آخرین خبر/ چند روزی از پایان تعطیلات گذشته، سال نو شروع شده و عید تمام شده ولی انگار عید هنوز تمام نشده است... رادیو تاکسی روشن است ولی گوینده دیگر از برنامه ها و اهدافی که برای سال جدید در سر داریم حرفی نمی زند و آرزوی بهترین ها و خوب ترین ها را نمی کند و مردم دیگر در خیابان خیلی عجله ندارند و سال نو هنوز شروع نشده انگار که دیگر خیلی هم نو نیست و دارد می شود عین سال های قبل... با همان روزهای معمولی که گاهی کسل کننده است، گاهی شادی آفرین، گاهی طولانی، گاهی غم انگیز و پر از اتفاقات غیرمترقبه و مرگ و جدایی و دعوا و تولد و... سالی به همان خوبی سال قبلی اش و قبلی ترش و قبلی قبلی ترش و قبلی تر از قبلی ترش. همین موقع چشمم به برگ های شاداب و تازه درآمده و با طراوت درختان افتاد و فکر کردم هر چند که همه چیز تکراری است ولی چقدر خوب است که زنده ایم و دوباره بهار آمده و می توانیم لذت بهار را تجربه کنیم. داشتم کیف می کردم که زنبور بزرگی از پنجره تاکسی آمد تو و نوک دماغم را گزید و از شیشه دیگر بیرون رفت، انگار فقط آمده بود که دماغ من را بگزد و برود. دماغم اندازه یک گلابی شده بود و داشت از شدت سوزش آتش می گرفت. همیشه اتفاقاتی هست که رنگ و بوی تازه یی به زندگی می دهد.

‌‌

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar