آخرین خبر/ این اغلب مرا شگفت‌زده می‌کرد که پوپر که قطعاً گاهی او را یک نابغه و فیلسوفی بزرگ تلقی می‌کردم، شبیه بیشتر روشنفکران نبود و بیشتر شبیه هنرمندان خلاق بود. در هنرهای خلاقانه این امری بسیار معمول است که با هنرمندی روبرو شویم که چیزی را خلق می‌کند که بیان تجربه‌ی او نیست، بلکه بیان فقدان تجربه‌ یا ضعف‌ها یا احساس نیاز اوست. یکی از مثال‌هایی که یکی از مشهورترین داستان‌های عاشقانه‌ در تاریخ همه‌ی هنرهاست اپرای تریستان و ایزولده واگنر است و پیش از آنکه واگنر شروع به کار کردن روی آن کند، نامه‌ای به لیست (نوازنده‌ی پیانو) نوشت که قرار بود پدر زن آینده‌ی او شود و در این نامه به لیست گفت: «هرگز در زندگی‌ام عشق واقعی را تجربه نکرده‌ام. بنابراین می‌خواهم کاری پدید بیاورم که کاملاً عاشقانه باشد.» به عبارت دیگر، واگنر اپرای تریستان و ایزولده را برای بیان تجربه‌ی شخصی‌اش ننوشت، نه به این خاطر که عاشق بوده، بلکه به این خاطر که عاشق نبوده. من فکر می‌کنم این ویژگی جبرانی در بسیاری از هنرها ـ در هنرهای رسانه‌ای مختلف ـ رایج است و اغلب مبهوت این بودم که این امر در مورد فلسفه‌ی پوپر هم صادق است. منظورم این است که او در نوشته‌هایش هوادار سرسخت تسامح، لیبرالیسم بود اما شخصیت فردی‌اش به‌هیچ وجه متسامح و لیبرال نبود. او در نوشته‌هایش درباره‌ی این حرف می‌زد که نقد موتور اصلی پیشرفت ـ هم در علوم و هم در سیاست ـ است اما در زندگی خصوصی‌اش پذیرش نقد برایش از تقریباً هر کس دیگری که می‌شناختم دشوارتر بود.

برگرفته از اینستاگرام nashreney

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar