logo

شاعرانه/"یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد" از حافظ

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
شاعرانه/"یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد" از حافظ

آخرين خبر/ دوش مي‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده‌اي سوخته بود

رسم عاشق کشي و شيوه شهرآشوبي
جامه‌اي بود که بر قامت او دوخته بود

جان عشاق سپند رخ خود مي‌دانست
و آتش چهره بدين کار برافروخته بود

گر چه مي‌گفت که زارت بکشم مي‌ديدم
که نهانش نظري با من دلسوخته بود

کفر زلفش ره دين مي‌زد و آن سنگين دل
در پي اش مشعلي از چهره برافروخته بود

دل بسي خون به کف آورد ولي ديده بريخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود

يار مفروش به دنيا که بسي سود نکرد
آن که يوسف به زر ناسره بفروخته بود

گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
يا رب اين قلب شناسي ز که آموخته بود

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره
اخبار بیشتر درباره