خراسان/ بازخوانی مفهوم«حکمت فردوسی»در گفت و گو با دکتر محمد حسن مقیسه، استاد زبان و ادب فارسی
 شاهنامه فردوسی را که ورق می‌زنیم، در هر بیت و داستان، نشانی از حکمت والای دینی و انسانی می‌یابیم. به درستی که واژه «حکیم» برازنده ابوالقاسم فردوسی توسی است؛ کسی که با سرودن شاهنامه، جانی دوباره به زبان فارسی بخشید و حماسه ملی ایرانیان را ماندگار کرد. از مهم‌ترین ویژگی‌های شاهنامه، بازتاب حکمت و اندیشه دینی در مقدمه و متن آن است؛ به طوری که رهبر انقلاب هم در جلسه با شاعران در سال 90 به این نکته اشاره کرده و گفته‌اند: «شاهنامه فردوسی پر از حکمت است. او انسانی بوده برخوردار از معارف ناب دینی». ایشان همچنین در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران‌ در اسفند 70 در این‌باره خاطر نشان کرده‌اند: «خوشبختانه ادبیات سلف ما همه‌اش در جهت ارزش‌های الهی و اسلامی است؛ از جمله همین شاهنامه... حقیقت قضیه این است که فردوسی یک حکیم است؛ تعارف که نکردیم به فردوسی، حکیم گفتیم. الان چند صد سال است که دارند به فردوسی، حکیم می‌گویند. حکمت فردوسی چیست؟ حکمت الهیِ اسلامی. شما خیال نکنید که در حکمت فردوسی، یک ذره حکمت زردشتی وجود دارد. فردوسی آن وقتی که از اسفندیار تعریف می‌کند، روی دینداری او تکیه می‌کند... فردوسی از اول با نام خدا شروع می‌کند: به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه بر نگذرد. تا آخر هم همین‌طور است. فردوسی را با این چشم نگاه کنید. فردوسی، خدای سخن است. او زبان مستحکم و استواری دارد و واقعاً پدر زبان فارسی امروز است. او دلباخته و مجذوب مفاهیم حکمت اسلامی بود. شما خیال می‌کنید که اگر در شاهنامه فردوسی چیزی برخلاف مفاهیم اسلامی وجود داشت، این‌قدر در جوامع اسلامی جا می‌افتاد؟» درخصوص اندیشه دینی فردوسی در شاهنامه و دیدگاه رهبر انقلاب درباره این اثر با دکتر محمدحسن مقیسه، استاد دانشگاه گفت‌وگو کرده‌ایم.
 
مرامنامه توحیدی فردوسی در مقدمه شاهنامه
دکتر مقیسه، حکمت دینی و توحیدباوری فردوسی در مقدمه شاهنامه را بسیار جامع توصیف می‌کند و می‌گوید: «فردوسی اثر بزرگ خود را با نام خدا شروع و از همان آغاز اعلام می‌کند بینش و روش او چیست. او در دو بیت اول چند نکته را یادآور می‌شود: به نام خداوند جان و خرد/ کزین برتر اندیشه برنگذرد/ خداوند نام و خداوند جای/ خداوند روزی ده رهنمای. نخست آن‌که نظرش را آشکار بیان می‌کند. دیگر آن‌که خداوند را برتر از همه‌چیز و همه‌کس می‌داند. چرا فردوسی روی این موضوع تکیه دارد؟ این روح خالص توحیدی است. اگر ما بدانیم خداوند برتر از همه قدرت‌های مادی است، دیگر نباید در عرض قدرت توحیدی، قدرت پادشاهی را مطرح کنیم. وقتی فردوسی در تشریح قدرت بی‌نهایت خداوند می‌گوید: خداوند نام و خداوند جای/ خداوند روزی ده رهنمای، یعنی قدرتی که در تصور هم نمی‌گنجد و هر چه هست و نیست، از آن اوست. تعریف فردوسی از توحید در همین دو بیت، تعریف جامعی است؛ به ویژه هنگامی که می‌گوید: ز نام و نشان و گمان برتر است، یا تأکید می‌کند: نیابد بدو نیز اندیشه راه/ که او برتر از نام و از جایگاه. این ابیات یکی از بهترین توحیدیه‌هایی است که در ادبیات فارسی آفریده شده و هرکدام آن‌ها نیازمند شرح‌ مبسوط است. فردوسی بعد از توحیدیه ،  سراغ یکی از آفرینش‌های برتر خداوند می‌رود که چون هدیه‌ای ارزشمند به انسان عرضه شده‌است. این هدیه از نظر او عقل و خرد آدمی است که هم در دنیا و هم در آخرت دستگیر انسان است: خرد رهنمای و خرد ره‌گشای/ خرد دست گیرد به هر دو سرای. تعریفی که فردوسی در این بخش از خرد به دست می‌دهد، کاملاً منطبق با متن اسلامی و رویه حکمی و قرآنی است اما ظرافت‌کاری فردوسی این است که این حکمت‌های متعالی را شاعرانه به ما معرفی می‌کند تا به شیرینی و روانی در دل و ذهنمان بنشیند: خرد چشم جان است چون بنگری/ تو بی چشم شادان جهان نسپری. پس از این مقدمه، فردوسی به سراغ آفرینش آسمان و دریا و کوه و چهار گوهر هستی و انسان می‌رود. نکته مهم دیگر در مقدمه شاهنامه مطالبی است که به پیامبر(ص) و حضرت علی(ع) اختصاص داده شده؛ یعنی نبوت و ولایت که به دنبال توحید، مطرح می‌شود و ساختار ذهنی باورمند فردوسی را به ما نشان می دهد. این موضوع هم در زمانه خودش بسیار مهم بوده و هم ملاکی است برای همه دوستداران و یاوران ولایت و امامت در همه زمان‌ها. فردوسی در قامت شعر مَثَلی زده از یک کشتی که علی بن ابی طالب(ع) در آن در کنار پیامبر(ص) قرار گرفته است: یکی پهن کشتی بسان عروس/ بیاراسته همچو چشم خروس/ محمد بدو اندرون با علی/ همان اهل بیت نبی و وصی. از نظر فردوسی، رستگار کسی است که به نبوت و ولایت در زیر سایه توحید معتقد باشد: اگر چشم داری به دیگر سرای/ به نزد نبی و علی گیر جای. در همین مرامنامه است که نظر و عقیده خودش را صریح بیان می‌کند: برین زادم و هم بر این بگذرم/ چنان دان که خاک پی حیدرم».

 مؤلفه‌های اسلامی در متن داستان‌های شاهنامه
این استاد دانشگاه در ادامه به توجه رهبر انقلاب به بازتاب حکمت دینی و اسلامی در متن شاهنامه اشاره می‌کند و می‌گوید: «این روزها   بعضی‌ها موضوع ایرانی‌گری را بدون در نظر گرفتن مؤلفه اسلامی ترویج و یک موضوع غیرواقعی را به جامعه تزریق می‌کنند. بعد از ورود اسلام به ایران، نمی‌توانیم مؤلفه اسلامی گری را از ادبیاتمان حذف کنیم. آن‌چه بخش بسیار مهمی از ادبیات منظوم و منثور ما را در برمی‌گیرد موضوعاتی است که از مکتب اسلام وارد ادبیات ما شده و پررنگ‌ترین آن‌ها در شاهنامه است. فردوسی در مقدمه شاهنامه به صراحت این‌ها را بیان می‌کند اما اگر داستان‌های رستم و سهراب، رستم و اسفندیار و هفت‌خان‌ها بررسی شوند، می‌بینیم مؤلفه‌های اسلامی به صورت پوشیده در آن‌ها هم هست. فردوسی در مقدمه، می‌توانسته به روشنی نظرش را بیان کند اما داستان رویه دیگری دارد و در آن‌ها هم با رویه‌های پهلوانی و جوانمردی روبه‌رو می‌شویم که برگرفته از نگاه توحید و نبوی است.»

به پیج اینستاگرامی «آخرین خبر» بپیوندید
instagram.com/akharinkhabar