فخرالدین اسعد گرگانی خالق عاشقانههای ویس و رامین غریب در وطن

ايرنا/ فخرالدين اسعد گرگاني از شاعران دوره سلجوقيان که سال، محل تولد و شيوه زندگياش قبل از فتح و تصرف اصفهان دقيقا مشخص نيست اما مورخان به واسطه پسوندش؛ زادگاهش را شهر باستاني جرجان در غرب شهرستان گنبدکاووس حوالي گرگان امروزي و تاريخ تولدش را آغاز قرن پنجم هجري ميدانند.
فخرالدين اسعد گرگاني هم عصر سلطان ابوطالب طغرل بيک سلجوقي در قرن پنجم ميزيسته که در مرو (شهري در ترکمنستان امروزي) پايتخت سلجوقيان به حضور سلطان رسيده و کلام سنجيده و موزونش طغرل را تحت تاثير قرار داد بطوريکه از جمله نزديکان خاصش قرار گرفت.
اين شاعر جرجاني اگرچه در فتح و تصرف اصفهان با طغرل سلجوقي همراه بود اما بعد از آنکه سلطان به قصد تسخير و تصرف همدان خارج شد با وي همراه نشد و با امير عميد ابوالفتح مظفربن محمد نيشابوري حاکم اصفهان در آن شهر ماند تا اينکه در يکي از ملاقات ها داستان مشهور پهلوي اشکاني، ويس و رامين را از زبان حاکم شنيد و به درخواست او داستان ويس و رامين يکي از کهن ترين منظومه هاي عاشقانه تاريخ ادبيات ايران را به نظم درآورد.

فخرالدين اسعد مردي مسلمان و بر راه و روش اهل اعتزال (گروهي از مسلمانان اهل سنّت که اعتقاد به اصالت عقل در برابر اصالت حديث دارند) و فلاسفه بوده است که از وصف و ستايش او از خداوند و کيفيت آفرينش عالم و وصف مخلوقات که در آغاز تنها منظومه اش ويس و رامين آمده به مذهب خود اشاره کرده است:
ســــــــپـــاس و آفــريــن آن پادشا را کــــــه گيتــي را پديد آورد و مـــــــا را
بــــدو زيباســـت ملک و پادشــاهي که هرگــــــــز نايد از ملکش جــــــدايـي
خداي پاک و بي هـــــــــــــــــمتا و بي يار هـــم از انديشـــــــــــه دور هم ز ديدار
فخر الدين از بيشتر علوم متداول در آن عصر از جمله علوم ديني، حکمي، فلسفي، کلامي، نجوم و دانش هاي ديگر بهره داشته و علاوه بر زبان پهلوي از ادب عرب نيز آگاه بود که براي کسب فن و دانش بيشتر خراسان بزرگ را درنورديده تا مهارت هاي ديگري کسب کند.
برخي با اشاره به واژه گوراب در منظومه ويس و رامين نام شاعر اين اثر را فخرالدين اسعد کَرکاني دانسته اند.
کرکان نام روستايي در شهرستان ملاير در ۱۰ کيلومتري تپه باستاني گوراب است.
جواد جعفري نويسنده کتاب «ملاير و مردم» نسبت به گرگاني بودن فخرالدين اسعد ترديد کرده و وي را با استناد به ابياتي که واژه گوراب در آن آمده، ملايري دانسته است.
چنان تيري که بودش راه پرتاب ز مرو شــــايگان تا مرز گـــــوراب
اما بر خلاف نظر جعفري بسياري از نويسندگان، شاعران، محققان و تاريخ نگاران مشهور و معروف از جمله، عوفي، نظامي عروضي، عطار نيشابوري، علامه محمد قزويني، رضا قلي خان هدايت، حمدالله مستوفي، مجتبي مينوي، ادوارد براون، رضا اشرف زاده، فيروز فاضلي و عبدالرضا مدرس زاده وي را گرگاني و جرجاني دانسته اند.
استاد بديع الزمان فروزانفر در مورد خاستگاه اوليه و اصلي فخرالدين اسعد در کتاب سخن و سخنوران نوشته است: لقب و نام و نسب او به گرگان که معلوم نيست مولد يا وطن او يا خاندان او بوده محل اتفاق نظر تذکره نويسان است و ظاهراً در آن هيچ ترديد نيست.
رضا اشرف زاده استاد، محقق و پژوهشگر ادبيات هم ميگويد: تمام آثار و تذکره ها فخرالدين اسعد را گرگاني دانسته و هيچ منبع معتبري به غير آن اشاره نکرده است.
اسدالله معطوفي محقق و پژوهشگر گرگاني نيز اظهار داشت: اين شخصيت با توجه به کتب تاريخي معتبر ايران، گرگاني بوده و در تمام آثار تاريخ نگاران ما يک نفر به غيرگرگاني بودن ايشان اشاره نکرده است.
ويس و رامين؛ اسطورهاي عاشقانه
منظومۀ ويس و رامين از متني به خط و زبان پهلوي و مرتبط به دورۀ اشکانيان است که فخرالدين اسعد گرگاني در قرن پنجم به بحر هزج که وزن شعري براي عشق، جواني و داستانهاي عاشقانه است، اين داستان را به نظم در آورد.

مثنوي ويس و رامين اثر مشهور فخرالدين اسعد در حدود ۸ هزار و ۹۰۰ بيت و يکي از قديميترين منظومه هاي غنايي، عاشقانه و بزمي در ادبيات فارسي است.
فخرالدين اسعد گرگاني تنها منظومه خود را با لفظ و بياني ساده، شيوا و روان همراه با واژگان عربي اندک و نزديک به زبان پهلوي با سبک شخصي خود به نظم کشيده است.
منظومه ويس و رامين شاهکاري که شاعر گرگاني در حدود هزار سال پيش به شرح دلدادگي دو شاهزاده عاشق پرداخته که بيشتر اتفاقات داستانش در شمال ايران مرو، طبرستان و شکارگاه گرگان و ساري به وقوع پيوسته است.
به سبب اسامي شخصيت ها (موبد، ويسه، ويرو، شهرو، ماه آباد)، مکان ها (گرگان، ري، مرو و اصفهان)، شيوه عروسي و تأثير ستارگان بر سرنوشت انسان ها که از تعلقات فکري ايرانيان قبل از اسلام است، بازتابي از باورها و فرهنگ اقوام کهن ايراني بوده که نشانۀ پاي بندي سراينده اين اثر به فرهنگ و انديشۀ ايراني است.
فخرالدين اسعد شيوه عروسي و فرهنگ مرتبط با آن را به خوبي در ابيات زير بيان مي کند:
به مرو اندر هـــزار آذين ببستند پري رويان بر آذينها نشــستند
مهــانش گـوهر و عنبر فشاندند کهانش فندق و شکر فشاندند
همچنين در عروسي کردن رامين با گل که يکي از بانوان کم رنگ و روي داستانش که در گوراب او را به همسري مي گيرد نيز به شيوه ازدواج اشاره کرده است:
جهــان افروز رامـين کرد پيـــمان به سوگندي که بود آئين ايشـان
که تا جـــانم بمـــاند در تن من گل خورشيد رخ باشــد زن من
فخر الدين اسعد گرگاني در اين مثنوي به اصالت واژه ها بسيار اهميت داده و به گونه اي لغات را در خدمت بيان انديشه ها، سنت ها و باورهاي پيشينيان قرار داده است.
«خسور» که در فرهنگ هاي لغت به معني «پدر زن يا پدرشوهر» آمده، فخرالدين در بيتي به معني داماد آورده است:
پـــــــــــس آنگه گفت با خورشيد حوران ســلامت باد بسيار از خُسوران
«باشگونه» به معني واژگون يا واژگونه:
سر سرو سهـي شد باشــگونه دوتا شد پشــت او همچون درونه
ويس و رامين از لحاظ قدمت سومين مثنوي پس از شاهنامه فردوسي و آفرين نامه ابوشکوربلخي و يکي از کهن ترين منظومه هاي مستقل عاشقانه است که از آسيب روزگار درامان مانده و کامل و بدون تغيير به دست ما رسيده است.
از آنجا که فخرالدين اسعد گرگاني در به نظم کشيدن مثنوي ويس و رامين فصاحت و رواني داشته بعدها سرمشق بسياري از شاعران و گويندگان در سرودن داستانهاي عاشقانه قرار گرفت که از آن جمله نظامي گنجوي شاعر بزرگ ايراني را بايد نام برد که در قرن ششم داستانهايي را به نظم درآورده که بيشتر مورد پذيرش ايرانيان مسلمان واقع شده است.
شباهتهاي زيادي در منظومه خسرو و شيرين با ويس و رامين مشهود است از جمله ويس و شيرين هر دو از ثروتمندان هستند که پادشاهي از آنها خواستگاري مي کند و عاشقان ديگري مانند موبد و فرهاد دارند و مدتي در قصري که دوست نداشته ساکن مي شوند.
رامين و خسرو نيز شاهزادههايي که در آينده پادشاه مي شوند با واسطه دايه و شاپور با معشوقان خود ارتباط مي گيرند و هر دو با کسان ديگري در ابتدا ازدواج مي کنند و در پايان داستان هر دو از پادشاهي کناره مي گيرند.
فخرالدين اسعد گرگاني با زبان و گويش خاص خود با سرودن و به نظم درآوردن داستان معروف باستاني و اشاره به شهر گرگان و زيبايي هايش دِين خود را به نوعي ادا کرده است، از جمله:
شخصيت هاي داستان در زمان هاي بهار بيشتر به گرگان سفر مي کردند که اين امر هم بيشتر بخاطر زيبايي غيرقابل وصف اين منطقه بوده است:
شــب دوشـــــنبه و روز بهـاري که شد بازآمد از گرگان و سـاري
وقتي دچار غم و اندوه شده براي استراحت و تفريح به شهر گرگان سفر کرده که گاهي نصفي از سال را در گرگان سپري مي کنند:
دلـم بگرفت ازين آسوده کاري چه آســايش بود بنياد خواري
اگر شــاهم دهد همداستاني کنـم يک چند گه نخجيرگاني
روم زينجا سـوي گرگان و ساري بپـرانم درو باز شـکاري
چو شـش مه بگذرد روزي بيايم ز کوهسـتان به سوي شه گرايم
در اين منظومه شخصيت ها بيشتر بين مرو و گرگان در تکاپو هستند:
گهي تازان گهي پويان چو گرگان به يک هفته به مرو آمد ز گرگان
خاموشي شاعر بلندآوزه گرگاني
آخرين اطلاعاتي که از فخرالدين اسعد گرگاني ثبت شده مربوط به ديدار وي با حاکم اصفهان بوده و تا سال ۴۴۳ در اصفهان به سر برده و پس از اين تاريخ اثري از اين استاد داستان سرايي در تاريخ ادبيات ايران به چشم نمي خورد؛ گويا وفاتش بين سال هاي ۴۳۳- ۴۴۶ و در پايان عهد طغرل سلجوقي اتفاق افتاده است و درباره مکان وفات و آرامگاه اين شاعر مشهور ايراني اطلاعاتي در منابع فارسي وجود ندارد.
پايان سخن
فخرالدين اسعد گرگاني با همه نقش آفريني در ادبيات داستاني و غنايي ايران حضور کمرنگي در تاريخ و ادبيات مردم گرگان دارد و تنها نام او بر تالار عمومي شهر و مجسمه اش که کتاب ويس و رامين را در دست دارد در ميدان روبروي تالار خودنمايي مي کند.

به نظر ميرسد آيينهاي بزرگداشت مشاهير و بزرگان خطه گرگان و استان گلستان يکي از راهکارهايي است که ميتواند تاريخ غني اين ديار را بيش از پيش به نسل جديد منتقل کند.
مشاور مدير کل فرهنگ و ارشاد گلستان نيز با اشاره به جايگاه ويژه اين شاعر در تاريخ ادبيات ايران گفت: نکوداشت اين شاعر خوش قريحه در واقع نکوداشت زبان و ادبيات فارسي و تاريخ است.
حسين ضميري اظهار کرد: اقداماتي همچون ساخت سرديس و تنديس، نامگذاري يکي از ميادين اصلي شهر، اجراي نمايش در جشنواره تئاتر منطقه اي کشور و برگزاري همايش فخرالدين اسعد گرگاني به منظور شناخت صحيح ابعاد منظومه ماندگارش و معرفي بهتر اين شاعر صورت گرفته است.
وي تصريح کرد: معرفي دقيق يک چهره فرهنگي و ادبي نيازمند همراهي تمامي اقشار و بويژه فعالان حوزه فرهنگ و هنر، آموزش و پرورش گرگان، دانشگاه هاي گلستان و نهادهاي فرهنگي و هنري منطقه است.
کنکاش و مطالعات خبرنگار ايرنا نشان ميدهد بجز يک پاسداشت محلي در سطح استان گلستان به سال ۱۳۹۳ برنامه ديگري در بزرگداشت يا معرفي اين شاعر بلندآوازه انجام نشده است از همين روي مي توان ادعا کرد او در وطن خود غريب است بطوريکه بسياري از شهروندان گلستان حتي در شهر گرگان که مخاطب خبرنگار ايرنا قرار گرفتند آشنايي چنداني با اين ستاره درخشان تاريخ و ادبيات فارسي ندارند.

















