فرش قرمز برای فردوسی از «کمبریج» تا «مونپلیه»

خراسان/ دکتر محمدجعفر یاحقی، استاد دانشگاه و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفت و گو با خراسان، از تجربه ها و مشاهدات عینی خود در مراکز و محافل دانشگاهی اروپا می گوید.
هر جای دنیا که میرویم سخن از شاهنامه هست و زمینه برای گفتوگو از شاهنامه فراهم است». اینها سخنان دکتر محمدجعفر یاحقی، عضو فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی و استاد دانشگاه فردوسی است که فروردین ماه امسال در سفری به اروپا در دو دانشگاه مونپلیه فرانسه و اوترخت هلند درباره شاهنامه فردوسی و ارزشهای آن سخنرانی کردهاست. غربیها به ویژه اروپاییها از سالهای دور به شاهنامه فردوسی توجه ویژه داشتهاند و تحقیقات و ترجمههای متعدد آنها از این اثر، گواه علاقهمندیشان به این حماسه ایرانی است. با دکتر یاحقی، مدیر قطب علمی فردوسی و شاهنامه درباره جایگاه شاهنامه در اروپا و فعالیتهایی که امروزه درباره این منظومه بزرگ حماسی انجام میشود، گفتوگو کردهایم.
سفری با چاشنی شاهنامه
دکتر یاحقی در ابتدا از سفرش به دو کشور فرانسه و هلند و سخنرانی درباره شاهنامه میگوید: «در سفری که در فروردین ماه به اروپا داشتم، به دانشگاه مونپلیه در جنوب فرانسه دعوت شدم و در آنجا درباره اهتمام فرانسویها به شاهنامه صحبت کردم که مورد توجه قرار گرفت. در آن سخنرانی درباره سیر مطالعاتی شاهنامه در فضای ادبی فرانسه و تأثیری که فرانسویها از شاهنامه گرفته بودند، گفتم که پرسش و پاسخهایی هم صورت گرفت. بعد هم در سفر به اوترخت هلند، در دانشگاه این شهر، صحبت از شاهنامه شد و برای محققان این دانشگاه درباره ارزشهای شاهنامه در فضای فرهنگ عمومی و هنر پردهخوانی و نقالی صحبت کردم. آنها تحقیقاتی در اینباره انجام میدهند که این مطالب برایشان مفید بود. بالاخره هرجا میرویم سخن از شاهنامه هست و زمینه برای گفتوگو از شاهنامه فراهم است».
خیابانی در پاریس به نام فردوسی
دکتر یاحقی از پیشینه توجه اروپاییها به شاهنامه فردوسی اینطور میگوید: «اولینبار انگلیسیها در هندوستان با شاهنامه آشنا شدند و شروع به ترجمه و چاپ آن کردند. اولین ترجمه شاهنامه در غرب، ترجمه انگلیسی برادران وارنر است. اما مهمترین ترجمه شاهنامه در زبانهای غربی، ترجمه ژول مول، دانشمند آلمانیالاصل فرانسوی است که هم شاهنامه را تصحیح و هم آن را ترجمه کرد. البته فرانسویها قبل از ژول مول هم به شاهنامه توجه کرده بودند و کسانی مانند ویکتور هوگو، بعضی از داستانهای شاهنامه را در آثارشان منعکس کردند. بعد از ژول مول این توجه بیشتر شد. در سال 1934 میلادی که در ایران جشن بزرگی برای فردوسی برپا شد، در فرانسه هم کارهای بزرگی شد؛ مثلاً هنرمندان فرانسوی مجسمهای از فردوسی در فرانسه ساختند و بعد به ایران منتقل کردند. در پاریس هم خیابانی به نام فردوسی نامگذاری شد که هنوز هم هست. بعدها آلمانیها به ویژه دانشمندی به نام نولدکه درباره شاهنامه تحقیقات زیادی کردند».
کار بزرگ دانشگاهیان انگلیس درباره نگارههای شاهنامه
این شاهنامهپژوه، مهمترین فعالیت اروپاییها در سالهای اخیر درباره شاهنامه را پروژه بزرگ چارلز ملویل، استاد دانشگاه کمبریج لندن میداند و میگوید: «از سال 1999 پروژهای در دانشگاه کمبریج برای مطالعات نگارهها و تصویرهای شاهنامه آغاز شد. چارلز ملویل برای این کار سایتی به نام پروژه شاهنامه راهاندازی کرد.
در این سایت همه نسخههای مصور شاهنامه از سراسر جهان جمع شد و تصاویرش در سایت قرار گرفت و روی آنها مطالعات انجام شد. شاید شاهنامه یکی از پرتصویرترین کتابهای جهان باشد. چارلز ملویل و همکارانش در کمبریج، همه نگارهها را که بیش از بیست و چند هزار نگاره است و همچنان بیشتر هم میشود، دستهبندی و برایشان شناسنامه درست کردند.
تا به حال چندین مقاله و کتاب در این باره به زبان انگلیسی منتشر شدهاست». دکتر یاحقی در ادامه از کمرنگ شدن تحقیقات درباره شاهنامه در اروپا و نبودِ حمایت از سوی ایران گله میکند: «این تحقیقات در دانشگاههای اروپا به جز دانشگاه کمبریج، کمرنگ شده و فعالیتی هم اگر انجام میشود از سر علاقه شخصی محققان است. دیگر سازمان و تشکیلاتی در آنجا نیست و ایران هم از این تحقیقات خیلی حمایت نمیکند و عملاً شاهنامهپژوهی در خیلی از جاها مسکوت و متوقف ماندهاست. در حالی که در آمریکا، برخلاف اروپا، چندین نفر هستند که ترجمههای دیگری از شاهنامه به دست دادهاند و نظریههایی دادهاند که محل بحث و نزاع و گفتوگوی شاهنامهشناسان شدهاست».

















