مترجمی که با قلم زیست

منبع
ايرنا
بروزرسانی
مترجمی که با قلم زیست

ايرنا/ رضا سيدحسيني در ۲۲ مهر ۱۳۰۵ در اردبيل قدم بر دنيا نهاد. در آن روزگار تاريک پس از سيطره قاجار و در آشفته بازار اجتماعي و سياسي  کمتر فردي تصور ميکرد که هوا ، آب و خاک معجزهگر اردبيل او را به عنوان انساني پرآوازه و فرامرزي در ادبيات، نويسندگي و ترجمه ميپروراند تا براي مردم اين مرز و بوم سرفرازي و افتخار به دست آورد. 

او در رشته فني و حرفه‌اي تحصيل مي‌کرد ولي اشتياق به ادبيات در نهادش مي‌جوشيد تا اينکه روزگار به گونه‌اي چرخيد تا به منتهي آمالش برسد.

نيروهاي روسيه که در جنگ دوم جهاني، آذربايجان را در اشغال داشتند مجله‌هاي روسي ترجمه شده به زبان ترکي را همراهشان آورده بودند. اين مجله ها نظر رضا سيدحسيني را که تشنه مطالعه بود و از هر فرصتي براي خواندن بهره مي‌گرفت جلب کرد و حين مطالعه از لا به لاي آنها مطلبي را برگزيده و براي نخستين بار قطعه‌اي را از زبان مادري خويش يعني ترکي آذري به فارسي برگرداند و اين سرآغازي بود براي تبديل او به يکي از بزرگترين مترجمان کتب و آثار برجسته نويسندگان مشهور جهان. 

وي که در اين هنگام نوجواني بيش نبود رفته رفته گستره ترجمه خود را پهناورتر کرد و علاوه بر ترجمه مطالب و مقالات ترکي آذري متن‌هايي را نيز از زبان استانبولي به فارسي ترجمه مي‌کرد.

با پايان تحصيلات مقدماتي به تهران رفت و در مدرسه پست و تلگراف اين شهر در رشته ارتباطات دور به تحصيلات خود ادامه داد.

رضا سيدحسيني سپس رهسپار پاريس گشت تا دانسته‌هاي خويش را کامل‌تر کند و برهه‌اي نيز در دانشگاه U.S.C آمريکا در رشته فيلمسازي به تحصيل پرداخت.

او پس از بازگشت به ميهن به خاطر عشق و علاقه بيش از اندازه به زبان فارسي و نيز ترجمه آثار موجود از زبانهاي ديگر به اين زبان شيرين بر تلاش خويش براي فراگيري کاملتر فارسي و فرانسه افزود و براي اين منظور از اساتيد برجسته‌اي مانند عبدالله توکل، پژمان بختياري و دکتر ناتل خانلري بهره برد.

کار اداري اصلي وي که در زمينه ارتباطات راه دور در اداره مخابرات و راديو و تلويزيون بود او را از پرداختن به رشته‌هاي مورد اشتياق خود باز نمي‌داشت، براي چند دوره درازمدت سردبير مجله سخن بود و مباني نقد فلسفه هنر و ادبيات را نيز در آموزشکده تئاتر تدريس مي‌کرد.

اما نويسندگي و مهمتر از آن ترجمه در نهادش قرار داشت به گونه‌اي که از دوره جواني به شکل جدي به اين حرفه پرداخت و در همان اوان يک کتاب در زمينه روان شناسي را با عنوان پيروزي فکر ترجمه کرد که چاپ آن ۲۰ بار تجديد گرديد.

بيشترين آثار ترجمه شده ازسوي اين اديب برجسته از زبان‌هاي ترکي استانبولي، ترکي آذري و فرانسه و تا اندازه اي نيز انگليسي بود ولي ترجمه  ‌هاي او از زبان فرانسه شهرت خاص دارد.

۶۸عنوان ترجمه ماندگار و روان از آثار نويسندگان برجسته خارجي چون آندره ژيد، ياشار کمال ، ناظم حکمت، آلبر کامو ، ژان پل سارتر، توماس مان ، ماکسيم گورکي ، جک لندن ، چارلي چاپلين، انوره دوبالزاک ، ژيلبر لازار ، آندره مالرو ، مارگاريت دوراس ، لاژوس ژيلاهي را در کارنامه دارد.

همچنين او نويسنده کتاب وزين و جامع مکتب‌هاي ادبي شامل رئاليسم ، سمبوليسم ، سوررئاليسم ، ناتوراليسم ، پارناسيسم و رومانتيسم است که ۲۰ بار تجديد چاپ و به ۴۰ زبان ديگر ترجمه شده است.

رضا سيدحسيني نويسنده‌اي است که براي اولين بار مکتب‌هاي ادبي را در ايران تاليف و تدوين کرد، کتابي که براي اهالي نويسنده آگاهي‌بخش و آموزنده است.

او در مقدمه اين اثر مي‌نويسد: "من اين کتاب را در آغاز به عنوان راهنماي ساده و فهرست وار براي آشنايي با «ايسم»هاي گوناگون ادبي نوشته بودم به اميد اينکه در آينده  اساتيد متخصص ، نويسندگان و محققان آثار کامل‌تري در اين مورد ارايه کنند اما چنين نشد و کتاب به عنوان يگانه منبع و حتي کتاب درسي درباره مکتب‌ها باقي ماند."

اما نفيس‌ترين و ماندگارترين اثري که از زنده ياد رضا سيد حسيني به يادگار مانده است کتاب ۶ جلدي فرهنگ آثار است که با همکاري مترجمان ايراني و گروه علمي و ادبي شامل اسماعيل سعادت ، احمد سميعي گيلاني، ابوالحسن نجفي و نازيلا خلخالي و به سرپرستي رضا سيد حسيني طي ۶ سال تاليف و ترجمه شده است.

در اين کتاب نفيس که ترجمه‌اي از زبان فرانسه به همين نام است معرفي و نقد نزديک به ۲۰ هزار عنوان کتاب از فرهنگها و ملتهاي مختلف گنجانده شده است.

کتاب فرهنگ آثار در قطع رحلي و در مجموع داراي بيش از چهار هزار صفحه است که اولين بار در سال ۱۳۷۸ چاپ و در سال‌هاي بعد در چند نوبت تجديد چاپ شده است.      

اين شخصيت تاثيرگذار و برجسته ادب و هنر که خدمات ارزنده‌اي انجام داد و آثار گرانبهايي را به يادگار گذاشت شايد کمتر در ميان مردم ايران و حتي زادگاهش اردبيل شناخته شده است و اين نه به خاطر پايين بودن ارزش شخصيتي و علمي بلکه به خاطر آن است که همواره از حاشيه دور بود و دوست داشت در حاشيه‌اي آرام کار خود را که همان نويسندگي و ترجمه بود انجام بدهد و به شناساندن خويش به واسطه رسانه‌ها علاقه چندان نشان نمي‌داد.

اين انسان اديب و تاثيرگذار پس از يک عمر انس با قلم ،کاغذ و نويسندگي و ترجمه سرانجام در ۱۱ ارديبهشت سال ۱۳۸۸ در بيمارستان ايرانمهر تهران براثر بيماري و عارضه ريه نقابي از خاک بر رخ کشيد و قلم بر زمين گذاشت.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar