درس هایی از ناپلئون بناپارت برای موفقیت در کار و زندگی

سيناپرس/ ناپلئون بناپارت انساني بزرگ و قدرتمند اما بسيار منزوي است که ويليام ديتريش در کتاب «قوانين ناپلئون» درس هايي براي موفقيت در کار و زندگي ارايه داده است.
آيا مي خواهيد دنيا را تسخير کنيد يا فقط درک بهتري از خودتان برسيد ناپلئون بناپارت ميتواند به شما کمک کند او نه تنها يکي از بزرگترين داستانهاي موفقيت بلکه يکي از چشمگيرترين شکست ها را در تاريخ دنيا رقم زد در هفت و تبعيد در يک جزيره متروک ميان اقيانوس اطلس جنوبي و در سن ۵۱ سالگي درگذشت و در حالي که خودش را به پرومنتئوس تشبيه مي کرد که با زنجير به يک تخته سنگ بسته شده بود.
سيناپرس در پيشنهاد مطالعاتي آخر هفته خود به کتابي درباره قوانين ناپلئون يا همين عنوان پرداخته است. کتابي حاوي درسهايي از ناپلئون بناپارت براي موفقيت در کار و زندگي. گفتني است «قوانين ناپلئون» به قلم ويليام ديتريش و با ترجمه رضا اسکندري آذر به تازگي روانه بازار کتاب شده است.
در واقع در اين اثر با خواندن بخشهايي از زندگي ماجراها شرح موفقيت ها و شکست ها و نظرات و ديدگاههاي يکي از مهمترين مشاهير سياسي و نظامي تاريخ بشر درسهايي ارزنده و ماندگار براي زندگي شخصي و حرفهاي خود مي آموزيم خواندن اين کتاب کم حجم به تمامي علاقه مندان تاريخ مديران کارآفرينان افسران نظامي دانشجويان و هرکس ديگري که به دنبال يافتن راه موفقيت و شريک شدن در تجربيات ناپلئون بناپارت است توصيه مي شود.
در فرانسه ناپلئون نماد افتخار ملي است. او وجهه اش را با دقت فراوان بين مردم پرورش داد. به حدي از خود راضي بود که قطارقطار پند و نصيحت ميکرد و سخنان زيادي براي نسلهاي آينده از خود به جا گذاشت. جايگاه بناپارت در تاريخ به دغدغه اش تبديل شده بود و جملات قصارش به اندازه گفته هاي بنجامين فرانکلين مثمرثمر هستند.
گفته هاي ناپلئون در مقايسه با گفته هاي بنجامين فرانکلين قابل بحث تر هستند چرا که او علاوه بر موفقيت درباره شکست هم پند ميدهد. به همين دليل گفته هاي ناپلئون اصولا آموزنده تر هستند. اين امپراطور خودخوانده همان ژنرالي است که دارو ندارش را در نبرد روسيه روي دايره قمار ريخت. اين فاتح اروپا هيچ وقت نتوانست از طريق کانال مانش به خاک بريتانيا برسد اين سرباز که نيروهاي خودي را مسحور خود مي کرد فکرش زيادي درگير مسائل منفي بود افراد معدودي محرم راز وي بودند و بويي از عشق نبرده بود. پيروز بود اما هميشه ناراضي انساني بزرگ و قدرتمند بود اما بسيار منزوي.
نويسنده در کتابش معتقد است که مي توان از فراز و نشيبهاي زندگي ناپلئون درس گرفت چطور يک فرد بي نام و نشان از يک جزيره فقيرنشين در مديترانه برخاسته و در کشور فرانسه به چنان جايگاهي ميرسد و بعد از کسب شهرت با امپراتوري که مرزهايش از مادريد تا ورشو از هامبورگ تا ناپل گسترده بود به چنان سرعت و شدت سقوط ميکند
بناپارت زماني گفت تاريخ فاتحان مي نويسند اما متاسفانه او فاتح نبود از رتبه سروان توپخانه در سال ۱۷۹۳ با سعودي سرگيجه آور در ۱۸۰۷ امپراتور فرانسه و ارباب بخش اعظم اروپا تبديل شد و هم درگير جنگ بيپايان اسپانيا لشکرکشي فاجعه بار به روسيه کنارهگيري از حکومت بعيد و در نهايت شکست مفتضحانه در نبرد واترلو شد ناپلئون ژوزفين را طلاق داد تا ازدواج دومش را با تکيه بر اهداف سياسي و بدون عشق محقق کند و ارثيه را تصاحب کند. اما توسط شخص پاپ مطرود واقع شد و باعث شده تعدادي از نزديکترين مشاورانش عليه وي بشورند.












