ایرنا/ کتاب «تقریرهای رقیب دربارۀ مدرنیتۀ ایرانی: اعتراض و وفاداری» نوشته مختار نوری به وسیله انتشارات قصیده سرا در ۱۴۰۰ خورشیدی منتشر و روانه بازار نشر شده است.

جامعه ایران در شرایطی سده پانزدهم خورشیدی را آغاز می ­کند که همچنان مجادله پرشور میان سنت و مدرنیته را با خود به همراه دارد. در دوران معاصر، مجادلۀ میان سنت و مدرنیته نشان خود را بر تمام جریان ­های فرهنگی، سیاسی و ادبی ما ایرانیان کوبیده است. دلایل متعددی وجود دارد که چرا هنوز دوانگاری سنت و مدرنیته و حرکت به سمت مدرن­سازیِ ساختارهای موجود در جامعۀ ایرانی مهم است. شاید یکی از مهم‌ترین آنها عدم ‌توجه به «کرامت انسان ایرانی» باشد که در نتیجۀ سامان نیافتن این دوانگاری­ های بی­ ثمر با وضعیت مخدوش‌شده­ ای مواجه شده است. از سوی دیگر جامعه در نتیجۀ تجربۀ حکومت ­های اقتدارگرا در تاریخ معاصر، توجه خاصی به مدرنیتۀ سیاسی نشان داده و همچنین گسترش شبکه های ارتباطی و انتشار اطلاعات به لایه­ های مختلف جامعه، شهروندان ایرانی را در معرض تماس مستقیم با جوامع توسعه­ یافته قرار داده است. همۀ این امور ضرورت بازاندیشی در مدرنیته و جدال آن با سنت را برای ما ضروری می‌سازد.

باور مختار نوری نویسنده کتاب «تقریرهای رقیب دربارۀ مدرنیتۀ ایرانی: اعتراض و وفاداری» این است که مساله محوری جامعۀ ما همچنان مدرنیته و گسترش آگاهی مدرن است و نقش روشنفکران در این مساله بسیار کلیدی است. نخبگانِ خوب افرادی نیستند که فقط از آینده و پیشرفت سخن می­ گویند، بلکه به تعبیر آلن تورن، آنانی هستند که در عین سخن گفتن از آینده، آگاهانه میراث را نیز ‌جست‌وجو کرده و آن عناصری را که تطابق بیشتری با مدرنیته دارند، انتخاب می­ کنند و این‌گونه فرایند مدرنیزه کردن جامعه را نهادینه سازند. روشنفکران‌ می توانند با دستیابی به نوعی انسجام فکری درباره مدرنیته و یافتن راه ­های رهایی‌بخش و عبور از این وضعیت دشوار یاری برسانند. در نتیجۀ چنین شرایطی، بحث پیرامون منازعۀ پرشور میان سنت و مدرنیتۀ ایرانی همچنان داغ و بیش از هر گروهی، روشنفکران ایرانی را به خود مشغول ساخته و آنها جهت‌گیری­ های مختلفی از خود بروز داده‌اند.

 

معرفی کتاب

 در میان بخش ­های مختلف کتاب «تقریرهای رقیب دربارۀ مدرنیتۀ ایرانی: اعتراض و وفاداری» حاضر بر ۲ بخش مشخص تمرکز نموده و آنها را به ترتیب «جهت و روایت اعتراضی» و «جهت و روایت وفادارانه» نسبت به مدرنیتۀ غربی نامیده است. روشنفکرانی چون احمد فردید، سیدحسین نصر و رضا داوری اردکانی با رویکرد اعتراضیِ خود به انتقاد مدرنیتۀ غربی پرداخته­ اند و روشنفکرانی چون داریوش شایگانِ متأخر، عبدالکریم سروش و فرهنگ رجایی نیز ضمن داشتن رویکردی انتقادی نسبت به مدرنیته در زمرۀ وفاداران به آن شناخته شده ­اند.

موضوع حاضر که با عنوان کلی‌­تری چون «نگاه ایرانی به مدرنیته» ‌ قابل‌ بررسی است، بر مبنای چارچوبی نظری و عینی، ساخته و پرداخته شده است. رویکرد نظری آن بر مبنای اندیشه های سه فیلسوف معاصر یعنی مارتین هایدگر، کارل پوپر و چارلز تیلور ‌صورت‌بندی شده است. ترکیب آرای این متفکران برای فهم گفتمان روشنفکران ایرانی در مواجهه با مدرنیتۀ غربی کاری بدیع به شمار می رود که برای نخستین بار در ادبیات این حوزه تولید شده است.

رویکرد عینی کتاب حاضر نیز معطوف به سیر تحول تاریخی مدرنیته ­خواهی و توسعه­ خواهی معاصر، از عصر قاجار تا دورۀ جمهوری اسلامی است. این سیر تاریخی نشان می دهد که در نتیجۀ مواجهۀ ایرانیان با مدرنیتۀ غربی نوعی آشفتگی فکری در اندیشۀ روشنفکران پدیدار شده است. نتیجۀ این آشفتگی ظهور روایت ­های مختلف در مواجهه با مدرنیتۀ غربی است که به اَشکال مختلف از جمله اعتراض و وفاداری، خود را متجلی ساخته است. این آشفتگی همچنین تعادل و توازن میان مایِ ایرانی و مدرنیتۀ غربی را به‌هم ریخته و ما هنوز نتوانسته ­ایم وضعیت خود را با نظم مدرن و ابعاد مختلف آن روشن کنیم؛ به‌گونه­ ای که بیش از ۱۵۰ سال است که روشنفکران و نخبگان سیاسی ایرانی با مساله تجددخواهی مواجه ­هستند.

با عنایت به تمامی اهمیتی که مدرنیته در فرایند توسعه و کارآمدی از خود بر جای گذاشته، نویسنده کتاب سعی کرده تا با نثری ساده، ایده ­های اصلی برخی از مهم­‌ترین روشنفکران معاصر در مواجهه با مدرنیتۀ غربی را شرح دهد. اهمیت چنین بحثی آن است که خوانندۀ ایرانی به وسیله مطالب ارایه‌ شده، ضمن آشنایی با برخی از مهمترین اندیشه­­ های فکری معاصر با رویکرد دو وجهی اعتراض و وفاداری آشنا می­ شود.

برای ما ایرانیان مدرنیته و غرب در حوزه ­های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی هنوز دارای اهمیتی محوری است. شناخت «خود» همواره از راه تأمل در «دیگری» میسر بوده است؛ این دیگری برای ایرانیان معاصر مدرنیته است که تعادل جامعۀ ایران را در بیش از یک سده گذشته به ­هم زده است. بنابراین این نوع تفاسیر می­ تواند حامل برخی دستاوردها برای شناخت اوضاع و احوال خویش در حوزه توسعه باشد تا به این مهم پی ببریم که «در کجا ایستاده ­ایم» و در ادامه «به سوی کجا» باید حرکت کنیم.

یافته­ های این پژوهش می‌تواند، کلیدی جادویی برای حل مشکلات فراوانی باشد که این مساله بر وجدان انسان ایرانی وارد ساخته است. بنابراین نتایج را باید صرفاً ‌به‌عنوان روزنه­ هایی برای کشف جوانب مختلف این مسالۀ مهم تلقی کرد. نخستین نتیجه­ اینکه امروزه، دستاوردهای فکری نوینی در برابر دستاوردهای سنتی و قدیمیِ ما ایرانیان به‌وجود آمده است. این بدان معناست که نسلِ ایدئولوژیک روشنفکران ایرانی نمی توانست جز به اندیشه‌­های گذشته استناد کند؛ لیکن در دهه­ های اخیر اندوخته ­های فراوانی جمع شده که برای هر نوع آشتیِ سنت و مدرنیته مفید است. اگرچه این اندوخته­ ها آن سرمایۀ آرمانی نیست، اما می ­تواند ‌به‌عنوان نقطه شروع مناسبی برای پر کردن شکاف سنت و مدرنیته از آن بهره گرفت. دوم آنکه شناخت روشنفکران ایرانی از مدرنیتۀ غربی و دستاوردهای آن در حال گسترش است.

بررسی فضایِ گفتمان روشنفکری ایرانی نشانگر آن است که نسل جدیدی از روشنفکران ایرانی که مصادیق آن در متن مورد بحث قرار گرفته، به طرف شناختِ توأمان ضعف ­ها و قوت های مدرنیته در حال حرکت هستند. شاید یکی از دلایل اصلی این موضوع را باید ناشی از گسترش فضای ارتباطی روشنفکران در سطح جهانی و ارتباطات بین‌الاذهانی آنان با متفکران غربی و غیرغربی دانست. نباید در این نوع تحول از مدرنیته ستیزی و غرب­ ستیزیِ ایدئولوژیک به سمت شناخت از غرب به دیدۀ منفی نگریست، بلکه در مقابل، باید آن را به فال نیک گرفت.

سومین نتیجۀ بحث کتاب آن است که آن‌گونه که شرایط زمانه و قانون زندگی و معیشت بشری از ما طلب می کند، باید با فشارهای دردناک تاریخیِ ناشی از گذار به مدرنیته کنار بیاییم و با آنها سازگاری ایجاد کنیم. به تعبیر دیگر، تحمل فشار ناشی از گذار به مدرنیته بسیار مفیدتر از عبور از مدرنیته و ظهور پست­ مدرنیسم است. ایرانیان نباید منتظر ظهور وضعیت پست مدرن باشند تا این الگو بتواند راه گریزی برای آنها ایجاد کند؛ دلیل این نوع بی ­توجهی آن است که پسامدرنیسم چیزی جز افزایش مدرنیسم و تعمیق بیشترِ آن نیست. در مقابل، به جهت اهمیتی که مدرنیته برای حفظ کرامت انسانی دارد، سعی ما باید معطوف به گسترش، تعمیق و سامان دادن هر چه بیشتر این پدیده در جامعۀ ایرانی باشد.

تا زمانی که تعارض میان این ۲ تقریر رقیب پیرامون مدرنیتۀ ایرانی که به حوزه ­های سیاست‌گذاری و جدال میان نخبگان سیاسی نیز سرایت کرده به سرانجام روشنی نرسد، وضعیت توسعه و پیشرفت در جامعۀ ایرانی نیز چشم­‌انداز روشنی پیدا نخواهد کرد. در دوران معاصر از نظر مدرنیزاسیون تحولاتی را تجربه و به انجام رسانده ­ایم، اما از درک ابعاد فکری و فلسفی مدرنیته همچنان عاجز هستیم. بدیهی است که نقش روشنفکران در این مسیر افزون ­تر از دیگر نیروها اجتماعی است. امیدواری ما آن است که اهالی اندیشه نسبت به مدرنیته و ابعاد مختلف آن توجه بیشتری مبذول دارند و ‌به‌جای زبان و ذهنیت اعتراضی و مدرنیته­ ستیز، زبان و ذهنیت‌ها را امیدوارانه به سمت شکل‌گیری جامعه ­ای مدرن هدایت کنند. خوشبختانه این تحول در ذهنیت و زبان جامعۀ ایرانی آغاز شده و مایۀ خرسندی است که کتاب «تقریرهای رقیب دربارۀ مدرنیتۀ ایرانی: اعتراض و وفاداری» بتواند در این مسیر آگاهی­ بخش باشد.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar