تسنيم/ درباره زمان آغاز چاپ کتاب به زبان و خط فارسي نميتوان نظر قطعي داد. مجيد غلامي جليسه در پژوهش خود به سندي دست يافته است که نشان ميدهد سلطان مراد سوم پادشاه عثماني در سال 966 قمري /1588 ميلادي به دو تاجر ايتاليايي اجازه داده است در خاک عثماني به چاپ کتاب به زبانهاي عربي، فارسي، و ترکي بپردازند . اما تاکنون نمونهاي از کتابهاي چاپي مربوط به اين دوره بهدست نيامده است.
اولين کتابهاي چاپي فارسي که به دست ما رسيده است، چند کتاب تبليغي مسيحيت هستند. نخستين کتاب " داستان مسيح " نام دارد که در سال 1639 ميلادي (1048) چاپ شد. اين کتاب نوشته مبلغي مسيحي به نام جروم خاويه (1549-1617م) و توسط عبدالستارلاهوري در سال 1612 ميلادي به فارسي ترجمه شده است تا در هند توزيع شود. اين کتاب 636 صفحه دارد. کتاب فارسي ديگري که کمي بعد منتشر شده "داستان سن پدرو" در 143 صفحه بود. از کتابهاي ديگر اين دوره که در شهر ليدن هلند انتشار يافتهاند بايد از آيينه حقنما به زبان فارسي و عنصرهاي زبان فارسي به زبان لاتين درباره زبان فارسي ياد کرد. در سالهاي بعد کتابهاي فارسي ديگري در آمستردام، لندن و اسلامبول منتشر شد.
همچنين تقريباٌ همزمان با چاپ اولين کتابهاي به خط فارسي در اروپا، چاپ کتاب به خط و زبان ارمني در ايران آغاز شد و در دوره صفويه و سالهاي پيش از چاپ کتابهاي فارسي در ايران حداقل 10 کتاب ارمني در کليساهاي اصفهان به چاپ رسيده است.
همچنين چاپ کتاب به زبان فارسي در هند از آخرين سالهاي قرن هجدهم يعني سالهايي که زنديان بر ايران حکومت ميکردند، آغاز شده است. اولين اين کتابها عمدتاْ در کلکته منتشر شد. در زمان فتحعليشاه و محمدشاه قاجار بمبئي هم يکي از مراکز عمده چاپ کتاب فارسي بود. اما از اواسط دوره ناصرالدينشاه تا پايان دوره قاجار شهر لکنو (لکنهو) در شمال هند و شهرهاي اطراف آن را بايد مرکز چاپ کتابهاي فارسي بدانيم. به گفته دکتر پروين 30 عنوان کتاب فارسي در هند پيش از چاپ اولين کتاب فارسي در ايران به چاپ رسيده بوده است.
آغاز چاپ کتاب فارسي در ايران را بايد انتشار رساله جهاديه در سال 1233 قمري محسوب کنيم. گرچه منابع کليسايي به چاپخانهاي به زبان فارسي توسط مسيونرها در دوره صفويه اشاره دارند و يا ردپايي از ورود يک دستگاه چاپ به بوشهر همزمان با آغاز حکومت قاجار به دست آمده است هيچ نشانهاي از فعاليت اين چاپخانهها در دست نداريم. اين چاپخانهها يا موفق به چاپ کتاب فارسي نشدهاند و يا شايد برگهها و اعلانهايي چاپ کرده باشند که جايي به ثبت نرسيده و امروز در دسترس نيست. همچنين گفته شده لشکريان روسيه در زمان تصرف گيلان در سالهاي انحطاط صفويه و پيش از آنکه نادر شاه افشار آنان را به بيرون براند، اعلاميههايي به زبان فارسي چاپ و توزيع کردهاند.
پيش از آنکه کتابهاي فاصله سالهاي 1233 قمري تا 1250 قمري يعني در دوره فتحعليشاه قاجار را فهرست کنيم، عرض کنم که چاپ کتاب فارسي ايراني در تبريز آغاز شد و بعد در تهران ادامه پيدا کرد و در آخرين سالهاي حکومت فتحعليشاه به اصفهان هم راه يافت.
عمده کتابهاي اين دوره چاپ سربي هستند، اما 16 سال بعد از اولين کتاب چاپ سربي، اولين کتاب ايراني چاپ سنگي در آخرين سال حکومت فتحعليشاه انتشار يافت.
کتابهايي که از انتشار آنها در داخل ايران و در دوره فتحعليشاه مطمئن هستيم، اينها هستند:
1. رساله جهاديه (2 بار)
2. گلستان (3 بار)
3. مآثر السلطانيه
4. ابواب الجنان
5. نصابالصبيان
6. آبلهکوبي
7. بوستان (2 بار)
8. برهان قاطع
9. جلاءالعيون (2 بار)
10. محرقالقلوب (3 بار)
11. حياتالقلوب (2 جلد و هر کدام 2 بار)
12. عينالحيات (4 بار)
13. حقاليقين (2 بار)
14. زادالمعاد (3 بار)
15. طهارت
16. قرآن (4 بار شامل 2 چاپ سنگي)
17. اشاراتالاصول
18. حليةالمتقين
19. رساله حسنيه (3 بار)
20. نخبه (2 بار)
21. طوفان البکاء (2 بار)
22. وجيزه
23. تحفهالابرار
اگر بر فارسي بودن کتابها تأکيد داشته باشيم بايد دو کتاب قرآن و اشاراتالاصول را از اين فهرست خارج کنيم چون اين دو کتاب به زبان عربي منتشر شدهاند.
اين فهرست نشان ميدهد در دوره فتحعليشاه 23 عنوان کتاب مجموعاْ در 44 نوبت و 46 مجلد در ايران به چاپ رسيدهاند. ضمنا هيچکدام از اين کتابها تصويري ندارند و چاپ کتاب مصور از دوره محمدشاه آغاز شده است.
لازم به ذکر است در دوره فتحعليشاه نه ديگر خبري از انتشار کتاب توسط ارامنه بود و نه هنوز انتشار کتاب به خط آسوري توسط ميسيونرها آغاز شده بود و کل پرونده چاپ کتاب در ايران منحصر به همين فهرستي است که تقديم شد.
اگر اين فهرست را با ردهبندي ديويي مقايسه کنيم، درمييابيم درميان اين نخستين کتابها در چهار رده هيچ کتابي به چشم نميخورد: فلسفه و روانشناسي، علوم خالص، علوم اجتماعي و هنر.
درصد سهم 6 رده ديگر کتابداري در ميان اين کتابها به اين ترتيب است:
دين 74٪، ادبيات 9٪ و تاريخ و جغرافيا، کتب مرجع، علوم کاربردي و زبان هر کدام با يک عنوان 4٪.
اگر به جاي عناوين تعداد تجديد چاپ را ملاک قرار بدهيم سهم کتابهاي ديني با 35 نوبت چاپ، به 80 درصد افزايش مييابد.
جالب اينکه امروز هم که حدود 200 سال از آن روزها گذشته است، کتابهاي ديني و کتابهاي ادبيات همچنان رتبه اول و دوم را در ميان کتابهاي کشورمان را از آن خود کردهاند.
با آغاز سلطنت محمدشاه قاجار (1250 تا 1264 قمري) تعداد کتابهاي چاپ سنگي از کتابهاي چاپ سربي پيشي ميگيرد و در آن دوران حدود صد عنوان کتاب در کشورمان به چاپ ميرسد.
بازار