1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
کتاب

خیام عارف و دانشمند نیشابوری محبوب در جهان

منبع
ايرنا
بروزرسانی
خیام عارف و دانشمند نیشابوری محبوب در جهان

ايرنا/ابوالفتح غياث الدين عمربن ابراهيم خيام نيشابوري که معاصرانش وي را به سرآمد در حکمت، فلسفه، رياضي، طب و نجوم مي شناختند به سبب اشعار نغز و ابتکارش در ابداع تقويم جلالي به عنوان معتبرترين و دقيقترين گاهشمار خورشيدي نيز شهرت جهاني دارد.

خدمات اين نابغه خراساني در عرصه‌هاي مختلف دانش بشري، ادبيات و ماندگاري آن در تاريخ بشر سبب شد ۲۸ ارديبهشت هر سال در تقويم ملي ايران به نام "روز ملي بزرگداشت خيام" نامگذاري شود.

زادگاه خيام، نيشابور و زندگانيش در قرن پنج و دهه‌هاي نخستين قرن ششم هجري بوده است. سال وفاتش ۵۱۷ شمسي و آرامگاهش در شهر نيشابور زيارتگاه صاحبدلان و ادب دوستان است. تاريخ زندگاني او با روايات افسانه‌آميز درهم آميخته و سبب شهرتش به خيام درست معلوم نيست و احتمال داده‌اند که پدرش خيمه دوز بوده است.

خيام به شهرهاي توس، بلخ، بخارا، مرو و بغداد که هريک مرکز علم و فرهنگ آن روزگار و جايگاه دانشمندان و انديشمندان به نام بود سفر کرده و گويا در همان ايام به زيارت حج نيز رفته است.

خيام در رساله "في الکون و التکليف" که در جواب يکي از شاگردان ابن سينا نوشت، خود را شاگرد بوعلي خوانده است بنابراين او در ۴۲۸ هجري که سال وفات ابن سينا است بايد جواني پخته و کامل بوده باشد. وي با علماي طراز اول زمان خود مانند حجت الاسلام محمد غزالي مراوده داشته است. اين شاعر بلندآوازه اغلب به تدريس حکمت و مطالعه در علوم رياضي اشتغال داشته و مشهور است که در تعليم بخل مي ورزيده و حتي گفته اند که به همين سبب آثار زياد از وي باقي نمانده است.

خيام آثار علمي‌ خود را به زبان عربي تاليف کرد و از جمله آثار مشهور او در علوم رياضي مي‌توان به کتابهاي "رساله جبر و مقابله، رساله في شرح ما اشکال من مصادرات کتاب اقليدس، رساله في الاحتيال لمعرفه مقداري الذهب و الفضه في جسم مرکب منهما، که مقصود از آن بيان دستور ارشميدس و ترازوي او براي تعيين وزن اشيا با توجه به وزن مخصوص هر يک است، لوازم الامکنه در باره فصول وعلت اختلاف هواي بلاد و اقليم، رساله في الکون و التکليف و نيز رساله الجواب من ثلاث مسائل، اشاره کرد.

از آثار فارسي خيام نيز "رساله در علم کليات (يا رساله در کليات وجود يا رساله وجوديه)، ترجمه خطبه الغراء که اصل اين خطبه از ابن سينا در توحيد خداوند است و خيام اين خطبه را در سال ۴۷۲ به خواهش يکي از دوستان خود در اصفهان ترجمه کرده، قابل ذکر است.

قديمي‌ترين منابعي که در باره خيام مطالبي در آنها مي توان يافت نيز شامل نامه‌ منتسب به سنايي، کتاب ميزان الحکمه عبدالرحمان خازني، کتاب الزاجر للصغار تاليف زمخشري، چهار مقاله نظامي عروضي سمرقندي و تتمه صوان الحکمه الوالحسن بيهقي است.

همچنين کهن‌ترين منابعي که مي‌توان در آنها از رباعيات خيام سراغ گرفت، نزهه الارواح و روضه الافراح (تاريخ الحکما) شهروزي، مرصاد العباد نجم‌الدين رازي و پس از آنها تاريخ جهانگشاي جويني، تاريخ گزيده حمدالله مستوفي، مونس الاحرار بدرالدين جاجرمي و نزهه المجالس جمال خليل شرواني هستند.

با همه اينها شهرت عمده خيام به سبب رباعيات او است. معلوم است که خيام پرگويي را دوست نمي‌داشته است، نه به تاليف کتابهاي مفصل علاقه نشان داده و نه به سرودن اشعار مفصل پرداخته است. احتمال دارد به سبب اشتغال به فلسفه و رياضي پرداختن به شاعري را برازنده‌ خود نمي‌دانسته و در ماخذ قديم هم شهرت او به سبب شاعري وي نيست.

خيام در جبر و مقابله پژوهشهاي ارزنده‌اي دارد و در طب و نجوم نيز سرآمد دوران خود بوده و شاهزاده سلجوقي را که به مرض آبله گرفتار آمده بود درمان کرده است.

رباعيات

در روزگار خيام، نيشابور در آتش ستيز فرقه‌هاي اشعريه، معتزله و اختلافات پرستيز صاحبان قدرت، حنفيان و شافعيان مي سوخت و هر نوع آزادي و آزادي انديشه از جامعه نيشابور رخت بربسته بود. محيط سياسي نيز آلوده به تعصب و قشري‌گري بود که نمونه آشکار اين تعصبهاي مذهبي و سياسي را در سياست نامه خواجه نظام الملک مي‌توان ديد. متعصبان آن دوران فلاسفه، حکما و حتي دانشمنداني همچون خيام را دهري و کافر قلمداد مي‌کردند. در چنين زمانه پرآشوب و تنگ نظري است که خيام انديشه و تاملات فلسفي خود را در قالب اشعاري کوتاه به نام رباعي بي آنکه داعيه شاعري داشته باشد بيان مي‌کند.

هر چند قالب رباعي را خيام ابداع نکرده ولي رباعياتش شهرت جهاني يافته‌اند. تعداد رباعيات خيام نبايد چندان زياد باشد اما بعد از او بسياري رباعي به وي نسبت داده شده است که خيلي از آنها متعلق به خيام نيست. تنها سند مهمي که از رباعيات اصلي خيام در دست مي‌باشد عبارت است از رباعيات سيزده‌گانه مونس الاحرار که در سال ۷۴۱ قمري نوشته شده و در خاتمه کتاب رباعيات روزن استنساخ و در برلين چاپ شده ‌است. به اصالت اين ۱۳ رباعي و دو رباعي نقل شده در مرصادالعباد که يکي از آنها در هر دو تکرار شده مي‌توان استناد کرد.

انگار هر کس حرفي اعتراض‌آميز و ترديد برانگيز داشته و خود جرات پذيرفتن عواقب آن را در خود نمي ديده به خيام نسبت داده است.

ظاهرا نخستين فردي که در ايران به فکر تعيين و تفکيک رباعيات اصيل خيام افتاد، غلامرضا رشيد ياسمي بود. او در نسخه خود که در سال ۱۳۰۳ منتشر کرد از بين ۳۴۰ رباعي منتسب به خيام ۲۴۰ رباعي را قابل قبول دانست.

رباعيات خيام از ديرباز به زبانهاي خارجي ترجمه شده است و در ادبيات مغرب زمين به ويژه ادبيات انگليسي بسيار نفوذ يافته است.

رباعيات خيام تاکنون به زبانهاي انگليسي، فرانسوي، آلماني، اردو، عربي، ايتاليايي، ترکي، روسي، دانمارکي، سوئدي، نروژي، اسپانيايي، پرتغالي، لاتين، چيني، هندي، ارمني، ژاپني، يوناني، چک، اسپرانتو، هلندي، مجاري، گاليک، گجراتي، صربي، کاتالان، کردي و ازبکي ترجمه شده‌ است.

همچنين به افتخار اين دانشمند بزرگ يکي از حفره‌هاي ماه به نام عمر خيام ناميده شده‌ و در سال ۱۹۸۰ نيز سيارکي به نام وي نامگذاري شد.

تقويم جلالي

خيام در سال ۴۶۷ به فرمان سلطان جلال الدين ملکشاهي به همراه تني چند از ستاره شناسان روزگار خود، تقويم رايج آن زمان را اصلاح کرد و تقويم جديد را بنيان نهاد. اين تقويم به مناسبت انتسابش به جلال الدين سلجوقي به 'تقويم جلالي' معروف شد و به عنوان تقويم رسمي ايران قرار گرفت.

اشعاري پرمخاطب و سحرانگيز

تعداد رباعيات متعلق به خيام ۳۲ رباعي بيشتر نيست که البته برخي اين تعداد را تا ۶۴ رباعي نيز دانسته اند اما در کتاب چهار مقاله نظامي عروضي سمرقندي به شخصيت شاعر و حتي رياضيدان خيام اشاره اي نشده است.
عروضي سمرقندي از حکيم خيام تنها به عنوان امام نام برده و حتي به عنوان رييس يک فرقه مذهبي از وي ياد نکرده است. وي فقط به شخصيت منجم خيام و دو پيش بيني معروف او در سال ۵۰۶ و ۵۰۸ اشاره دارد و دو بار از او با عنوان خواجه امام عمر و حجت الحق ياد کرده است.

عروضي سمرقندي همچنين به پيشگويي‌هاي معروف خيام نيز اشاره دارد. پيشگويي اول خيام درباره محل دفنش بود و پيش بيني دو زماني است که پادشاه سلجوقي از خيام مي‌خواهد پنج روز را که باران نمي‌آيد براي رفتن به شکار پيش بيني کند.

بعدها نجم الدين رازي در مرصادالعباد به دو رباعي خيام اشاره مي کند که آن هم از اين بابت بوده که چون فلسفه را کفر مي‌دانسته به همين خاطر خيام را کافر و دهري قلمداد کرده است. در آنجا براي اولين بار به شخصيت شاعر خيام آن هم براي رد کردن او اشاره و از همينجا ادبيات با رباعيات خيام آشنا مي‌شود.

به مرور زمان بر تعداد رباعيات منسوب به خيام افزوده شده و امروز بالغ بر هزار رباعي منتسب به وي وجود دارد. تعدادي از آنها در مختارنامه عطار نيز موجود است که متعلق به خيام نيشابوري نيستند. تعدادي از رباعيات مولانا نيز به خيام نسبت داده شده بنابراين بايداز روي اسناد موجود و همچنين با استفاده از شيوه سبک‌شناسي به شناسايي رباعيات واقعي متعلق به خيام پرداخت.

شخصيت شاعر خيام يک قرن پس از وفاتش جلوه مي‌کند. در آثار علمي به جا مانده از خيام مانند نوروزنامه و کتاب الجبر و المقابله با توجه به اسناد موجود جاي شک باقي نمي‌ماند همانطور که مي‌دانيم نظرياتي مانند گردش زمين، معادلات چندمجهولي و مثلث پاسکال تا حدودي برگرفته از انديشه‌هاي علمي خيام است و تا قرن نوزدهم نيز در اروپا با نام خود خيام تدريس مي‌شده است. جالب اينجاست که آثار علمي خيام هرچند قديمي شده ولي شعر خيام هر روز تازگي و طراوت بيشتري پيدا کرده و مخاطبان بيشتري پيدا مي کند.

آرامگاه خيام

مقبره خيام از نظر معماري و ساخت يکي از مهمترين بناهاي ساخته شده است. اين بناي جادويي مبتني بر اصول رياضي، مثلثات خيامي و نمادهايي از نجوم با درج اشعاري زيبا محاسبه، طراحي و ساخته شده و آن را به يکي از جاذبه‌هاي جهاني تبديل کرده است.
مرداد سال ۱۳۳۵ انجمن آثار ملي در نامه‌اي به مهندس هوشنگ سيحون نوشت که وضع بناي موجود آرامگاه حکيم عمر خيام متناسب با شخصيت علمي و هنري وي نيست و انجمن در نظر دارد در اين مورد اقداماتي به عمل آورد.

از سيحون خواسته شده بود طرح و نقشه جديد متناسب با شخصيت خيام طراحي کند. محل جديد آرامگاه انتخابي سيحون در گوشه شمالي باغي در نيشابور، مورد تاييد انجمن قرار گرفت و در پي آن طرح پيشنهادي وي در ۱۳۳۷به دانشکده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران فرستاده شد.

سال ۱۳۳۸ ساخت آرامگاه آغاز شد و در اين سال قسمتهاي عمده کار از جمله گودبرداري، بتن ريزيهاي بنا و طرح محوطه به اجرا درآمد. سال ۱۳۴۱ کار ساختمان آرامگاه خيام در نيشابور به پايان رسيد. ارتفاع مقبره ۲۲ متر است و استخوان‌بندي اصلي آن فلزي محاط در پوشش بتني است. شکل بنا در پايين تقسيم بندي ۱۰ گانه دارد و فاصله پايه‌هاي آن پنج متر است.

اضلاع بنا بطور مستقيم به بالا ادامه يافته و به صورت اشکال هندسي منظم تورفتگي پيدا مي‌کنند و بعد به صورت تقريبا مخروطي شکل به هم رسيده شبه گنبدي را در بالا به وجود مي‌آورند که قسمت عمده آن مشبک و تو خالي و يادآور ستاره‌اي است که نماد شخصيت علمي و ستاره شناسي خيام تلقي مي‌ شود.

سطح داخل و خارج مقبره با کاشيهاي معرق و اشعار خيام مزين شده است. روکاري بنا معرقکاري سنگي است و با قطعات نازک سنگ‌هاي محکم و شفاف ساخته شده است. در کنار آرامگاه هفت خيمه سنگي بسيار زيبا وجود دارد که در زير هرکدام يک حوض آب با کاشي فيروزه ‌اي رنگ ساخته شده است.

خيام در واقع سه شخصيت دارد که شامل رياضيدان، منجم و شاعر است که بايد هر سه شخصيت در بنا نشان داده مي‌شد. دايره کف به ۱۰ قسمت تقسيم شد بطوري که برج يادبود بر ۱۰ پايه مستقر باشد. عدد ۱۰ نخستين عدد ۲ رقمي رياضي و پايه اصلي بسياري از اعداد است.

از هر يک از پايه‌ها دو تيغه مورب به طرف بالا حرکت مي‌ کند به ترتيبي که با تقاطع اين تيغه‌ها حجم کلي برج در فضا ساخته مي‌شود و چون تيغه ‌ها مورب‌ هستند خطوط افقي آنها بايد ناظر بر محور عمودي برج باشد.

تيغه‌ها به صورت مارپيچ شکل به طرف بالا حرکت مي‌کنند تا با هم تلاقي کرده و از طرف ديگر سر دربياورند که خود يک شکل پيچيده رياضي و هندسي‌ است. اين شکل با عدد ۱۰ هر دو نماد دانش رياضي خيام است. برخورد تيغه‌ها با يکديگر فضاهاي پر و خالي و به خصوص در بالا ستاره‌هاي درهمي را به وجود مي‌آورند که از لابلاي آنها آسمان آبي نيشابور پيدا است و به تدريج به طرف نوک گنبد، ستاره ‌ها کوچکتر مي‌شوند تا در آخر يک ستاره پنج پر آنها را کامل مي‌کند.

اين ستاره‌ها و آسمان اشاره به شخصيت نجومي خيام دارد و اما برخورد تيغه‌ها با هم ۱۰ لوزي بزرگ مي سازند که بايد با کاشيکاري پر شوند. بهترين تزيين، رباعيات خيام بود که به صورت خط شکسته و درهم به روش سياه مشقهاي خطاطان بزرگي مانند ميرعماد و برخي استادان شکسته نويس با کاشي به صورت نقوش انتزاعي سراسر لوزيها را پر مي‌کند.

به تقاضاي انجمن آثار ملي، شادروان استاد جلال همايي ۲۰ رباعي به اين منظور انتخاب کرد و استاد مرتضي عبدالرسولي زيبا نويسيها را انجام داد.
مجموعه آرامگاه خيام در حال و هوايي شاعرانه با درختان تنومند در اطراف ساخته شد و همانطور که خواست خود خيام بوده کاملا باز و مزارش در بهاران گل افشان است.

در قسمت ديگر باغ بناهاي ديگري براي کتابخانه و مهمانسراي موقت با ملحقات براي مستشرقين و محققان ساخته شده است. آرامگاه حکيم عمر خيام در سال ۱۳۵۴ توسط وزارت فرهنگ و هنر با شماره ۱۱۷۵ در فهرست آثار ملي ايران نيز به ثبت رسيد.

محل آرامگاه خيام در باغي است که محل زندگي وي در زمان حياتش بوده و مرقد امامزاده محروق نيز در آن واقع است. در اين باغ ديدني با مساحت ۲۰ هزار مترمربع مجموعه‌اي از کتابخانه، موزه و مهمانخانه وجود دارد و همچنين تنديسي از حکيم عمر خيام در محوطه ورودي آن نصب شده است.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar