1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
کتاب

داستان شب/ شازده کوچولو (قسمت شانزدهم)

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
داستان شب/ شازده کوچولو (قسمت شانزدهم)

آخرين خبر/شازده کوچولو يا شاهزاده کوچولو (به فرانسوي: Le Petit Prince) داستاني اثر آنتوان دو سنت اگزوپري است که نخستين بار در سپتامبر سال ۱۹۴۳ در نيويورک منتشر شد.

اين کتاب به بيش از ۳۰۰ زبان و گويش ترجمه شده و با فروش بيش از ۲۰۰ ميليون نسخه، يکي از پرفروش‌ترين کتاب‌هاي تاريخ محسوب مي‌شود. کتاب شازده کوچولو «خوانده شده‌ترين» و «ترجمه شده‌ترين» کتاب فرانسوي‌زبان جهان است و به عنوان بهترين کتاب قرن ۲۰ در فرانسه انتخاب شده‌است. از اين کتاب به‌طور متوسط سالي ۱ ميليون نسخه در جهان به فروش مي‌رسد. اين کتاب در سال ۲۰۰۷ نيز به عنوان کتاب سال فرانسه برگزيده شد.

در اين داستان سنت اگزوپري به شيوه‌اي سوررئاليستي به بيان فلسفه خود از دوست داشتن و عشق و هستي مي‌پردازد. طي اين داستان سنت اگزوپري از ديدگاه يک کودک، که از سيارکي به نام ب۶۱۲ آمده، پرسشگر سؤالات بسياري از آدم‌ها و کارهايشان است.

ترجمه: احمد شاملو

فصل شانزدهم:

لاجرم، زمين، سياره‌ي هفتم شد.
زمين، فلان و بهمان سياره نيست. رو پهنه‌ي زمين يک‌صد و يازده پادشاه (البته بامحاسبه‌ي پادشاهان سياه‌پوست)، هفت هزار جغرافي‌دان، نه‌صد هزار تاجرپيشه، پانزده کرور مي‌خواره و شش‌صد و بيست و دو کرور خودپسند و به عبارت ديگر حدود دو ميليارد آدم بزرگ زندگي مي‌کند. براي آن‌که از حجم زمين مقياسي به دست‌تان بدهم بگذاريد به‌تان بگويم که پيش از اختراع برق مجبور بودند در مجموع شش قاره‌ي زمين وسايل زندگيِ لشکري جانانه شامل يکصد و شصت و دو هزار و پانصد و يازده نفر فانوس‌بان را تامين کنند.
روشن شدن فانوس‌ها از دور خيلي باشکوه بود. حرکات اين لشکر مثل حرکات يک باله‌ي تو اپرا مرتب و منظم بود. اول از همه نوبت فانوس‌بان‌هاي زلاندنو و استراليا بود. اين‌ها که فانوس‌هاشان را روشن مي‌کردند، مي‌رفتند مي‌گرفتند مي‌خوابيدند آن وقت نوبت فانوس‌بان‌هاي چين و سيبري مي‌رسيد که به رقص درآيند. بعد، اين‌ها با تردستي تمام به پشت صحنه مي‌خزيدند و جا را براي فانوس‌بان‌هاي ترکيه و هفت پَرکَنِه‌ي هند خالي مي کردند. بعد نوبت به فانوس‌بان‌هاي آمريکاي‌جنوبي مي‌شد. و آخر سر هم نوبت فانوس‌بان‌هاي افريقا و اروپا مي‌رسد و بعد نوبت فانوس‌بان‌هاي آمريکاي شمالي بود. و هيچ وقتِ خدا هم هيچ‌کدام اين‌ها در ترتيب ورودشان به صحنه دچار اشتباه نمي‌شدند. چه شکوهي داشت! ميان اين جمع عظيم فقط نگه‌بانِ تنها فانوسِ قطب شمال و همکارش نگه‌بانِ تنها فانوسِ قطب جنوب بودند که عمري به بطالت و بي‌هودگي مي‌گذراندند: آخر آن‌ها سالي به سالي همه‌اش دو بار کار مي‌کردند.

قسمت قبل:




به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره