10 کتابی که از شکسپیر تاثیر گرفتهاند

وينش/ويليام شکسپير بر ادبيات انگليسي تاثير زيادي داشته است، با اين وجود تعدادي از آثار برجسته از دکتر جانسون تا جرمن گرير، ميراث و داستان زندگي او را بررسي کردهاند. رابرت مککرام نويسنده کتاب «شکسپيرين» ده کتابي را انتخاب کرده است که از ديد او هرکدام از ويليام شکسپير و آثارش الهام گرفتهاند و در مورد هرکدام توضيحي هم ضميمه کرده است.
کتابخانههاي سراسر جهان شامل هزاران کتاب به زبانهاي زنده دنيا در مورد شکسپير شاعر ملي انگليس هستند. نويسندگاني از جمله ميلتون، پوپ، دکتر جانسون، کيتس، کالريج، چارلز لمب، هنري جيمز و ويرجينيا وولف همگي به نوعي به معماي شکسپير پرداختهاند. علاوه بر اين، در طول اين هزاره چندين کتاب جديد توسط پژوهشگران متفاوتي مانند پيتر کنراد، استيون گرينبلت، جيمز شاپيرو و استنلي ولز به زندگي و کار شکسپير اختصاص يافته است.
من ميدانستم که با نوشتن در اين ژانر، خودم را در موقعيت پرريسکي قرار ميدهم، اما داستاني براي گفتن داشتم. کتاب «شکسپيرين» با تماشاي تئاتر عمومي و جنجالي ژوليوس سزار در ژوئن ۲۰۱۷ در نيويورک، که ترور دونالد ترامپ را روي صحنه اجرا کرد، به من الهام شد. لحظهاي که ديکتاتور روم با پيراهن سفيد و کراوات قرمز بلند، در پارک مرکزي بر روي صحنه قدمهاي بلند برميداشت، از خودم پرسيدم: چگونه جواني که در روستاي وارويک شاير بزرگ شده بود، به دانشگاه نرفته بود و در سن ۵۲ سالگي به دور از دادگاه و صومعه درگذشته بود، نه تنها به «شکسپير»، بلکه به شخصيتي جهاني براي ويژگياي که ما «شکسپيرين» ميناميم تبديل شده است؟ به بيان ديگر، چگونه او بيش از ۴۰۰ سال پس از مرگ خود، بدون هيچ زحمتي همچنان مدرن باقي مانده است؟
از قضا، آشفتگي تاريخياي که الهامبخش اين کتاب بود، از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۰ بيشتر شد و در نهايت با شيوع طاعون جديد، ويروس کرونا به اوج رسيد. زمانه ما بيش از آنچه پيشبيني کرده بودم در حال شکسپيري شدن بود. اين ارزش ادبي نيز وجود داشت که شکسپير حدود ۱ ميليون کلمه شعر و نثر از خود به جاي گذاشته و همچنين اثرگذاريش را به ارث گذاشته است: رمانها، داستانها و مقالاتي که از آثار او الهام گرفتهاند.
ده کتاب برتر شکسپيري به انتخاب من:
فرهنگ لغت زبان انگليسي اثر دکتر ساموئل جانسون
اگر شکسپير به يک چيز مشهور باشد، اين درخشش او در به ابتکار گذاشتن ۱۸۰۰ کلمه جديد در زبان انگليسي است که شامل کلمات lacklustre، amazement، assassinate، hobnob و barefaced ميشود. همه اين کلمات در فرهنگ لغت جانسون آمده و موجب استفاده از نقل قولهاي شکسپير در کاربرد زبان انگليسي شده است.
موبي ديک اثر هرمان ملويل
ملويل قصد همذاتپنداري با شکسپير را نداشت، بلکه ميخواست به عنوان يک آمريکايي با او رقابت کند. او نوشت: «اگر شکسپير [هنوز] در اين رقابت برابر نشده است، مطمئناً يک آمريکايي تازه متولد شده يا هنوز متولد نشده از او پيشي خواهد گرفت». نسخه کامل آثار ملويل شامل حدود ۵۰۰ سفر دريايي است که براي مطالعه تخصصياند و نوشتن موبي ديک تلاشي خارقالعاده و يک موفقيت ادبي محسوب ميشود.
ماجراهاي هاکلبريفين اثر مارک تواين
شاهکار مارک تواين تاثير مضاعف شکسپير را نشان ميدهد. کمدي دونفره کلاهبرداران «دوک واتر بريج» و زيردستش «شاه فرانسه» (دو شخصيتي که گويي از «همسران خوش ويندزور» شکسپير يا از مسافرخانه ايستچيپ فالستاف بيرون آمدهاند) از تجربه تواين جوان به عنوان خبرنگار از فرهنگ غرب وحشي در زمان تب طلا در کاليفرنيا الهام گرفته است. همچنين، پارودي معروف تواين بر هملت («بودن يا نبودن، اين خنجر برهنه است») يک استاد آمريکايي را نشان ميدهد که با استعدادي ذاتي به طرز هوشمندانهاي کلاهبرداري ميکند.
هزار هکتار اثر جين اسمايلي
بسياري از داستاننويسان آمريکايي از شکسپير تاثير پذيرفتهاند: از داستاننويسان معاصر ميتوان توني موريسون (دزدمونا)، جان آپدايک (گرترود و کلوديوس) و آرتور فيليپس (تراژدي آرتور) را نام برد. به عنوان اثري معروفتر ميتوان اقتباس مدرن اسمايلي از شاه لير را نام برد که در آن، داستان و شخصيتهاي شکسپير به غرب ميانه منتقل ميشوند. اسمايلي ميگويد که رمان او برآمده از پاسخش به «شيوههايي که خواندن متعارف لير را نااميدکننده و اشتباه يافتم» است. بخشي از جواني ابدي شکسپير در اين است که هميشه ما را به يافتن پاسخهاي جديدي به آثارش دعوت ميکند.
اتاقي از آن خود اثر ويرجينيا وولف
اين کتاب که نقطه عطفي در انديشه فمينيسم است از يادآوري وولف از گفته يک دانشگاهي قديمي الهام گرفته شده است: «زنان نميتوانند نمايشنامههاي ويليام شکسپير را بنويسند». روايت او از «جوديت شکسپير»، داستاني انتقادي درباره زني است که مانند خود وولف مجبور بود در خانه بماند و مدرسه رفتن برادرش را تماشا کند و در خانه زنداني شود. جوديت سرانجام در ازدواج مصلحتياش سرشکسته ميشود و در حالي که نبوغ جوديت تحقق نمييابد، برادرش شکوفا ميشود. خواهر اين شاعر سرانجام خود را ميکشد، اما وولف را قادر ميسازد تا آغاز خلاقانه برخي از بزرگان ادبيات، از جمله جين آستين، جورج اليوت و خواهران برونته را مرور کند.
زن شکسپير اثر جرمن گرير
گرير در يک اداي احترام به وولف، با زني شروع ميکند که تقريباً شناختي درباره او وجود ندارد و با يک شاعر بزرگ ازدواج کرده و داستان ازدواج هاتاوي و شکسپير را با بيشترين دلسوزي نسبت به آن (يا اگنس) بازگو ميکند. گرير داستان زندگي او را با ذکاوت و دانش، از فراموشي نجات ميدهد. اين کتاب همراه خوبي براي کتاب همنت است که در ادامه آمده است.
همنت اثر مگي اوفارل
برنده جايزه ادبيات داستاني زنان سال ۲۰۲۰، اين مراقبه تکاندهنده در غم و اندوه، حاصل غور خارقالعاده اوفارل در استراتفورد زمان ملکه اليزابت در ۱۹۵۰ است. شکسپير بينام است و اوفارل براي کشف مرگ پسرشان همنت از طاعون در سال ۱۵۹۶، روي همسرش اگنس (يا آن) متمرکز ميشود. جادوي درخشان اين رمان در آنچه حذف ميکند، به اندازهي آنچه به تصوير ميکشد، نهفته است، اما صحنهاي که اگنس جنازه پسرش را بيرون ميکشد، صحنهاي است که کمتر خوانندهاي فراموش خواهد کرد.
شکسپير مستاجر: زندگي او در خيابان سيلور اثر چارلز نيکل
نيکل با تحقيقات درخشان خود درمورد مرگ کريستوفر مارلو، معاصر و رقيب شکسپير، به عنوان نويسنده شهرت خود را به دست آورد. در دومين ورود به سوابق دادگاه مربوط به آن دوره، نيکل يک دادخواست فراموششده که در آن شکسپير به عنوان شاهد ظاهر شده است (تنها موردي که گفتار واقعي او در آن ثبت شد) را برميدارد. نيکل با ترکيبي جذاب از تاريخ اجتماعي کلانشهرها، يادداشتهاي شکسپير و کمدي-رمانتيکهاي داخلي دوره جيمز اول پيرامون ازدواج ماري مونتو و استفان بلوت، بار ديگر جان تازهاي به آرشيوهاي خاکگرفته ميبخشد.
هيچ چيز شبيه خورشيد اثر آنتوني برجس
شيفتگي برجس نسبت به شکسپير يک علاقه مادامالعمر بود. اولين ورود وي به دنياي شکسپير در سال ۱۹۶۴ با اين رمان پرشور درباره زندگي عاشقانه شاعر بود که تا حدودي برآمده از ادعاي الهام گرفتن تخيل شکسپير از سفليس بود. اين رمان تبديل به فيلمنامهي The Bawdy Bard شد که هرگز ساخته نشد و مقاله بيوگرافي درخشان او، شکسپير (۱۹۷۰) از دل آن بيرون آمد.
شکسپير و الههي وجود کامل اثر تد هيوز
شکسپير مملو از خطرپذيري و اصالت بود. چيزي که کليد دنياي نمايش است. هيوز نيز شيفته چشمه خلاقيت بود. او بيشتر زندگي خود را وقف بازخواني آثار کامل شکسپير کرد و و قرارداد اين اثر شاهکار را تا پايان عمرش امضا کرد. اين اثر «نوعي اقتباس موسيقايي» است، آهنگي باشکوه که در آن نمايشنامههاي شکسپير به «يک اثر غولآساي واحد مانند يک حماسهي هندي» تبديل ميشوند. شکسپير و الهه، کتابي که هيوز ادعا ميکرد جان او را گرفته است ماندگارترين اثر منثور او شد. هنگام انتشار اين کتاب در سال ۱۹۹۲، استقبال ضعيفي از آن شد، اما اکنون به عنوان شاهکار نثر او شناخته ميشود.
نسخه انگليسي اين مقاله را ميتوانيد در سايت نشريه گاردين بخوانيد.
شرح عکس: يک تصويرسازي آلماني به سال ۱۸۹۰ که ويليام شکسپير را در استراتفورد و ميان زنان خانوادهاش در حال خواندن هملت تجسم ميکند.












