تازههای نشر/ وضعیت کنیزان در ایران چگونه بود؟

خبرگزاري کتاب ايران/ کتاب «زنان زرخريد؛ بررسي وضعيت کنيزان در ايران از طاهريان تا مغول» نوشته فريبا کاظمنيا از سوي انتشارات تيسا منتشر شد. اين تحقيق به بررسي وضعيت کنيزان در ايران که فرودستترين قشر زنان بودند، پرداخته شده است.
بردگان از تاريخ باستان تا اواخر دوره قاجار در جامعه ايران حضور داشتند و در پي تصويب قانون «منع خريد و فروش برده در خاک ايران و آزادي بردگان هنگام ورود به ايران» در اسفند سال ۱۳۰۷ شمسي، مبادله و معامله غلام و کنيز منسوخ شد. اين تحقيق با اين هدف آغاز شده تا قابليتهاي پژوهشي گروههاي در حاشيه فراديد آيد؛ بررسي وضعيت کنيزان در ايران که فرودستترين قشر زنان بودند. اين تحقيق براي پاسخ به اين مسئله شکل گرفته که خريد و فروش زنان و دختران در چه جامعهاي ـ با چه ساختارهاي اجتماعي، اقتصادي و فرهنگياي ـ رخ ميداد و عوامل استمرار اين پديده به درازاي چندين قرن چه بود؟ براي پاسخ به اين پرسش گستره متنوعي از منابع تاريخي، جغرافيايي، سفرنامهها، تراجم و رجال، اخلاقي و تعليمي، حکايات و داستانها و منابع فقهي بررسي شدهاند.
عرصه پژوهش زنان تا سالها در شمار «از يادرفتههاي تاريخي» بود تا به مدد برخي آثار مانند «حکايت دختران قوچان» اهميت پژوهشي اين حوزه به ديد آمد. هرچند بازهم در اين حوزه زناني چون پريخان خانم و مهد عليا و قرهالعين در مرکز توجه بودند و از انبوه زنان بينام و نشان در آثار و پژوهشهاي تاريخي اثري نبود. بردگان نيز از اين حکايت مستثني نبودند، جز اينکه غلامان بيش از همنوعان مونس خود يعني کنيزان در معرض توجه قرار گرفتند؛ چون با ورود به ساختار قدرت با عرصههاي سترگ پيوند يافتند. کم نيستند غلاماني که به سپاهسالاري رسيدند، حکومت بر پهنههاي وسيعي را عهدهدار شدند يا حتي سلسلههايي در مصر و هند تأسيس کردند که در منابع تاريخي به «مماليک» شهرهاند.
رويدادهاي سترگ تاريخي بررسيهاي کلان سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و بازجست تاثير شخصيتهاي مهم و نامآور ايراني تا پيش از دو دهه پيش، غالب پژوهشهاي تاريخي در ايران را شامل ميشد و حوزههايي نظير زنان و بردگان و کودکان و طبقات فرودست جامعه، با عنوان «گروههاي در حاشيه» اگر نه بياهميت، کماهميت دانسته ميشدند. روايتهاي کلان از تاريخ بر خردهروايتهاي تاريخي سيطره دارد، کلانروايتها پژوهشهاي سترگ تاريخي را شامل ميشوند و خردهروايتها به گروههاي در حاشيه و زندگي روزمره مردم ميپردازند.
اين تقسيمبندي چندان ريشهدار است و سمتوسوي پژوهشهاي تاريخي را سامان ميدهد که بهدرستي ميتوان از آن با عنوان «تاريخ غفلت» ياد کرد. البته نبايد از نظر دور داشت که سمتوسوي پژوهشهاي تاريخي محصول سنت ديرپا و نخبهگراي تاريخنگاري ايراني است که از ديرباز در قالب شاهنامهها، سالنامههاي دربار و ديوان، رسوم دارالخلافه و تاريخهاي عمومي از زمان آدم ابوالبشر تا زمان مولف رخ نشان داد که حوادث مهم و رويدادهاي شگفت را در خور توجه ميدانستند و از نحوه گذران زندگي طبقات فرودست اجتماع چشم ميپوشيدند.
کتاب «زنان زرخريد؛ بررسي وضعيت کنيزان در ايران از طاهريان تا مغول» در چهار فصل تنظيم شده است. پيشينه تاريخي، کنيزان به مثابه کالا، کنيزان و گروههاي اجتماعي و کنيزان؛ نگاهي از درون فصلهاي کتاب را تشکيل ميدهد. نويسنده کتاب را با جمله جالبي آغاز کرده و آن را تقديم زنان ايران کرده است: «تقديم به تمامي زنان سرزمينم که محرمانهترين و زنانهترين احکامشان را مردان مينويسند!»
فصل يکم کتاب اختصاص دارد به بررسي وضعيت کنيزان در ايران دوره ساساني و دو قرن نخست اسلامي و سپس وضعيت اين گروه اجتماعي در ميان اقوام و قبايل مهاجر به ايران، يعني اعراب در دو دوره جاهلي و قرون نخستين اسلامي و ترکان مستقر در دشتهاي آسياي مرکزي بررسي شده است.
کنيزان هنگامي که به بازارهاي بردهفروشان راه مييافتند يا در حراجيها بر آنان قيمت مينهادند، فقط کالايي به شمار ميآمدند که همانند ديگر کالاها از مناطقي وارد و در مراکز فروخته ميشدند و فروشنده و خريدار در فروش و خريد اين کالا به سود خود را ميجستند. در فصل دوم در نظر است بدون در نظر گرفتن سرشت انساني کنيزان، به آنان همانند کالا نگريسته و بررسي شود که کنيزان از چه طرقي به دست ميآمدند؟ از چه مبادياي وارد قلمرو اسلامي ميشدند؟ از چه قوميتهايي بودند؟ بيشتر در کدام مراکز و به چه قيمتهايي فروخته ميشدند؟ و از فروششان چه ميزان ماليات دريافت ميشد؟ در تحليل و تبيين مباحث اين فصل، به ويژه خريد و فروش، قيمت و ماليات کنيزان از نظريه اقتصاد نهادي (نهادگرايي در اقتصاد) استفاده شده است.
در فصل سوم نويسنده در نظر دارد با بررسي آموزش کنيزان و پيشههاي خاص آنان و شناخت کارکرد و نقششان در ميان گروههاي اجتماع، به کنيزان در متن جامعه و در درون گروههاي اجتماعي بنگرد. کنيزان پس از فروش با قبول و انجام وظايفي در ميان گروههاي اجتماعي به نيازهايي در جامعه پاسخ ميگفتند و از اين راه مستقيماً با زندگي مردم و ساختارهاي فرهنگي ـ اجتماعي جامعه ارتباط مييافتند. آموزش کنيزان و پيشههاي آنان زمينه حضورشان در گروههاي اجتماعي را فراهم ميکرد، از اينرو اين دو مبحث مقدم بر گروههاي اجتماعي بررسي ميشود. خريد کنيز کنش اجتماعي مفروض گروههاي اجتماعي است؛ از اينرو نوع رابطه گروههاي اجتماعي و نحوه تعامل آنان با کنيزان با بهرهگيري از نظريه کنش اجتماعي پارسونز تحليل و در پايان نحوه تعامل جامعه ايران در اين دوره با کنيزان بر اساس متغيرهاي الگويي پارسونز ارزيابي شده است.
هرچند تفکيک مباحث خرد و کلان در موضوع کنيزان دشوار است و به برخي از مباحث اين فصل در فصول پيشين نيز اشاره شده است؛ گردآوردن اين گفتار در اين فصل پاسخ به اين سؤال است که آيا زمينههاي استمرار انقياد کنيزان به عواملي در درون گروه آنان ارتباط داشت يا فرآيندي برونگروهي و ناشي از تأثيرات جامعه يا خواست گروههاي بهرهمند از بردگي بود؟ آيا در جوانب زندگي کنيزان عناصر و مؤلفههايي وجود داشت که آن را فارغ از بهکارگيريشان در گروههاي اجتماعي و در پيشههاي متفاوت به گروهي واحد تبديل سازد؟ نويسنده در فصل پاياني موضوع کنيزان را از درون گروه کنيزان بازنگري و جوانب زندگي کنيزان، شخصيت حقيقي، حقوقي و اجتماعي آنها، نحوهپوشش و آرايش، حدود اختيارات، باورها، ازدواج و نحوه دستيابي آنها به استقلال مالي و آزادي را بررسي کرده است.
کتاب «زنان زرخريد؛ بررسي وضعيت کنيزان در ايران از طاهريان تا مغول» نوشته فريبا کاظمنيا در 253 صفحه، شمارگان 550 نسخه و بهاي 70 هزار تومان از سوي انتشارات تيسا منتشر شد.












