مهر/پرستار بچه، داستانِ زندگیِ لیزا رادمن است. دختر کوچکی که در دهه ۱۹۶۰ زندگی می‌کرد و مادرش بارها او را به پرستار مهربان و جذابی به نام تونی کاستا سپرد؛ مردی دوست داشتنی و محبوب.

 کتاب «پرستار بچه؛ تابستان‌های من با یک قاتل زنجیره‌ای» اثر لیزا رادمن و جنیفر جردن و ترجمه حسین مسعودی آشتیانی، با شمارگان ۵۰۰ نسخه، ۳۴۸ صفحه و بهای ۲۱۰ هزار تومان در ابتدای تابستان امسال توسط انتشارات کراسه منتشر شد.

سیروس کشتکار، نویسنده و منتقد ادبی، یادداشتی را درباره این کتاب نوشته که در ادامه می‌آید:

کتاب «پرستار بچه» به قلم لیزا رادمن و جنیفر جردن به محض انتشار، نظرهای بسیاری را به سوی خودش جلب کرد. ناداستانی در ژانر جنایات واقعی که در اصل به بررسی زندگی قاتلی زنجیره‌ای به نام تونی کاستا می‌پردازد اما کتاب دو روایت موازی با هم دارد: روایتی خود نوشته از زندگی لیزا و روایتی مستند از سرگذشت تونی کاستا. لیزا از خاطرات کودکی‌اش می‌نویسد و در روایت دیگر فرمی گزارش‌وار از زندگی تونی از کودکی تا بزرگسالی را می‌خوانیم. این دو روایت به طرز کم نظیری به هم متصل می‌شوند و همین باعث می‌شود که پرستار بچه از کشش روایی و شخصیت سازی‌های کم نظیری بهره ببرد و با تعلیقی فوق العاده تا پایان به راه خودش ادامه بدهد. ایندیپندنت می‌نویسد: «ترکیبی شگرف و دلهره آور از خاطره و تحقیقی جنایی، شفاف و روراست در بیان حقیقت.»

پرستار بچه، داستانِ زندگیِ لیزا رادمن است. دختر کوچکی که در دهه ۱۹۶۰ زندگی می‌کرد و مادرش بارها او را به پرستار مهربان و جذابی به نام تونی کاستا سپرد. مردی دوست داشتنی و محبوب که لیزا همواره برای وقت گذرانی با او لحظه شماری می‌کرد. لیزا در روایت و یا بهتر است بگویم اعترافات شجاعانه‌اش از سویی زندگیِ تلخِ یک کودک را در جهانی بی‌رحم به تصویر می‌کشد و از طرفی تصویری منحصر به فرد و کاملاً متفاوت از یک قاتل زنجیره‌ای را به ما نشان می‌دهد. تصویری شفاف از زندگی چندگانه جنایتکاری ترسناک که محبوب دل‌های بسیاری از انسان‌های پیرامون خود نیز بود.

پرستار بچه با اولین کلماتش شما را تسخیر می‌کند. فصل‌های درخشان ابتدایی نشان می‌دهد که این اثر هیچ چیزی کم از یک رمان جنایی تمام عیار ندارد. مستندِ جناییِ غم انگیزی که نه تنها زوال یک انسان را به تصویر می‌کشد، بلکه در زیر لایه‌های خود آینه است از یکی از پرآشوب‌ترین دوران تاریخ آمریکا.

دهه ۱۹۶۰ و انسان‌هایی که زندگی‌های عجیب و تراژیکی را پشت سر گذاشتند. هیپی‌ها، دلالان مواد مخدر، پلیس‌های گیج و سرگردان و از همه مهمتر دخترهایی فراوان گمشده‌ای که هیچ کس دنبال آنها نگشت. عجیب نیست که بوک ریپورتر می‌نویسد: «این داستان فقط یک ماجرای جنایی نیست. پرستار بچه در لایه زیرین خود تحلیلی است جامعه شناسانه و روانشناسانه از دهه پرالتهاب ۱۹۶۰ ایالات متحده و آدم‌های آن دوران.»

این روزها ناداستان‌های مربوط به جنایات واقعی بسیار پرطرفدار هستند. آثاری به شدت داستان محور که بی هیچ تعارفی به سراغ حقیقت می‌روند. ترجمه کتاب پرستار بچه توسط حسین مسعودی آشتیانی و انتشار آن توسط نشر کراسه، می‌تواند شروعی خارق العاده برای معرفی این ژانر در ایران باشد. اتفاقی که می‌شود آن را به فال نیک گرفت.

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar