طرحهای ترویج کتابخوانی به دردی هم میخورند؟!

ايرنا/ سرانه مطالعه در عامترين تعريف، ميانگين مدت زمان مطالعه يک نفر در طول يک شبانهروز است. در سادهترين حالت ميتوان ميزان مطالعه همه افراد يک جامعه را با هم جمع و بر تعداد افراد آن جامعه و تعداد روزهاي در نظر گرفتهشده تقسيم کرد. براي اندازهگيري سرانه مطالعه، متوسط مطالعه در يک جامعه آماري را محاسبه کرده و به تمام جامعه تعميم ميدهند. البته عوامل ديگري نيز همچون تيراژ کتابها بر اندازهگيري سرانه مطالعه اثر دارد. پايين بودن سرانه مطالعه بر توليدات فرهنگي و نويسندگان نيز به صورت عرضه و تقاضا اثر ميگذارد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مهرماه ۹۸ در مراسم افتتاح هفدهمين نمايشگاه بين المللي کتاب تبريزي در خصوص پايين بودن سرانه مطالعه در کشور نسبت به سرانه استفاده از اينترنت و تماشاي تلويزيون هشدار داد.
سيدعباس صالحي افزود: هم اکنون ميانگين مستمر مطالعه در کشور حدود ۱۳ دقيقه است در حالي که ميانگين مصرف اينترنت ۱۶۹ دقيقه و مشاهده تلويزيون ۷۲ دقيقه است.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي يادآوري کرد: بيش از يک ميليون و ۳۰۰ هزار جلد کتاب خوب در ۴۰ سال پيروزي انقلاب اسلامي ايران توليد به چاپ هاي مکرر رسيده است که ۸۰ درصد آن ها تاليفي بوده و از اين تعداد ۲۵۰ هزار عنوان در حوزه ادبيات و ۲۰۰ هزار عنوان در حوزه دين و ساير حوزه هاي علوم عملي و کودک و نوجوان است.
صالحي، افزود: با وجود شرايط بد کاغذ در سال جاري در نيمه نخست امسال بيش از ۴۳ هزار عنوان کتاب چاپ شده است که اين تعداد نسبت به سال گذشته با افزايش محدود، نشان از تداوم جريان نشر با وجود مشکلات دارد.
بهمن ماه سال گذشته نيز وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در مراسم انتخاب ششمين دوره پايتخت کتاب ايران در ادامه به بخشهايي از پيمايش مصرف فرهنگي ايرانيان که در سال جاري توسط پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات انجام شده است، اشاره کرد و گفت: مطابق اين پژوهش، نيمي از جامعه ايراني کتابخوان هستند و هفتهاي که به طور متوسط ۳.۷ ساعت کتاب ميخوانند. همچنين مطابق همين پژوهش، جامعه جوان ۱۵ تا ۲۵ ساله ما نيز به طور متوسط هفتهاي ۳.۹ ساعت مطالعه دارند و ۷۰ درصد اين بازه جمعيتي، کتاب ميخوانند. در عين حال، همين پژوهش به ما ميگويد که تنها يکپنجم از جمعيتهاي حاضر در پايگاههاي اقتصادي پايين جامعه اهل مطالعه هستند.
صالحي افزود: اگر ما به دنبال توسعه فرهنگي هستيم، بايد قبول کنيم اين گذاره که تنها نيمي از ايرانيان کتاب ميخوانند، مطلوب نيست و بايد ارتقا پيدا کند. اين موضوع هم برنامهريزي ميطلبد و هم حرکت در مسير چشمانداز.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين ۲۹ مرداد ماه در تشريح عملکرد يکساله اين وزاتخانه در حوزه کتاب اعلام کرد: در سال گذشته ۷۰ کتابخانه شهري و روستايي و ۳۰ مجتمع فرهنگي و هنري نيز در سطح استان هاي مختلف کشور افتتاح شده است.
سرانه مطالعه ايرانيها، ميزان مطالعه مردم در طول يکسال معين است. براساس برنامه سند چشمانداز نهاد کتابخانههاي عمومي کشور بايد در سال ۱۴۰۴ از نظر سرانه مطالعه جزو ۱۵ کشور نخست دنيا و کشور نخست خاورميانه باشيم و ۳۰ درصد از افراد جامعه عضو کتابخانهها باشند، اما رسيدن به اين چشم انداز بي شک بدون تدبير و راهکار ميسر نيست. از همين روي از سال ۹۳ برنامه ريزي هايي که بيشتر بر پايگاه هاي مردمي و ترويج عام تمرکز دارد وارد اولويت هاي کتاب دوستان و علاقمندان به توسعه فرهنگ مطالعه از سوي نهادهاي مربوط وارد فاز اجرايي شد.
طرح گرنت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (حمايت از ترجمه و انتشار کتابهاي ايراني با موضوعات ادبيات داستاني و غيرداستاني معاصر، هنر، اسلام و ايران شناسي و کودک و نوجوان در بازارهاي جهاني) که نزديک به چهار سال از عمر آن ميگذرد را ميتوان يکي از طرحهاي موفق دولت يازدهم و دوازدهم در حوزه فرهنگ دانست.
اين طرح با هدف حمايت از ناشران خارجي براي ترجمه و نشر آثار ايراني به زبان هاي خارجي در کشورهاي مختلف، از طريق مبادلات کپي رايت (حق تکثير) بين ناشران خارجي و صاحبان آثار در ايران، راهاندازي شد. در سال اول اجراي آن به اشتباه به جاي حمايت از ناشران خارجي، از ناشران ايراني حمايت شد که کتابهاي خود را به زبانهاي خارجي به ويژه انگليسي، ترجمه و در ايران چاپ ميکردند.
در دو سال اخير با بازنگري در رويکرد و روند اجرا، شوراي برنامهريزي طرح گرنت در وزارت فرهنگ تشکيل و نقشه راه با تدوين و تصويب دستورالعمل و شيوهنامه اجرايي ترسيم و مقرر شد، تقاضاهاي تسليمي از طرف ناشران خارجي در گروههاي کارشناسي دبيرخانه گرنت بررسي و براي تصميمگيري در خصوص رد يا تاييد تقاضاها موضوع به شوراي برنامهريزي ارجاع شود.
اگر چه اين طرح در سالهاي ابتدايي با نواقص و مشکلاتي روبرو بود و گاه منجر به اين شد که بسياري ناشران نسبت به کم بودن ميزان پرداختي آن واکنش نشان بدهند و از دريافت آن منصرف شوند، حالا توانسته تا حدودي جاي خود را در بازارهاي بينالمللي باز کند. امروز ناشراني از کشورهاي مختلف جهان گرنت ايران را دريافت ميکنند تا کتابهاي ايراني را در کشور خود ترجمه و منتشر کنند، گرنت ايران رفتهرفته پيمودن مسير صحيح را در بازارهاي جهاني در پيش گرفته است.
خانهامکجاست نوشته رضا دالوند، چه کسي آقاي صورتي را ميشناسد؟ نوشته مژگان کلهر، افسانه پياز از فاطمهالزهرا امامي، وسط راهروي تاريک نوشته مهدي رجبي، هرس نوشته نسيم مرعشي، بيکتابي از محمدرضا شرفي خبوشان، نردباني رو به آسمان اثر يوسف قوجق، زيبا صدايم کن اثر فرهاد حسن زاده، حتي يک دقيقه هم کافي است نوشته آتوسا صالحي، پرنده گيج نوشته کامبيز کاکاوند، شوخي نوشته مرجان کشاورزي، دوست مردم شهر نوشته مهدخت کشکولي، تنتن و سندباد نوشته محمدميرکياني، سفيد سفيد تنها بود و شاخها در باد، ريشهها در خاک اثر مصطفي رحماندوست از جمله کتاب هايي است که از ابتداي راه اندازي اين طرح از حمايت در نشر بين المللي بهره برده اند.
دبير طرح حمايت از ترجمه و انتشار کتاب ايراني(گرنت) گفت: در راستاي تأکيد برنامه ششم توسعه بر بسترسازي براي حضور بينالمللي در عرصههاي فرهنگي و در راستاي سياستهاي کلان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، معاونت امور فرهنگي در حوزه ديپلماسي فرهنگي، دبيرخانه طرح حمايت از ترجمه و انتشار کتاب ايراني در بازارهاي جهاني را از سال ۱۳۹۴ در اداره کل مجامع، تشکلها و فعاليتهاي فرهنگي با هدف تقويت صنعت نشر ايران در حوزه بين الملل و گسترش زبان و ادبيات فارسي داير کرده است.
علي فريدوني ادامه داد: دامنه حمايت دبيرخانه مذکور، شامل کتابهايي ميشود که در داخل کشور و با مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتشر شده است و موضوعات مورد حمايت ادبيات (داستاني و غير داستاني)، هنر، ايرانشناسي، کودک و نوجوان و برگزيدگان جوايز ادبي معتبر جمهوري اسلامي ايران را شامل ميشود.
وي درباره نحوه اجراي اين طرح عنوان کرد: از معيارهاي ارزيابي ميتوان به اعتبار ناشران خارجي، صحت ترجمه، برنامههاي ناشر خارجي در توزيع کتاب و گرافيک اشاره کرد. ثبت نام و داوري طرح گرنت از ابتداي آبان ٩٧ به صورت الکترونيک انجام و از طريق سامانه bookgrant.ir انجام ميشود. طبق آييننامه سال ٩٧، تمام کمکهزينه به ناشر يا نماينده قانوني وي پس از ترجمه، انتشار و ارسال پنج نسخه از کتاب به دبيرخانه از طريق مؤسسه نمايشگاههاي فرهنگي پرداخت ميشود.
ناشراني از کشورهاي الجزاير، ايتاليا، انگلستان، سوئيس، آمريکاي لاتين، اسپانيا، تايلند، تايوان، ترکيه، دانمارک، ژاپن، فلسطين، فرانسه، کره، سوئد، چين، انگليس، ايتاليا، مصر، تونس، آلمان، صربستان، آذربايجان و قزاقستان کتابهايي به زبانهاي عربي، ايتاليايي، انگليسي، اسپانيايي، آلماني، استانبولي، تاي، چيني، ژاپني، عربي، فرانسوي و کرهاي کتابهايي از ايران را ترجمه و در دست انتشار دارند.
پايتخت کتاب عنوان طرح ديگري است که بر مبناي آن هر سال شهري از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان پايتخت کتاب ايران انتخاب ميشود. بخشهايي از اين طرح از پايتخت جهاني کتاب الگوبرداري شدهاست اما از نظر ساختار اجرايي همخوانيهاي زيادي با شرايط فعاليت فرهنگي در ايران پيدا کردهاست.
عنوان پايتخت کتاب جهان از سال ۲۰۰۱ ميلادي از سوي سازمان يونسکو به شهري داده ميشود که در جهت تقويت جايگاه کتاب و خواندن آن کوشش شاياني کردهباشد. هدف يونسکو اين است تا از اين طريق در آن سال به اجراي برنامههاي فرهنگي مرتبط با کتاب بپردازد و از اين راه شوق مطالعه را در مردم ايجاد کند. اين انتخاب هيچ جايزه و يا مشوق مالي را براي برگزيده دربر ندارد؛ بلکه تاييد بهترين برنامه اختصاص دادهشده به کتاب و کتابخواني است.
دولت يازدهم بر اساس طرح جهاني و در جهت ترويج سراسري فرهنگ کتابخواني، تمرکززدايي فعاليت هاي اين حيطه و افزايش سرانه مطالعه به اجراي شکل بومي اين طرح در داخل کشور پرداخت. بر اين اساس انتخاب پايتخت کتاب ايران سال ۱۳۹۳ آغاز شد، با اعلام فراخوان شبکه ترويج کتابخواني که زير نظر معاونت فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي جاي دارد و با همکاري سازمان اسناد و کتابخانه ملي، هر سال شهرهايي که داوطلب دريافت اين عنوان هستند، برنامههاي خود را ارائه ميدهند و داوران با انتخاب بهترين طرحهاي ارائهشده، پايتخت کتاب را برميگزينند.
طرح انتخاب پايتخت کتاب ايران را با توجه به سند چشمانداز ۱۴۰۴ و تأکيد رهبري ايران مي توان فرصتي براي مديريت شهري در بحث ارتقاي سطح فرهنگ عمومي و شهروندي دانست. مهمترين دليلي که براي اجراي اين برنامه ارائه ميشود، ايجاد هماهنگي و همکاري ميان نهادهاي مختلف دولتي و غيردولتي فعال در شهرهاي کوچک بر سر اجراي فعاليتهاي مرتبط با کتاب است. طراحان و مجريان اين طرح بر اين باورند که با چنين طرحهايي ميتوان به افزايش سرانه مطالعه در بين شهروندان کمک کرد.
همچنين طرح انتخاب پايتخت کتاب ايران اولين تجربه ملي براي ايران در اين زمينه بهشمار ميرود و اين تجربه موجب ميشود به مرور زمان به معيارهاي جهاني انتخاب پايتخت کتاب نزديک شود. مقامات فرهنگي ايراني ميگويند معيارهاي آنان بيشتر به صورت ملي و براساس ساختارها و ظرفيتهاي بومي تعريف شدهاست.
پايتخت کتاب برنامه خود را با همکاري همه نهادهاي فرهنگي، نظير اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان، کتابخانه ملي مرکز استان، نهاد کتابخانههاي عمومي کشور، شهرداريها و... پيش ميبرد و هر شهر با توجه به قابليتهايي که دارد، برنامههاي گوناگوني را اجرا خواهد کرد.
پايتخت کتاب از ميان شهرهاي کشور که در فراخوان شرکت کردهاند، برگزيده ميشود؛ شهري که بهترين برنامههاي گذشته و بهترين برنامههاي پيشبينيشده براي دو سال آينده را داشته باشد. پايتخت کتاب بايد زيرساختهاي مناسب و برنامههاي ترويجي براي کتاب و کتابخواني را در برنامه داشته باشد و بتواند در جهت پيشبرد آنها تلاش کند.
در نخستين دوره از اجراي اين برنامه، ۶۴ شهر با ۳۹۰ طرح و برنامه به اين فراخوان جواب داده و تقاضا داشتند به عنوان پايتخت کتاب ايران انتخاب شوند. پس از ارزيابيهاي کارشناسي ۱۰ شهر به مرحله نهايي راه يافتند و به هيات داوران معرفي شدند.
هيات داوران با در نظر گرفتن اهداف و شاخصهاي ارزيابي، در اولين مرحله از داوري، شهرهاي يزد، بوشهر، گنبدکاووس، نيشابور و اهواز را به عنوان نامزدهاي نهايي جشنواره معرفي کرد. در نهايت بر اساس بيانيه هيات داوران پايتخت کتاب ايران، اهواز به دليل ارائه برنامههاي نوآورانه، مشارکتجويانه، مؤثر و منسجم و استفاده از ظرفيتهاي بخش خصوصي، تشکلهاي مردمي، صنايع و مراکز ورزشي و فرهنگي، لوح افتخار وزراي کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامي و لوح تقدير کميسيون ملي يونسکو را دريافت کرد.
در دومين دوره برگزاري اين رقابت ۹۹ شهر در اين طرح شرکت کردند. در اين دوره شهر نيشابور به عنوان دومين پايتخت کتاب ايران انتخاب شد. شهرهاي بوشهر، شيراز، يزد، شهرکرد و شهر ري به عنوان شهرهاي نامزد پايتخت کتاب ايران معرفي شدند.
شهر بوشهر به عنوان سومين پايتخت کتاب ايران و کاشان به عنوان چهارمين پايتخت کتاب ايران انتخاب شدند. همچنين شهر يزد بر اساس شاخص هايي از جمله استمرار فعاليت هاي ترويج کتابخواني، ارائه برنامه هاي خلاقانه، هم افزايي و همگرايي بخش هاي دولتي و خصوصي و با حمايت مالي برندهاي معتبر تجاري خود بعنوان پنجمين پايتخت کتاب ايران معرفي شد.
ششمين برنامه انتخاب و معرفي پايتخت کتاب ايران از ابتداي تيرماه با اعلام فراخوان آن از سوي دفتر مطالعات و برنامه ريزي فرهنگي و ستاد هماهنگي شهرها و روستاهاي دوستدار کتاب معاونت امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به تمامي نهادها و سازمانهاي ذيربط از جمله نهادها و سازمان هاي دولتي و غير دولتي همچون نهاد کتابخانه هاي عمومي کشور، معاونت توسعه مناطق محروم رياست جمهوري، سازمان اسناد و کتابخانه ملي جمهوري اسلامي، سازمان شهرداري ها و دهياري ها، ستاد عالي کانون هاي فرهنگي و هنري مساجد کشور، خانه کتاب، کميسيون ملي يونسکو، اتحاديه ناشران و کتابفروشان تهران، انجمن کتابداري و اطلاع رساني ايران و شبکه شهرهاي دوستدار کتاب و بخش خصوصي و فعالان فرهنگي و تشکلهاي مردمنهاد شروع به کار کرد.
با اعلام فراخوان ارسال آثار شهرهاي متقاضي شرکت در اين طرح، ۱۶۶ شهر، آثار و مستندات خود را به دبيرخانه مرکزي ستاد هماهنگي شهرها و روستاهاي دوستدار کتاب معاونت امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ارسال کردند.
بنا به گزارش دبيرخانه کيفيت آثار ارسالي در اين دوره نسبت به دورههاي گذشته از رشد قابل توجهي برخوردار بود بهگونهاي که داوران مراحل اوليه اين طرح برخلاف روال سالهاي گذشته که ۲۰ شهر را به عنوان شهرهاي راهيافته به مرحله نيمهنهايي انتخاب ميکردند در اين دوره ۳۸ شهر را براي اين مرحله انتخاب و به دبيرخانه معرفي کردند و پس از بررسي آثار در مرحله نيمه نهايي سرانجام پنج شهر اوز، بم، ري، شيراز و رفسنجان به دور پاياني راه يافتند و در نهايت هم شهر شيراز اين عنوان را براي سال ۹۹ کسب کرد.
عمده ترين دليل اجراي طرح پايتخت کتاب را مي توان تمرکز زدايي فعاليت هاي ترويجي از پايتخت عنوان کرد؛ روندي که باعث رقم خوردن تحول و پويايي فرهنگي در شهرهاي منتخب پايتخت کتاب شد. اين رويداد در طول ۶ دوره برگزاري، تحولات و رويدادهاي فرهنگي برجسته اي از برگزاري نکوداشت بزرگان ادبي شهرهاي پايتخت که تا آن زمان مجالي براي معرفي و ارج نهادن نيافته بودند، گرفته تا انعقاد تفاهم نامه هاي بين سازماني در اين شهرها در مسير توسعه کتابخواني و احداث و تکميل کتابخانه هاي نيمه کاره و مجتمع هاي فرهنگي برزمين مانده را تجربه کرد.
تلاش براي توسعه فرهنگ مطالعه حتي شهرها را به ايده پردازي هايي چون راه اندازي پنجشنبه هاي کتابخواني يزد، راه اندازي شبکه دوستداران کتاب در اصناف و مشاغل و برگزاري نخستين جشنواره کتاب کودک و نوجوان در کاشان و بسياري از طرح هاي ناب ديگر واداشت. مساله اي که حتي در شهرهاي نامزدي پايتخت موجب تکاپو و تحولات فرهنگي شد.
پايتخت کتاب اکنون در ششمين ايستگاه بسيار پررنگ تر و بالغ تر از سال هاي نخستين رو به تکامل مي رود تا جهاني شدن را نيز در اين چشم انداز محقق کند.














