آخرين خبر/ شب عاشقان بي‌دل چه شبي دراز باشد
تو بيا کز اول شب در صبح باز باشد

عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسير باز باشد

ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رويت
که محب صادق آنست که پاکباز باشد

به کرشمه عنايت نگهي به سوي ما کن
که دعاي دردمندان ز سر نياز باشد

سخني که نيست طاقت که ز خويشتن بپوشم
به کدام دوست گويم که محل راز باشد

چه نماز باشد آن را که تو در خيال باشي
تو صنم نمي‌گذاري که مرا نماز باشد

نه چنين حساب کردم چو تو دوست مي‌گرفتم
که ثنا و حمد گوييم و جفا و ناز باشد

دگرش چو بازبيني غم دل مگوي سعدي
که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد

قدمي که برگرفتي به وفا و عهد ياران
اگر از بلا بترسي قدم مجاز باشد

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar