ايرنا/ کتاب روياي من، خاطرات انوشه انصاري نخستين زن فضانورد ايراني از جمله آثاري است که در قالب خاطرات خودنگاشت قرار مي‌گيرد که حاوي اتفاقات تلخ و شيرين در سفر به فضا را دارد و خواننده را با تجربيات و موفقيت‌هاي انوشه آشنا مي‌کند.

گفته بود دلش نمي خواهد، مردم او را يک توريست بنامند و توضيح داده بود، وقتي مي گوييم، توريست قيافه آدمي در نظرمان مجسم مي شود که يک دوربين به گردنش آويزان کرده و يک کوله پشتي بر پشت و يک بليط هم در دست دارد و از اين فرودگاه به آن فرودگاه مي رود اما من به فضا مي روم تا از آنجا به زمين نگاه کنم و از طريق اين نگاه کردن است که بيشتر مي توانم، خودم را بشناسم. ضمنا من طي اقامت ۱۰ روزه ام در ايستگاه فضايي بين المللي بايد آزمايشاتي را به سفارش اتحاديه اروپا انجام بدهم و ... اين ها را انوشه انصاري در آستانه سفر فضايي اش گفته بود، سفري که بيش از ۲۰ ميليون دلار براي او خرج برداشت و مهمتر از آن، او را به يک سوژه خبري تبديل کرد.«نخستين زن ايراني که به فضا مي رود.»

اما آنچه انوشه انصاري قبل از پرواز تاريخي اش گفت بر همه حرف و حديث ها و پيش داوري ها و همه آنچه که رسانه هاي خبري درباره او و سفر فضايي اش گفته بودند، مهر باطل زد. انصاري زني است که مي توان او را نمونه همه زنان جهان امروز دانست، زني که مي خواهد خود را آنگونه که هست بشناسد و بشناساند. او ماه ها در کمپ ويژه آموزش فضانوردان تمرينات دشوار را تحمل نکرده است تا عکسش را با لباس فضايي در صفحه نخست روزنامه ها چاپ کنند. او عطشناک و مشتاق همه اين راه ها را دويده است تا با جهشي بلند به نقطه اي برسد که خود را بهتر، دقيق تر و عميق تر بشناسد و اين که در کدامين نقطه هستي ايستاده است. 
 
درباره کتاب

بخش نخست کتاب با عنوان «يک دختر ايراني» به پيشينه خانوادگي و تحصيلات انوشه انصاري پرداخته است.

در بخش دوم؛ «يک زن جهاني»، يادداشتي از امير انصاري و حميد انصاري در مورد مهاجرت به آمريکا آمده است.

بخش سوم؛ «تگزاس» نحوه آشنايي انصاري با آژانس‌هاي فضايي و ورود به فضا براي خواننده گفته شده است.

خواننده در اين داستان در جريان فراز و نشيب مسيري که انصاري از کودکي سخت خود در مشهد تا تجربه کم نظير خود در ايستگاه بين المللي فضا گذراند، قرار مي گيرد. از طرف ديگر اين کتاب اثري آموزشي است، درباره فضا، ايستگاه فضايي و بخش هاي مختلف آن، انواع سازه هاي فضايي و کاربر آنها و فضانوردان سابق و کنوني. مخاطب اين کتاب مي تواند نوجواني باشد، علاقه مند به فضا يا جواني باشد که مي خواهد درباره مسير تحصيلي يا شغلي آينده اش تصميم بگيرد، مي تواند بزرگسالي باشد که با رکود زندگي خود دست و پنجه نرم مي کند زيرا اين کتاب هم شرح مفصلي را در زمينه صنعت فضا در بردارد و هم تصوير قابل قبولي از فضاي کاري مهندسان برق، کامپيوتر، فناوري اطلاعات و دانشمندان فيزيک در اختيار قرار مي دهد و هم در قلب خود حاوي پيامي است که انصاري با پرواز خود به فضا قصد دارد به گوش جهان برساند؛ روياها هر قدر هم که دور از دسترس باشند با تلاش به حقيقت مي پيوندند.
 

درباره مولف

در ۱۸ سپتامبر ۲۰۰۶ نام انوشه انصاري به عنوان نخستين زن فضانورد بخش خصوصي در تيتر روزنامه هاي جهان ظاهر شد. او که چهارمين مسافر خصوصي فضا و نخستين فضانورد ايراني بود، نام خود را در تاريخ ثبت کرد.

انوشه انصاري در يکي از سال هاي پيش از انقلاب اسلامي ايران در مشهد چشم به جهان گشود. او در خانواده اي شريف و نيکوکار رشد کرد اما کودکي چندان خوشايندي نداشت. در سال هاي نوجواني انسجام خانواده خود را از دست داد و با مجموعه اي از تنش، فقر و احساس طردشدگي آن سال ها را پشت سر گذاشت. او در ۱۶ سالگي با کمک يکي از اقوام مقيم آمريکا در حالي که حتي نمي توانست انگليسي صحبت کند به آمريکا مهاجرت کرد. از مهاجرت با سختکوشي در تحصيل علم و کسب مقام هاي ممتاز در مدرسه و دانشگاه مراحل موفقيت را پيمود. ورود او به عرصه فناوري اطلاعات و ارتباطات بعد از اتمام تحصيل موفقيت هاي پي در پي براي وي رقم زد. از افتخارات انصاري مي توان کسب جايزه ويژه بنياد ملي زنان پيشگام در کار، جايزه کارآفريني دانشگاه جرج ميسون و جايزه دانش آموخته ممتاز و برگزيده دانشگاه جرج واشنگتن نام برد.

او در حال حاضر در سازمان هاي حامي صلح جهاني و حمايت از کودکان مشغول به فعاليت است و عقيده دارد که سرنوشت جهان به دست نسل جديد رقم مي خورد به همين دليل بايد امکانات آموزشي کافي براي همه آنها فراهم باشد، انصاري حتي در روزهاي اقامتش در ايستگاه فضايي، مشغول تهيه فيلمي آموزشي درباره قوانين فيزيک براي مدارس جهان بود. او مشاهداتش از فضاي پيرامون زمين نوشته است: «وقتي از درون ايستگاه فضايي به جهان بي‌انتها نگاه مي‌کنيد واقعاً زيباست. زمين سياره‌اي سراسر صلح به دور از جنگ و درگيري‌هاي قومي-‌نژادي و مذهبي به نظر مي‌رسد؛ سرشار از انرژي مثبت. از آنجا مي‌توانيم ببينيم که چه اندازه چيزهايي که برايشان مي‌جنگيم، بي‌اهميت و بي‌ارزش هستند. همين طور تماشاي آسمان شب بي نهايت زيباست. شما مي‌توانيد ميليون‌ها ستارهٔ درخشان ببينيد که تعدادشان آنقدر زياد است که ديگر نمي‌توانيد صور فلکي را پيدا کنيد.»
 

نقد کتاب

ترجمه در اصلي ترين زمينه ها شباهت چنداني به متن اصلي ندارد. اين برگردان ويژگي هايي دارد که باعث مي شود، آن را برگرداني ضعيف و ناشي از بي تعهدي به اصول کار ترجمه بدانيم. مهمترين نکته اي که درباره اين ترجمه جلب توجه مي کند، آن است که مترجم هر جا که عرصه را بر خود تنگ ديده از پايبندي به متن اصلي و امانتداري در کار رويگردان شده است. وي بيشتر در قسمت هايي که متن اصلي داراي کوچکترين پيچيدگي زباني مي شود يا از زبان تخصصي نجوم يا صنعت فضا بهره مي جويد از خير برگردان عبارت ها گذشته يا آن را با عبارتي دلخواه جايگزين کرده است.

دسته ديگري از اين بي تعهدي ها به متن نمي تواند به علت پيچيده يا تخصصي بودن آن باشد، بلکه به نظر مي رسد که علت آن شتاب زدگي براي عرضه هر چه زودتر کتاب به بازار باشد. در نهايت کتابي که به خواننده ارايه شده است که هيچ تصوير دقيقي از مکان هاي جديدي که انصاري به آن ها پاي گذاشته ارايه نمي کند و هيچ گزارش دقيقي از آموزه هاي فضايي او در اختيار خواننده نمي گذارد. مترجم در برگردان زمان و شناسه فعل ها در مکالمه ها يا در جمله هاي مرکب مهارت کافي را ندارد. صحبت هاي انصاري در صحنه اي که دو دوست فضانورد خود را مخاطب قرار مي دهد اينگونه ترجمه شده است: «بهترين خلبان براي پرواز سفينه هاي خصوصي، فضانوردان سابق خواهند بود و هريک از آنها مايلند مي توانند بلافاصله بعد از بازنشستگي با من تماس بگيرد.» در اين برگردان، افعال نه تنها با متن اصلي تطابق ندارد، بلکه ميان فعل ها در خود برگردان نيز همخواني وجود ندارد. آگاهي اندک مترجم از فن ترجمه وي را در برگردان اصطلاحات انگليسي به فارسي نيز دچار مشکل کرده است.

انتشارات شادان کتاب روياي من انوشه: دختر ايراني و پيشگام فضا به قلم انوشه انصاري و هومرهيکام HomerHickam را با ترجمه الگا کيايي در تابستان ۱۳۸۹، تيراژ ۴۰۰۰جلد منتشر و روانه بازار نشر کرد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar