خبر فوري/ اشعار عاشورايي همواره بخشي از فرهنگ عمومي ايران و ايرانيان را ساخته است. اين اشعار به جز حافظه و فرهنگ شفاهي، فرهنگ صناعي و به خصوص معماري ما را هم تحت تاثير قرار داده است.
 شايد کمتر کسي به اين نکته توجه کرده باشد اما يکي از اين اشعار مهم و جاودانه عاشورايي بر سر در يکي از مساجد قديمي  و مهم تهران نقش بسته است. بر روي کاشي‌کاري‌هاي موازي و بلند ورودي اول حسينيه ارشاد يک مثنوي از عطار نيشابوري نگاشته شده که در وصف امام حسين(ع) و عاشوراي حسيني سروده شده است.
بخشي از اين مثنوي در مختارنامه ذکر شده است. نسخه کامل آن اما در همه منابع يافت نشده. با اين حال، ابيات زيباي اين مثنوي بسيار جالب توجه و زيبا است.
ابيات منقوش بر ورودي حسينيه ارشاد بدين قرار است:

امامي کآفتاب مشرقين است
امام از ماه تا ماهي حسين است

جهان جان به تسخير وي آمد
که نه معصوم پاکش در پي آمد

چو او مهر ولايت خاندان است
مر او را نه سپهر از پي روان است

چراغ آسمان مکرمت او
جهان فضل و بحرمرحمت او

به همت هر دو عالم کم گرفته
ولي نورش همه عالم گرفته

جمال او که خورشيد الهي
زمردين برون کرده سياهي

نيايد آفتاب و شب به هم راست
ز عاشوراي او اين هر دو برخاست

امام دو و ده حق کرده قسمت
که هر يک پرده ساز آيد به عصمت

ده و دو پرده زان آمد پديدار
حسيني پرده را الحان بسيار

به پيش او را ره اين ابتلا بود
که خود خونريز او در کربلا بود

اگر هستي تو اهل پرده راز
از اين خوش پرده بشنو اين خوش آواز

که بس خون کرده اند اهل ملامت
ولي اين خون بجوشد تا قيامت

هر آن خوني که بر ناحق روان شد
برفت از ياد و اين خون جاودان شد

چو خونش آفتاب جاودان است
شفق گويي مگر رمزي از آن است

طبق گفته بسياري از مورخان و اديبان، عطار نيشابوري که يکي از بزرگترين شعراي فارسي زبان است از اهل سنت بوده اما ارادت بسيار زيادي به اهل بيت، خاصه امام حسين(ع) داشته است. به همين دليل، از او اشعارآييني بسياري نقل شده که اکثرا در رثاي سيد الشهدا(ع) و شهداي عاشورا هستند.
عطّار نيشابوري در مصيبت نامه خويش، امام حسين(ع) را اين گونه ستوده است:

کيست حق را و پيمبر را، ولى؟                  
آن حسن سيرت، حسين بن على

آفتاب آسمان معرفت    
آن محمد صورت و حيدر صفت…

آن چنان سَر، خود که بُرَّد بى دريغ؟
کآفتاب از درد آن، شد زير ميغ

گيسوى او، تا به خون، آلوده شد
خون گردون از شفق، پالوده شد

کى کنند اين کافران با اين همه
کو محمد؟ کو على؟ کو فاطمه؟

صد هزاران جان پاک انبيا
صفت زده بينم به خاک کربلا

در تَموزکربلا، تشنه جگر
سر بريدندش! چه باشد زين بَتَر؟

با جگر گوشه ى پيمبر، اين کنند
و آن گهى دعوىّ داد و دين کنند!

کفرم آيد، هر که اين را دين شمُرد!
قطع باد از بُن، زبانى کاين شمرد! 

همچنين شاعر دلسوخته و عارف ايراني اشعار زير را در وصف عظمت کار امام حسين(ع) سروده است:
ور پرسندت که چيست ايمان
گو روي‌ببين و نعره‌زن باش

گر روي بدين حديث داري
چون ابراهيم بت‌شکن باش

ور گويندت ببايد سوخت
تو خود ز براي سوختن باش

ور کشتن تو دهند فتوي
در کشتن خود به تاختن باش

مانند حسين، بر سر دار
در کشتن و سوختن حسن باش

انگشت‌زن فناي خود شو
و انگشت‌نماي مرد و زن باش

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar