حضرت عیسی مسیح(ع)؛ پیام آور صلح و مهرورزی

ايرنا/ اديان براي سعادت انسان و خروج آنان از ظلم به روشنايي و نور برانگيخته شده اند. در واقع رسالت و اهداف پيامبران و نقش تبليغي آنان براي هدايت مردم و جلوگيري از لغزيدن به گمراهي و جهل و فساد بوده است. بنابراين رسالت اديان آسماني خدمت به بشريت است که بايد آن را درک و ارتقاء داد تا زندگي شرافتمندانه و به دور از تعصب و دشمني برقرار شود زيرا رسالت ۲ پيامبر بزرگ اسلام و مسيحيت، گسترش رحمت و دوستي و هدايت به سوي خير و صلاح است. اينها بخشي از سخنان شيخ بلال سعيد شعبان، دبيرکل جنبش توحيد اسلامي لبنان به مناسبت ميلاد حضرت عيسي(ع) است. بدين ترتيب بايد توجه داشت که برقراري صلح و دوستي ميان مردم، اصلي مهم و ارزشمند است و هيچگونه تفاوتي ميان تعاليم آسماني و ارزش هاي ديني وجود ندارد زيرا اسلام و مسيحيت داراي يک اصل هستند و آن خداوند واحد است.
تاريخ دقيق ميلاد حضرت عيسي(ع) چهارمين پيامبر اولوالعزم مشخص نيست اما مسيحيان ۲۵ دسامبر سال اول ميلادي يعني ۶۲۲ سال پيش از هجرت حضرت محمد(ص) را روز ولادت ايشان در منطقه بيت لحم در جنوب اورشليم فلسطين عنوان کرده اند. مسيحيان اين روز را به منظور بزرگداشت آن حضرت با عنوان «کريسمَس يا نوئل» به مدت ۱۲ روز جشن مي گيرند. به طور کلي مسيحيت به سه فرقه بزرگ کاتوليک، اُرتدکس و پروتستان تقسيم شده اند.
حضرت عيسي(ع) از نگاه قرآن کريم
در قرآن مجيد بيش از ۳۵ بار لفظ عيسي (ع) نام برده شده و خداوند چندين بار با لقب هايي چون مسيح، روح الله، کلمه الله و قول الحق، شخصيتي متعالي از حضرت عيسي(ع) را براي پيروان حق ترسيم کرده است. همچنين به اساسي ترين وقايع زندگي اين پيامبر بزرگ ميپردازد و کمک مي کند تا پيروان حقيقت، شناخت خود را از شـخصيت اين رسول الهي کامل تر کنند، محمد عطاءالرحيم اسلامشناس معاصر در کتاب خود به نام عيسي در قـرآن به نقش اين کتاب آسماني در معرفي جايگاه حضرت عيسي(ع) اشاره ميکند و مينويسد: قرآن، آخرين کتاب مقدس که به وسيله خدا به آخرين فرستادهاش وحي شـده است، منبعي است، براي شناخت حضرت عيسي(ع)، شخصي که غالب علماي مسيحيت به حتم از پرداختن بـه او غـفلت کردهاند. بنابراين قرآن رسالت حضرت عيسي(ع) را تشريح مي کند، اينکه چگونه در زمين ظهور کرد، چطور زيست و در نهايت چگونه رسالتش را به انجام رسـاند. نکته اي که بايد به آن توجه داشت اين است که در قرآن اسم اين پيامبر بزرگ به صورت «عيسي بن مريم» آمده است. قرآن، حضرت مريم(س) را به عنوان يک شخصيت برجسته و بهترين زنان عصر خود معرفي ميکند و در آيات ۴۲ و ۴۳ سوره آل عمران با اشاره به برخي فضايل حضرت مريم(س) آمده است: «و [به ياد آوريد] هنگامي را که فرشتگان گفتند: اي مريم! خدا تو را برگزيده و پاک ساخته؛ و بر تمام زنان جهان، برتري بخشيده است.» و «اي مريم! [به شکرانه اين نعمت] براي پروردگار خود، خضوع کن و سجده به جا آور؛ و با رکوع کنندگان، رکوع کن».

گسترش عدالت در ميان جوامع با اتحاد و همدلي مسلمانان و مسيحيان
مسلمان و مسيحيان بايد مباني مشترکي را که ميان اين ۲ دين بزرگ وجود دارد، پيدا کنند و با تکيه بر آنها به رويارويي با کفر بپردازند و گره بسياري از مشکلات را در جوامع بشري باز کنند. از آنجايي که مسلمانان حضرت عيسي (ع) را منجي و نخستين يار و همراه حضرت مهدي (عج) مي دانند و از طرف ديگر حضرت مريم(س) يک مبناي مشترک و بزرگ ميان اسلام و مسيحيت به شمار مي رود، زمينه هايي که اتحاد و وحدت هر چه بيشتر اين جوامع را فراهم مي آورند. نزديکي اديان الهي مي تواند، بسياري از مشکلات جوامع بشري چون آسيب هاي اجتماعي، کنترل فقر و مشکلات زيست محيطي را که جان هزاران انسان را گرفته، کنترل کنند.

مسيح از نگاه ادب فارسي
حضرت عيسي(ع) از جمله پيامبراني به شمار ميرود که در ادبيات فارسي نام و مسايل مرتبط با او بيش از ديگر پيامبران وجود دارد. براي نمونه در سراسر ديوان حافظ به نوعي شرحي از سخنان و مباني حضرت عيسي(ع) ديده ميشود در ادامه به برخي از مهم ترين شاعران ايراني که در شعر خود به آيين مسيح و حضرت عيسي(ع) پرداخته اند، اشاره مي کنيم: ابوعبدالله جعفر بن محمد رودکي که بيش از يک ميليون و سيصد هزار شعر داشته است و متاسفانه تنها هزار بيت از آنها باقي مانده است به آيين مسيح در شعر خود پرداخته است:
از کعبه کليسا نشينم کردي آخر در کفر بي قرينم کردي
بعد از دو هزار سجده بر درگه دوست اي عشق چه بيگانه زدينم کردي.
همچنين در اشعار فرخي سيستاني به توصيف و تشبيه حضرت عيسي(ع) پرداخته و لغاتي مانند صليب، ناقوس، ترسا(راهب)، مسيح و عيسي به وفور ديده مي شود.
دل ترسا همي داند کز او کيشش تبه گردد لباس سوگواران زان قبل پوشد همي پارسا
تا نماز است نامه مومن تا صليب است قبله ترسا
فرخي سيستاني در يکي ديگر از اشعار خود مي نويسد:
هم بکشد و هم زنده کند خشمش وجودش آن موسي عمران بود اين عيسي مريم
نه مسيح است و ليکن نفسش باد مسيح نه کليم است و ليکن قلمش چوب کليم. (۱)

فرخي از جمله مشاهيري به شمار مي رود که به خوبي به اين مقوله پرداخته، وي سخاوت را معجزه مسيح ميداند:
به سخا مرده صدساله همي زنده کند
اين سخا معجز عيسي ست همانا نه سخاست
يا:
هم بکشد و هم زنده کند خشم و جودش
آن موسي عمران بود، وين عيسي مريم. (۲)
حکيم ابوالقاسم عنصري ملک الشعرا دربار سلطان محمود غزنوي درباره معجزات مسيح و دعاي عيسي و مرده زنده کردن او اشعاري ذکر شده است:
صلح را همچون دعاي عيسي مريم بود جنگ را همچون عصاي موسي عمران شود
آمد آن رگزن مسيح پرست نيش الماس گون گرفته بدست.
در يکي ديگر از اشعار عنصري آمده است:
چنان خبر که شنيدم زمعجزات مسيح عيانش در توهمي بينم اي شه ابطال
اگر به دعوت او مرده زنده کرد خداي خرد زحجت تو رسته شد زبند ضلال
حکيم ابومحمد نظامي در داستان شيرين و خسرو به دليل اينکه شيرين ارمني و ترسا است در مورد آيين مسيح در شعر خود صحبت کرده است.
مسيحاوار در ديري نشيند که با چندان چراغش کس نبيند. (۳)
از ديگر مشاهير ايراني که در اشعار خود به آيين مسيح پرداختهاند، مي توان امير عبدالملک معزي، منوچهري دامغاني، اوحدين انوري، افضل الدين خاقاني، ظهيرالدين فارابي، جمال الدين اصفهاني، شيخ فريد الدين عطار، سعدي، حافظ و...را نام برد. (۴)
منابع
۱- چهره مسيح در ادبيات فارسي، قمر آريان، انتشارات سخن، تهران، ۱۳۸۷، ص۹۶
۲- مسيح در ادب فارسي، نسرين فقيه ملک مرزبان، برگرفته از روزنامه اطلاعات، شماره ۲۵۸۲۶، چهارشنبه ۱۴ اسفند۱۳۹۲
۳-چهره مسيح در ادبيات فارسي، قمر آريان، انتشارات سخن، تهران، ۱۳۸۷، ۱۱۰
۴- براي اطلاع بيشتر ر. ک:چهره مسيح در ادبيات فارسي، قمر آريان، انتشارات سخن، تهران، ۱۳۸۷، ص۹۶تا ۱۳۶ به طور مفصل در مورد نگاه شاعران ايراني به حضرت عيسي(ع) پرداخته است.












