نماد آخرین خبر
  1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
کتاب

پرفروش‌ترین‌ رمان‌های دهه ۹۰ کدامند؟

منبع
تسنيم
بروزرسانی
پرفروش‌ترین‌ رمان‌های دهه ۹۰ کدامند؟

تسنيم/ آنچه در اين گفت مي‌آيد نگاه آماري به جامعه ادبيات داستاني ايران در دهه نود با حذف آثار نويسنده اين سطور از جامعه آماري است و در گفت بعدي به تحليل اين داده‌ها مي‌پردازم. هرچند بهتر است بگويم جامعه آماري تهران و نه جامعه ايران که خود جاي کار و تحليل دارد.

آخرين روزهاي دهه نود، فرصتي براي بازگشت به خويشتن است. بازگشت به خويشتن نه به مفهوم غبطه خوردن بر گذشته و سرزنش و خودزني، بلکه به مفهوم واکاويِ کاميابي‌ها و ناکامي‌هاست. دهه نود بر ما و جهان رمان و ادبيات داستاني ايران چه گذشت؟ علت‌ها و معلول‌ها چه بود و چه هست؟ خوشي‌ها و ناخوشي هايمان چه بوده؟

براي اين گفتمان لازم است ابتدا تقويم داستاني اين دهه را ورق بزنيم. پرفروش‌هاي بازار کتاب را در هر سال شناسايي کنيم، برنده جايزه جلال آن سال را بشناسيم و به يک قياس ميان اين دو در هر سال برسيم، هر سال به ما يک نقطه مي‌دهد، که اگر نقاط را به هم متصل کنيم، در نهايت به يک نمودار از اين دهه مي‌رسيم، و آن گاه مي‌توانيم روي نمودار گفتمان را ادامه بدهيم و اميد داشت به تحليلي جامع و درست برسيم.

اينکه در ميان ماراتن‌هاي مختلف و متعدد ادبي، جايزه جلال را به عنوان متر انتخاب مي‌کنم، دليلش تکرار پذيري و مورد وثوق بودن آن در ميان اکثريت است. متاسفانه ما منبع و مرجع رسمي و معيني براي اعلام کتاب پرفروش در هر سال نداريم و مشکلي اساسي است که پيرامونش صحبت خواهم کرد، اما براساس همين مراجع پراکنده و موجود به سراغ بررسي تقويم رمان در دهه نود مي‌روم.

سال90

مرجع اين اعلام، چند کتابفروشي و يک بررسي ميداني است و در نهايت بر سر اين سه کتاب توافق بود، «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» نوشته زويا پيرزاد نشر مرکز، رمان«همخونه» نوشته‌‌ مريم رياحي نشر پرسمان، «دالان بهشت» نوشته نازي صفوي. در اين سال با انتشارکتاب «نفر هفتم» نوشته هاروکي موراکامي ترجمه‌ محمود مرادي، تب موراکامي کليد مي‌خورد و همراه با کتاب «شب‌هاي روشن» اثر فئودور داستايوفسکي با ترجمه‌ سروش حبيبي، دو کتاب پرفروش در ميان رمان‌هاي ترجمه‌اي مي‌شود. در اين سال، ماراتنِ جلال، رمان «جاده جنگ» نوشته منصور انوري را انتخاب مي‌کند. همين جا سوال اول پيش مي‌آيد. سرانجام اين رمانِ برگزيده سال جمهوري اسلامي چيست؟ چرا نامش ميان پرفروش ها نيست؟ چرا پرفروش‌ها نامشان در اين ماراتن شنيده نمي‌شود؟ به کدام شک کنيم؟ جايزه جلال؟ آمار؟شعور مخاطب، که محترمانه‌اش مي‌شود دليلِ انتخاب؟ به سراغ سال‌هاي بعدي مي‌روم، تا با رسم و تحليل نمودار، به پاسخي شفاف براي اين سوال برسيم.

سال 91

«قيدار» نوشته رضا اميرخاني نشرِ افق، «شوهر عزيز من» نوشته فريبا کلهر نشرِ آموت، «خرابات مغان» نوشته داريوش مهرجويي نشرِ قطره، «آفتاب در حجاب» نوشته سيدمهدي شجاعي نشرِ نيستان، «خاطرات يک سرخپوست صد‌در‌صد واقعي» نوشته شرمن الکسي ترجمه رضي هيرمندي نشرِ افق، «اتحاديه ابلهان» نوشته جان کندي تول ترجمه پيمان خاکسار نشرِ به نگار. در اين سال، جايزه جلال هيچ رماني را به عنوان برگزيده سال انتخاب نمي‌کند. اين سوال ديگر خواهد بود، چرا جايزه جلال هيچ رماني را به عنوان برگزيده سال انتخاب نمي‌کند؟ آيا در سال 91 رمان شايسته‌اي نداشته‌ايم؟ يا مشکل چيز ديگري بوده است؟

سال92

در اين سال «ناميرا» نوشتهصادق کرميار انتشارات کتاب نيستان، «آپارتمان دريا» نوشته احمدرضا احمدي نشر نيکا، «مي‌بخشم ولي فراموش نمي‌کنم» نوشته افسانه نيک‌پور نشر سخن، سه کتاب پرفروش سال است و کتاب مادربزرگت رو از اين جا ببر! نوشته ديويد سداريس ترجمه پيمان خاکسار نشر چشمه پرفروش ميان رمان‌هاي ترجمه‌اي است، در اين سال جايزه جلال هيچ رمان برگزيده‌اي را معرفي نمي‌کند، اما در ميان پرفروش‌ها «ناميرا» برگزيده دوره سوم جايزه ادبي جلال است که سه سال قبل در سال 89 برگزيده جايزه ادبي جلال است. يعني سه سال ميان برگزيده شدن و پرفروش شدن به چشم مي‌خورد.

سال 93

در اين سال «اتفاق» نوشته گلي ترقي، «هست يا نيست»نوشته سارا سالار نشر چشمه، «سال بلوا» نوشته عباس معروفي، «سمفوني مردگان»نوشته عباس معروفي، «مردي که هيچ بود»نوشته مرحوم مرتضي احمدي  نشر ققنوس، روي ماه خداوند را ببوس نوشته مصطفي مستور، «بعد از پايان» نوشته فريبا وفي، «چراغ ها را من خاموش مي‌کنم»نوشته زويا پيرزاد  نشر مرکز، مردي با کبوترنوشته رومن گاري ترجمه ليلي گلستان نشر ثالث، «قيدار»«ارميا»«من او»نوشته رضا اميرخاني نشر افق، «گورچين»نوشته شهره احديت نشرنگاه، «براي سايه‌ام مي‌گويم»نوشته فروزنده عدالت، «قصه‌هاي سانفرانسيسکو»نوشته کامشاد کوشان نشر قطره، «سه کتاب»نوشته احمد محمود نشر معين، «دموکراسي يا دموقراضه»نوشته سيدمهدي شجاعي، «ناميرا»نوشته صادق کرميار نشر نيستان، «شوهر عزيز من»نوشته فريبا کلهر، «طلسم دلداده»نوشته م. آرام،«عاشقانه»نوشته فريبا کلهر نشرآموت، پرفروش‌هاي رمان هستند و «کتابخانه عجيب»نوشته هاروکي موراکامي ترجمه بهرنگ رجبي نشر چشمه، «شب‌هاي روشن»نوشته فئودور داستايفسکي مترجم سروش حبيبي نشر ماهي،«عشق در زمان وبا»نوشته گابريل گارسيا مارکز ترجمه بهمن فرزانه نشر ققنوس، «عشق جايش تنگ است»نوشته آليس مونرو ترجمه نجمه رمضاني نشر قطره، پرفروش‌هاي رمان‌هاي ترجمه‌اي هستند.

در اين سال جايزه جلال دو رمان را بر مي‌گزيند، «ملکان عذاب» نوشته ابوتراب خسروي نشر ثالث، و «آه با شين» نوشته محمدکاظم مزيناني نشر سوره مهر.

سال94

در اين سال «پاييز فصل آخر سال است» نوشته نسيم مرعشي از انتشارات چشمه، «يک عاشقانه آرام» نوشته نادر ابراهيمي نشر روزبهان، «ناميرا» اثر صادق کرميار نشر نيستان، «قرباني باد موافق» نوشته محمد طلوعي نشر افق، پرفروش‌هاي رمان بودند و در ميان رمان‌هاي ترجمه‌اي متعدد «ملت عشق» از اليف شافاک و ترجمه ارسلان فصيحي، «من پيش از تو» نوشته جوجو مويز با ترجمه مريم مفتاحي، «عقايد يک دلقک» هاينريشش تاليف بل و ترجمه شريف لنکراني، «مسافر کوچولو» تاليف آنتوان دوسنت اگزوپري با ترجمه احمد شاملو،«پوست انداختن» نوشته کارلوس فوئنتس ترجمه عبدالله کوثري از نشر آگه، « مفيد در برابر باد شمالي» نوشته دانيل گلاتائور ترجمه شهلا پيام نشر ققنوس، «در راه چشمه» نوشته جک کرواک ترجمه احسان نوروزي، «من خدمتکار شاه انگليس بودم» نوشته بهوميل هرابال ترجمه بهاره هاشميان نشر هاشمي، «کرم ابريشم» نوشته جي.کي.رولينگ ترجمه ويدا اسلاميه نشر کتابسراي تنديس، «بلندي‌هاي بادگير» نوشته اميلي برونته ترجمهنگار غلام پورنشر روزگار، «ژنرال جنوبي اهل بيگ سور» نوشته ريچارد براتيگان ترجمه رضا نوحي نشر افق، پرفروش‌هاي ترجمه‌اي بودند و ما شاهد شروع تب و تاب الياف شافاک و جوجومويز بوديم.

در اين سال جايزه ادبي جلال، رمان «دختر لوتي» نوشته شهريار عباسي انتشارات مرواريد و «پاييز فصل آخر سال است» نوشته نسيم مرعشي از انتشارات چشمه را به عنوان دو رمان برگزيده سال معرفي کرد که رمان پاييز فصل آخر سال است در ميان پرفروش‌هاي همين سال قرار گرفت.

سال95

«کشتي‌ پهلو گرفته» نوشته سيدمهدي شجاعي، «لم يزرع» نوشته محمدرضا بايرامي، «روياي نيمه‌شب»نوشته مظفر سالاري در نشر نيستان، «مجموعه داستان سه قصه» نوشته ايرج طهماسب، «بني آدم» و «جاي خالي سلوچ» نوشته محمود دولت‌آبادي، «کافه پيانو» نوشته فرهاد جعفري، «پاييز فصل آخر سال است» نوشته نسيم مرعشيدر نشر چشمه، «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم» و «عادت مي‌کنيم» نوشته زويا پيرزاد، «روي ماه خداوند را ببوس» نوشته مصطفي مستور در نشر مرکز، «من او» و «ارميا» نوشته رضا اميرخاني، رمان‌هاي پر فروش سال بود و «من پيش از تو» نوشته جوجو مويز پرفروش‌ترين رمان ترجمه‌اي شد و بالاتر از رمان «ملت عشق» نوشته الياف شافاک و رمان «دختر پرتغالي» نوشته يوستين گوردر قرار گرفت.

جايزه جلال در همين سال رمان «لم يزرع» را به عنوان رمان برگزيده سال انتخاب کرد که در همين سال نامش ميان پرفروش‌ها به چشم مي‌خورد.

سال96

«با طوطي» اثر مسلم ناصري، «خرمالوها را به گنجشک‌ها بفروش» اثر محمد حنيف، «آواز، بچه، آتش» اثر اکبر صحرائي و «اربعين طوبي» اثر سيدمجيد اماميان، «حريم» اثر صادق کرميار، «لم يزرع» اثر محمدرضا بايرامي، «ناميرا» اثر صادق کرميار، «تنهاترين عاشق» اثر نصرالله قادريدر نشر کتاب نيستان، «معرفت به نام‌هاي هفت جن» اثر اميد کوره‌چي، «روياي نيمه شب» اثر مظفر سالاري، «لوثيا» اثر اميد کوره‌چي، «گردان قاطرچي‌ها» داوود اميريان، «کودکستان آقا مرسل داوود اميريان و «پنجره چوبي» اثر فهيمه پرورش در انتشارات کتابستان، کتاب‌هاي «قهوه‌ي سرد آقاي نويسنده» نوشته روزبه معين، «سمفوني مردگان»، «يک عاشقانه‌ آرام»، «چشم‌هايش»، «جاي خالي سلوچ»، «چراغ‌ها را من خاموش مي‌کنم»، «سووشون»، «ريحانه بهشتي يا فرزند صالح» و «سال بلوا» پرفروش‌ترين کتاب‌هاي تاليفي، «هرس»و «پاييز فصل آخر سال است» اثر نسيم مرعشي، «جاي خالي سلوچ» نوشته دولت‌آبادي در نشر چشمه، پرفروش‌هاي رمان سال هستند و در ميان رمان‌هاي ترجمه‌اي «من پيش از تو» و «پس از تو» و «يک بعلاوه يک» و «ميوه خارجي» اثر جوجومويز ترجمه مريم مفتاحي در نشر آموت، رمان فلسفي «دنياي سوفي» نوشته ياستين گودردر نشر هرمس پرفروش‌هاي رمان خارجي شدند و جايزه ادبي جلال «بي کتابي» نوشته محمدرضا شرفي‌خبوشان و «اين خيابان سرعتگير ندارد» نوشته مريم جهاني را به عنوان برگزيده سال معرفي کرد.

سال97

«هرس» نوشته نسيم مرعشي، «خون خورده» اثر مهدي يزداني‌خرم، «چرت و پرت» اثر ابراهيم رها، «طريق بسمل شدن» از محمود دولت‌آبادي در نشر چشمه، «خاما» نوشته يوسف عليخاني در نشر آموت، «سمفوني مردگان» نوشته عباس معروفي، «اژدهاي چهار بال» نوشتهمريم عزيزي، «ره ش» نوشته رضا اميرخاني در نشر افق، «چشم‌هايش» اثر بزرگ علوي در نشر نگاه، پرفروش‌هاي سال بودند و در ميان رمان‌هاي ترجمه‌اي «هنوز هم من» نوشته جوجو مويز در نشر آموت، و «ملت عشق» در نقش ققنوس همچنان پرفروش سال ماندند و رمان «ره­ش» نوشته اميرخاني منتخب جايزه جلال شد.

سال 98

«قهوه سرد آقاي نويسنده» نوشته روزبه معين، «راز رخشيد برملا شد» نوشته علي سلطاني، «خاموش‌ خانه»اثر ساناز زماني، «اسفار کاتبان» نوشته ابوتراب خسروي، «زخم شير»نوشته صمد طاهري در نشر نيماژ، «آتش بدون دود»سه جلدي) نوشته نادر ابراهيمي، «برجاده‌هاي آبي سرخ» نوشته نادر ابراهيمي، «او»نوشته زاهد بارخدا، «مردي در تبعيد ابدي»نوشته نادر ابراهيمي در نشر روزبهان، «سمفوني مردگان»نويسنده عباس معروفي، «سال بلوا»نويسنده عباس معروفي در نشر ققنوس،«هيچ دوستي به جز کوهستان»نوشته بهروز‌ بوچاني، «بيرون در»اثر محمود دولت‌آبادي، «پاييز فصل آخر سال است»نوشته نسيم مرعشي، «راهنماي مردن با گياهان دارويي»نوشته عطيه عطارزاده در نشر چشمه، رمان هاي پرفروش سال شدند و در ميان آثار ترجمه، «سايه باد»نوشته کارلوس روئيث ثافون ترجمه علي صنعوي، «پنهان» و «سه دختر حوا» و «ملت عشق»نوشته اليف شافاک با ترجمه صابر حسيني در نشر نيماژ و «سرگذشت نديمه»نويسنده مارگارت اتوود ترجمه سهيل سمي«عشق در زمان وبا»نويسنده گابريل گارسيا مارکز ترجمه بهمن فرزانه در نشر ققنوس، «مغازه خودکشي»نوشته ژان تولي ترجمه احسان کرم‌ويسي در نشر چشمه رمان‌هاي ترجمه‌اي پرفروش سال شد. در اين سال کتاب «وضعيت بي‌عاري» نوشته حامد جلالي منتخب جايزه جلال بود.

سال99

در اين سال ما هنوز به خروجي مشخصي درباره پرفروش‌هاي رمان نرسيده‌ايم، اما جشنواره جلال در اين سال «اوراد نيمروز» اثر منصور عليمرادي از نشر نيماژ را «شايسته تقدير» دانست.

«قهوه سردِ آقاي نويسنده» نوشته روزبه معين، «پاييز فصل آخر سال است» نوشته نسيم مرعشي،«دخيل عشق» نوشته مريم بصيري،«کمي ديرتر» نوشته سيدمهدي شجاعي، «قيدار» و «رهش» نوشته رضا اميرخاني، «طريق بسمل شدن» محمود دولت آبادي، «آبنبات هلدار» اثر مهرداد صدقي، «ناقوس‌ها به صدا در مي‌آيند» نوشته ابراهيم حسن بيگي، «بني آدم» نوشته محمود دولت‌آبادي، «ته خيار» نوشته هوشنگ مرادي‌کرماني، «کوچه» نوشته منير مهريزي‌مقدم، «پستچي» نوشته چيستا يثربي، «شاه بي‌شين» نوشته محمدکاظم مزيناني، ‌«سه گزارش درباره نويد و نگار» نوشته مصطفي مستور، «بهترين شکل ممکن» نوشته مصطفي مستور، «مدارا» نوشته منير مهريزي‌مقدم، «هرس» نوشته نسيم مرعشي، «اتفاق» نوشته گلي ترقي، «پنجشنبه فيروزه‌اي، نوشته سارا عرفاني، «قديس» نوشته ابراهيم حسن بيگي پرفروش‌هاي دهه 90 هستند.

ببينيد براي اينکه بتوانيم هر سال يک رمان مشخص و معين را به عنوان پرفروش آن سال انتخاب و معرفي کنيم، يکسري زيرساخت لازم داريم، زيرساختي سلامت که بتوان به خروجي آماري اعتماد کرد. اما اينکه نتوانيم منبع موثق و معتبر و معيني براي سنجش پرفروش‌ترين رمان سال پيدا کنيم، نشان‌دهنده يک نقص در سيستم است، يعني يا اين مسئله اهميتي ندارد، يا مديريت اين بررسي ممکن نيست، که گمانم بيشتر اهميت نداشتن است، ما هنوز هم به ضرورت کتابخواني چندان پي نبرده‌ايم. به تاثير هنرمند در جامعه واقف نشده‌ايم، اين يک جمله خوشبينانه است و تلخ خواهد بود اگر بگويم واقف هستيم و عامدا مانع اتصال ميان هنرمند و مخاطب مي‌شويم و از اين اتصال و تاثيرگذاري دچار وهم هستيم، اما چه به مزاقمان خوش باشد، چه نباشد، اخلاق را در جامعه، هنرمند مي‌سازد و اگر اين فاکتور تاثيرگذار را ناديده بگيريم که گرفته‌ايم، بلبشو اخلاقي در جامعه اتفاق مي‌افتد و نتيجه غالبش سرگرداني است، مرض اين سال‌هاي اخيرمان. 

سال نود آغاز گراني کتاب است، و تاثيرِ حذف يارانه کاغذ در سال‌هاي پاياني دهه80، در اين سال آشکار مي‌شود و ما شاهد جهش در قيمت تمام شده يک کتاب هستيم و اين در حالي است که سيگار کماکان از يارانه دولتي بهره‌مند است. حذف يارانه اگرچه يک تصميم اقتصادي بر اساس واقعيت است اما يادمان رفت درآمدها به تناسب اين افزايش قيمت‌ها بالا نرفت و کتاب که پيش از اين هم چندان در سبد کالاهاي ضروري قرار نداشت، همان اندک سهم را هم از دست داد. بازار نشر دچار چنان سقوطي شد که ناشرين براي حيات خود تصميم به فروش اعتبار خود گرفتند و سرآغاز پديده‌اي نابسامان شد و نويسندگي نه به لحاظ کيفيت که از نظر کميت رشدي بدخيم را تجربه کرد و در نهايت کيفيت هم به قتلگاه رفت، عده زيادي با پرداخت پول به ناشر و به نوعي پيش خريد رمان‌هاي خود به عنوان تضمين براي جلوگيري از ريسک ضرر مالي ناشر، نامشان به عنوان نويسنده ثبت شد، تا جايي که اگر در ميان دهه‌هاي گذشته سال‌هايي را با رشد ناگهاني تيراژ کتاب و فروش کتاب داشتيم، در اين دهه با جهشِ توليدِ نويسنده مواجه شديم، جهشي فاقد کيفيت کافي و همين نانويسندگان کتاب‌هايشان راهي بسياري از جشنواره‌ها شد، بعضي جشنواره‌ها آگاهانه اين رده کتاب‌ها را حذف کردند و اعتبار خود را خرج نکردند، اما بعضي جشنواره‌ها با ورود اين آثار به مراحل نهايي و يا پذيرفته شدن از سوي هيئت علمي جشنواره، بسيار آسيب‌پذير شد. اين يکي از پديده‌هاي غالب در دهه 90 است و آسيبي جدي به سليقه جمعي و اعتماد مخاطب وارد کرده است که در گفت ديگري به آن بيشتر خواهم پرداخت.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar

اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره