در اولین "هزاره شعر" تلویزیون؛ بهرام گور را به عنوان نخستین شاعر فارسی معرفی کرده بودند!

تسنيم/ عليرضا بهرامي کارشناس مجري «هزاره شعر» در ابتدا درباره اين برنامه جديد شبکه چهار توضيح داد: مبناي برنامه ما بررسي تاريخچه دوران شعر و معرفي سرآمدان هر دوره با بياني متفاوت از آن چيزي است که تاکنون خوانده و شنيده ايد. سهم شعر در رسانه بايد بيش از اين باشد اما همواره ميتوانيد مطمئن باشيد شبکه چهار شعر را هيچوقت فراموش نميکند.
در ادامه سيدمهدي طباطبايي استاديار رشته زبان و ادبيات فارسي دانشگاه شهيد بهشتي مهمان نخستين قسمت از برنامه، سخنان خود را در خصوص نداشتن تاريخچهاي از شعر ايراني پيش از سدههاي دوم و سوم هجري، اينگونه آغاز کرد: ما پيش از اسلام شعر داشتيم و نمونه هاي آن موجود است اما به صورت هجايي بوده است. ما از شعر در دوران مادها و هخامنشيان اطلاعي نداريم اما پس از آن کتاب هايي مثل «درخت آسوري» ابيات اصيلي به صورت هجايي داريم.
چرا تا سال 250 شعر فارسي نداريم!؟
وي افزود: شعري که امروز با آن سر و کار داريم حاصل درهم آميختن شعر هجايي پيش از اسلام و تسلط ايرانيها بر عروض عربي است. در اين خصوص که چرا تا سال 250 شعر فارسي نداريم، بايد در نظر داشت وقتي حکومت ساسانيان از بين ميرود استقلال ايران هم از بين ميرود. حکومتهايي مثل حکومت نيمه مستقل طاهريان يا حکومت صفاريان را داشتيم که ايراني بودند اما در بخشهايي از ايران حاکم بودند.
هر اثر ادبي و هنري که به دربار نميپيوست باقي نميماند
اين استاديار زبان و ادبيات فارسي در پاسخ به بهرامي که پايگاه علم را به خاطر شرايط اقتصادي دربار معرفي ميکرد، يادآور شد: سبک خراساني را نميتوانيم از دربار جدا کنيم و پايگاهي که شعر در آن پرورش پيدا ميکند دربار است. هر اثر ادبي و هنري که به دربار نميپيوست باقي نميماند و چه بسا افرادي که چوب همين مسئله را خوردند.
عربي ندانستن يعقوب ليث نقطه عطفي در شکلگيري زبان فارسي شد
طباطبايي با اشاره به نهضتهاي انقلابي ايرانيان که باعث شد حالت ايراني بودن در فضاي جغرافياي کشور حفظ شود، ادامه داد: طاهريان خيلي با عربي فاصلهاي نداشتند اما وقتي به صفاريان و يعقوب ليث صفاري ميرسيم، ايشان اصلاً عربي نميدانست و اين نقطه عطفي در شکلگيري زبان فارسي شد و فارسي دري به عرصه ايران آمد.
وي تأکيد کرد: حدس ميزنند «تاريخ سيستان» انتهاي قرن چهار يا اوايل قرن پنج نوشته شده و در آن به محمد بن وصيف شاعري در دربار يعقوب ليث اشاره شده و او را نخستين شاعر فارسيگو در دربار صفاريان نام ميبرند. غير از اين حتي برخي بهرام گور را به عنوان نخستين شاعر معرفي کردهاند که انتسابهاي نادرستي است.
چرا رودکي به اوج رسيد؟
اين استاديار همچنين از دلايل ناپيوسته بودن تاريخ ادبيات ايران نام برد و درباره دوران سامانيان اظهار کرد: خوشبختي رودکي اين است که در اين دوران به اوج ميرسد. سامانيان امنيت کاملي را در ايران برقرار ميکنند و مسائل اعتقادي بر ادبيات سايه نمياندازد. نقل است پادشاهان ساماني با اهالي علم و ادب مناظره ميکنند و اينگونه زبان و ادبيات فارسي شکل گرفت. هر زمان حکومت مرکزي مقتدر بوده، وضع علم و ادب در اوج بوده است.
طباطبايي درباره اينکه چرا رودکي را پدر شعر فارسي ناميده اند، توضيح داد: نيما پدر شعر نو و شاملو پدر شعر سپيد است که لزوما شروعکننده اين شعرها نبودهاند. قبل از رودکي نيز شاعران پيشگامي داشتهايم اما او اين جريان را به جايي رسانده که ميتوانيم سبک او را بررسي کنيم. نخستين موضوع هم کميّت اشعار او است گرچه اکنون هزار بيت از او باقي مانده در حالي که برخي معتقدند 1 ميليون و 300 هزار بيت شعر داشته است. در کتاب ديگري هم تعداد اشعار او 180 هزار بيت معرفي شده است.
وي اضافه کرد: به جز بخش کميت، در شعر او قصيده، قطعه، مثنوي، رباعي و از نظر محتوايي مدح، اندرز، تعليم و رگه هايي از طنز را مي بينيم و از نظر کيفيت شعر او محل اعتنا است. در خصوص پيوند او با موسيقي مي گويند او آواز خوشي هم داشته و چنگ نواز هم بوده که همه اينها او را به عنوان نديم پادشاه به يک چهره خاص تبديل ميکند. در همين هزار بيتي که از او مانده از 10 بحر استفاده شده و 70 وزن را در اين ديوان شاهديم.
اين استاديار در پاسخ به بهرامي که به 50 شاعر هم دوره با رودکي اشاره ميکرد و از ويژگيهاي شعر او ميپرسيد، تصريح کرد: رودکي شعر و انديشه سادهاي دارد و پيچيده فکر نميکند، زبان هم برآيند انديشه را نشان ميدهد. متأسفانه گزيدههايي که از شعر رودکي مانده مربوط به دوران پيري است که فقط ميگويد دنيا به درد نميخورد و به آخرت بچسبيد.
ماجراي شاعراني که از رودکي تأثير گرفتند
طباطبايي در خصوص تأثيرپذيري مولانا از رودکي که بهرامي از آن نام برد، يادآور شد: حتي شاعري مثل عنصري که پژوهشگران ميگويند تغزل در قصايد او شکل گرفته ميگويد "غزل رودکي وار نيکو بود، غزلهاي من رودکي وار نيست!"
وي در خصوص دليل حرکت شعر فارسي از سادگي به دشواري رسيده، تأکيد کرد: زبان فارسي تازه شکل گرفته و ساده بوده و زبان ادبي به آن سطح نرسيده بوده، عنصر قالب هم تشبيه بوده است. دربارها، چه وارد دربار غزنويان شويم که شاعران فقط به مدح ميپردازند، چه دوراني از تاريخ که شاعر وسيله زينت ميشود و هرچه دشوارتر بيان کند، نشان فضل او است. مثل خاقاني که در درک اشعارش دچار مشکليم.
اين استاديار همچنين با بيان اينکه از منظر ادبي در برابر کرونا چارهاي نداريم و بايد آن را بپذيريم، شعر رودکي را آرام بخش توصيف کرد و ابياتي از او را خواند و گفت: يکي از دلايلي که شعر رودکي ساده است اين است که به تعليم ميپردازد.
بهرامي نيز در بخش پاياني از برنامه اين پرسش را مطرح کرد: اشارهاي به نگاه هاي نويي که رودکي هزار سال پيش وارد شعر فارسي کرده داشتيد، غزل فارسي هزار سال تداوم پيدا ميکند و در دوره معاصر به ژاله قائم مقامي ميرسد که وقتي او در غزلي با شانهاش صحبت ميکند، همه ميگويند شاعري پيدا شده که همچين مسائلي وارد غزل کرده در حالي که رودکي هزار سال پيش چنين شعري داشته، آيا مي توانيم بپذيريم شعر معاصر ما در اين قالبها از شاعري مثل رودکي تأثير پذيرفته باشد؟
طباطبايي در پاسخ گفت: خيلي از دوستان شاعر ما تصور ميکنند ميشود از روي آن گنجينه پريد و بدون پشتوانه علمي شعري سرود، در حالي که شاعران بزرگ ما، حتي شاملو را که درنظر بگيريد ميگويد من تاريخ بيهقي خواندم تا زبانم اينگونه شد. بنابراين اينها پشتوانههاي ما هستند. اتفاقي که در شعر امروز ما افتاده اين است، ما شاعران خوبي داريم اما از حيث دانشي کمتواناند. همه اشعار ما مثل زنجيره به هم متصلاند.
«هزاره شعر» با اجرا و کارشناسي عليرضا بهرامي دوشنبه شبها ساعت 23 از شبکه چهار سيما پخش ميشود.












