموئل بکت و گوستاو فلوبر به دست آمده باشد تا در نهايت موجب دستاورد بزرگي چون کمک هزينه گوگنهايم و جايزه من‌بوکر، يکي از بزرگ‌ترين جوايز ادبي جهان براي «ليديا ديويس» باشد. اين کتاب از سوي نشر افق منتشر شده است. «يوزپلنگاني که با من دويدند» نوشته بيژن نجدي «يوزپلنگاني که با من دويدند» روايت ۱۰ داستان کوتاه با موضوع مرگ است که هر کدام کاملا مجزا و با نثري خاص و شعرگونه توسط زنده‌ياد بيژن نجدي نوشته شده است. در اين کتاب، بيژن نجدي از مرگ مي‌نويسد، از جنازه‌اي که روياي فرزند نداشته طاهر و مليحه است، از مرتضي مي‌نويسد که به جرم کشتن يک قو از زادگاه‌اش طرد مي‌شود، از روزهايي مي‌نويسد که نمي‌توان فهميد مردم چه مي‌گويند و چه مي‌خواهند. او در هر داستان به‌شکلي متفاوت مرگ را توصيف مي‌کند. گاهي ساده و گاهي پيچيده، آن را به واقعيت و خيال پيوند مي‌دهد، حس شاعرانه‌اش را به‌ آن مي‌افزايد و شخصيت‌ها را درگيرش مي‌کند. اين اثر جاودانه از سوي نشر مرکز منتشر شده است. «در ستايش مرگ» اثر ژوزه ساراماگو با ترجمه شهريار وقفي‌پور با شنيدن نام ژوزه ساراماگو هنجارشکني در جهان داستان را به ياد مي‌آوريم. مردي که جهان زندگي و مرگ را به چالش مي‌کشد. هر بار که به اثري از وي برخورد مي‌کنيم حتما اتفاق غيرمنتظره‌اي در جهان متن، ما را شگفت زده خواهد کرد. «در ستايش مرگ» رماني ديگر از ساراماگوي پيش‌بيني ناشدني است. البته عنوان اصلي آن «مرگ تعليقي» نام دارد اما شهريار وقفي پور در ترجمه عنوان زيباي ديگري براي آن برگزيده است. دو فصل اول، آرام و بي‌دغدغه و حتي با نوشتاري روزنامه‌نگارانه پيش مي‌رود که براي کساني که «کوري» را خوانده‌اند، غيرقابل تحمل مي‌شود اما وقتي پيش مي‌رويم داستان وارد شگفتي‌هاي هيجان انگيزش مي‌شود. شگفتانه‌هايي که دست از سرتان برنمي‌دارد و اجازه نمي‌دهد، کتاب را زمين بگذاريد. اين کتاب از سوي نشر مرواريد منتشر شده است. «خون خورده» نوشته مهدي‌ يزداني‌خرم کتاب «خون خورده» آخرين رمان مهدي يزداني خرم، روايتي جذاب از زندگي پنج برادر گم شده در شهرهاي تهران، آبادان، مشهد و بيروت در دهه‌ 60 است. اين کتاب داستان متلاشي‌ شدن برادران سوخته‌اي است که سرنوشتي عجيب و مهيب براي‌‌شان رقم مي‌خورد و جسم هر کدام روايتي تلخ را پشت سر مي‌گذارد. اين کتاب تنها ماجراي برادران سوخته نيست. قصه‌‌ ارواح و انسان‌هايي است که پيرامون زندگي چند برادر پرسه مي‌‌زدند. رمان «خون خورده» به نوعي ادامه‌ دو اثر قبلي نويسنده تحت عناوين «به گزارش هواشناسي فردا اين خورشيد لعنتي» و «سرخ سفيد» محسوب مي‌شود. داستان برادران سوخته، يادآور جنگ‌هاي صليبي است و در يک بازه‌ زماني بين سال‌هاي 1360 تا 1367 در زمان گذشته و بخش ديگر آن در يکي دو سال اخير اتفاق مي‌افتد. اين کتاب از سوي نشر چشمه منتشر شده است. «فونتامارا» نوشته اينياتسيو سيلونه با ترجمه منوچهر آتشي «فونتامارا» نام کتابي از اينياتسيو سيلونه نويسنده ايتاليايي است. اين کتاب داستان ساکنان دهکده‌اي به نام فونتامارا است که زير ستم فئودال‌هاي زمان خود زندگي مي‌کنند. با اينکه اين کتاب اولين اثر سيلونه بود اما وي را به شهرتي جهاني رساند.سيلونه نگارش اين رمان را در سال ۱۹۳۱ به پايان برد و منوچهر آتشي اين کتاب را به فارسي ترجمه کرده‌ است. خوانندگان خارجي آن را به عنوان افشاگري حقيقي درباره سرکوب رژيم فاشيستي و مقاومت دهقانان برمي‌شمردند. موضوع اصلي کتاب بي‌اعتبار کردن رژيم فاشيستي موسوليني بوده با اين وجود، برخي از خوانندگان کتاب اين نتيجه نادرست را درباره رژيم فاشيستي مي‌گرفتند که به تعرض جنسي و کشتار جمعي مخالفان متوسل مي‌شود. اين کتاب از سوي انتشارات اميرکبير منتشر شده است. «انجمن شاعران مرده» نوشته نانسي اچ.کلاين‌بام با ترجمه زهرا طراوتي کتاب «انجمن شاعران مرده» داستاني درباره‌ تغيير است. نانسي اچ.کلاين‌بام، روزنامه‌نگار و نويسنده آمريکايي رمان‌هاي متعددي نوشته که بيشترشان در سينما مورد اقتباس قرار گرفته‌اند. فيلم «انجمن شاعران مرده» در سال ۱۹۸۹ به کارگرداني پيتر وير و پيش از چاپ رمان آن ساخته شد و توانست جايزه بهترين فيلم مراسم اسکار آن سال را به خود اختصاص دهد. تام شولمن جايزه بهترين فيلمنامه را به دست آورد و فيلم در دو بخش بهترين بازيگر مرد (رابين ويليامز) و بهترين کارگرداني نامزد دريافت جايزه شد. داستان کتاب «انجمن شاعران مرده» در سال ۱۹۵۹ و در آمريکا مي‌گذرد. بيشتر اتفاقات اين داستان در دبيرستاني به نام ولتون اتفاق مي‌افتد. در دبيرستان ولتون قوانين خشک و سختگيرانه‌اي اجرا مي‌شود. انجمن شاعران مرده نيز اسم گردهمايي است که پنهاني در زمان تحصيل کيتينگ بر پا مي‌شد و دختران و پسران جوان مخفيانه در يک غار دور هم جمع مي‌شدند و شعرهاي مورد علاقه خود يا اشعاري را که خودشان سروده بودند مي‌خواندند. حال بچه‌هاي مدرسه ولتون به فکر مي‌افتند دوباره آن انجمن را برپا کنند که اين کار باعث مي‌شود به خود حرکتي بدهند و از سکون خارج شوند. باعث مي‌شود سراغ کارهايي بروند که به آنها علاقه شديد دارند. در اين رمان خانواده‌ها و مراکز تربيتي بر روحيه فرزندان خود حاکم هستند به طوري که بچه‌ها در مقابل رفتار تند آن‌ها تظاهر به اطاعت مي‌کنند ولي دنبال دلبستگي‌هاي خود مي‌روند. اين کتاب از سوي نشر نيماژ منتشر شده است. «منگي» اثر ژوئل اگلوف با ترجمه اصغر نوري «منگي» داستان فردي است بي نام و مستاصل. فردي که در محيط زشت، خشونت‌آميز و تهوع‌آور دنياي اطراف خود اسير است. محيطي که خورشيد در آن قابل رويت نيست و باد از هر طرف بوي گند زندگي را با خود مي‌آورد. راوي که ما تا آخر از نام و نشان او بي‌خبر مي‌مانيم تنها فرد اين محيط تاريک است که از وضعيت منگي خود آگاه است. شخصيت اصلي کتاب منگي در يک کشتارگاه کار مي‌کند. کاري که دوستش ندارد و به اميد اينکه روزي بتواند کشتارگاه و محل زندگي‌اش را ترک کند، روز‌ها را مي‌گذراند. اما او فقط حرف مي‌زند. عملي در کار نيست. او از زندگي و محيط اطرافش در عذاب است. جوياي عشق و زندگي است و در تلاش است خود را از اين محيط تاريک و خفقان که همه روزهاي زندگي‌اش را احاطه کرده است نجات دهد. او انساني در حاشيه ولي اميدوار است. ميل به رفتن و رهايي دارد ولي توان آن را ندارد. اين کتاب از سوي نشر افق منتشر شده است. «حمام‌ها و آدم‌ها» اثر ميخاييل زوشنکو با ترجمه آبتين گلکار مجموعه داستان «حمام‌ها و آدم‌ها» اثر ميخاييل زوشنکو، نويسنده روس است که از سوي آبتين گلکار ترجمه شده است. اين کتاب قبلا تحت عنوان «طالع نحس» از سوي نشر کوچک به چاپ رسيده بود؛ اما مشابه بودن نام کتاب با فيلم مشهور طالع نحس، باعث شد، مترجم عنوان کتاب را عوض کند و اسم يکي ديگر از داستان‌هاي کوتاه اين مجموعه را به عنوان نام کتاب انتخاب کند. اين کتاب شامل ۳۵ داستان کوتاه است که عموما تناقض‌هاي زندگي روزمره در روسيه را هدف قرار داده است. در بيشتر داستان‌هاي اين کتاب با مردمي روبه‌رو هستيم که بسيار بدبخت و بدشانس هستند و در واقع مي‌توان گفت طالع نحسي دارند. طنز موجود در اين کتاب به جامعه امروز ما هم نزديک است و خواننده ريزبين مي‌تواند اين شباهت‌ها را به‌خوبي درک کند. زباني که زوشنکو براي نوشتن داستان‌هاي خود استفاده مي‌کند زبان محاوره‌ کوچه و بازار است و تقريبا در تمامي داستان‌ها مي‌توان چهره قهرماني غيرعادي را مشاهده کرد. قهرماني که کاملا يک آدم عادي و متوسط است. از سياست چيزي نمي‌داند، براي آرمان‌هاي والا مبارزه نمي‌کند و انديشه‌هاي بزرگ نيز در سر ندارد. اين کتاب از سوي نشر ماهي منتشر شده است. «چتر ژاپني» اثر ويکتوريا توکارِوا ترجمه پرويز دوايي کتاب «چتر ژاپني» شامل ۸ داستان کوتاه با ترجمه پرويز دوايي است. در اکثر داستان‌ها تم اصلي نوعي غم اما غم شيرين و تنهايي و در نهايت رابطه بين زن و مرد است. در تمام داستان‌ها علي رغم نوعي افسردگي و خستگي که حس مي‌شود هميشه نور اميدي هم مي‌تابد و به مخاطب و کارکتر هردو اميد و انگيزه ادامه دادن به زندگي، حتي زندگي افسرده و خسته کننده را مي‌دهد. توکاروا اين انگيزه دادن را اصلا به شيوه نخ نما و کليشه‌اي پند و آموزه مطرح نمي‌کند! شما به هيچ عنوان احساس نمي‌کنيد من برتري وجود دارد و نصيحت‌هايش تو ذوق مي‌زند! به هيچ عنوان اينگونه نيست. نويسنده به آرامي و ملايمت فقط قصد روايت دارد و اين شماييد که ناخوآگاه با او همراه مي‌شويد و به مرور مخصوصا در پايان هر داستان، به درک شايد کمي تلخ اما مثبت هر قصه از زندگي مي‌رسيد. اين کتاب از سوي جهان کتاب منتشر شده است. «سفر در اتاق تحرير» نوشته پل آستر با ترجمه مهسا ملک‌مرزبان «سفر در اتاق تحرير» عنوان سيزدهمين رمان پل استر نويسنده توانا و مطرح آمريکايي‌ است. همانند ساير کتاب‌هاي استر، سفر در اتاق تحرير نيز پرسش‌هايي را پيش روي خواننده مي‌گذارد که تا پايان کتاب با آنها درگير خواهد بود. کتاب اگرچه قطور نيست و بيش از ۱۵۰ صفحه ندارد؛ کافي است تا شلوغي‌هاي ذهن استر را بار ديگر به تصوير بکشد. از لحاظ به کارگيري تکنيک‌هاي زيباي نويسندگي، اين کتاب نمونه بسيار خوبي از نويسندگي خلاق است که مطمئنا خواندن آن براي نويسندگان آماتور الهام‌بخش خواهد بود. در کتاب «سفر در اتاق تحرير» يک روز از زندگي پيرمردي به نام آقاي بلنک را مي‌خوانيم، هرچند او خودش اين نام را نمي‌شناسد و آقاي بلنک اسمي است که در کتاب به او نسبت داده مي‌شود و او مي‌پذيرد. آقاي بلنک در اتاقي از خواب برمي‌خيزد که هيچ ايده‌اي در مورد اينکه سلول يک زندان است يا اتاق يک بيمارستان ندارد يا جاي ديگر، حتي نمي‌داند چگونه سر از آنجا درآورده است. اسباب اتاق چيزي بيش از يک تخت، يک ميز تحرير، يک صندلي و يک چراغ مطالعه نيستند و نام همه‌ اشيا و حتي ديوار با برچسب روي آن نوشته شده است، گويي کمکي باشد براي حافظه‌ رو به زوال پيرمرد. آقاي بلنک نمي‌داند در اتاق به روي او قفل است يا آزاد است که از اتاق خارج شود. اين کتاب با ترجمه مهسا ملک‌مرزبان از سوي نشر افق به چاپ رسيده است.
#باهم_شکستش_مي‌دهيم ما را در کانال «آخرين خبر» دنبال کنيد