زخمی به او بزن عمیق تر از انزوا
آخرين خبر/ ويژهگي بيمانند شعر شاملو – حتا در اوج مبارزهي روشنفکري چريکي - که آنرا از همهي شعرهاي اين دوران ممتاز جلوه ميدهد، در همين تمثيلهايي است که نه تشبيه نه کنايه نه استعاره و نه اغراق محض است. شعر ناب است و بس. چنين شعري وسيلهي تبليغ و تهييج نيست و کمترين وجه مشترکي با زيبائيشناختي بيروني رمانتيسيسم و اهداف آرمانگرايانه ندارد. خواننده ناگزير است براي همراه شدن با مفهومي که شاعر درکاَش را به اعماق ذهن برده، و فهم سوژه را ما بَعدي کرده و دريافتاَش را در هر خوانشي به تاخير انداخته است، تامل کند. باز هم تامل کند. چنانکه وقتي پل الوار ميگويد: "زخمي بر او بزن/ عميقتر از انزوا" خواننده بايد براي درک عمق زخمي که عميقتر از انزواست همان زحمتي را بر جان خود هموار سازد که لاجرم ضروري است براي فهم "جاپايي ژرفتر از شادي" به اين در و آن در بکوبد. اينجا ديگر خرد احساساتي به فهم انديشهي موردنظر ياري نميرساند و هيچ ابزار پيدايي براي انتقال به آموزش سريع از مسير خوانش يکي دوباره در ذهنرس نيست. چه برسد به دسترس. در واقع شاملو به اعتبار تسلط بيمانند بر زبان و واژهگان فارسي در شعر چريکي خود چند آموزهي مهم را فرا روي شاعران قرار ميدهد.


















