ضرب المثل "کاسه داغ تر از آش" از کجا آمد؟

آخرین خبر/ استفاده از ضرب المثل، تبدیل به یک عادت در زندگی روزمره ما ایرانیها شده است و در طول روز این امکان وجود دارد که برای رویدادها، از ضربالمثل استفاده کنیم. همچنین به عنوان مثال در واکنش به صحبتهای دیگران و یا به قصد تیکه انداختن، از این واژهها استفاده کنیم. ضرب المثلها ریشه در گذشته دارند و بنا بر اتفاقها مطرح میشوند. همینطور دست بهدست چرخیده و به زمان حال رسید. اکنون ضربالمثلها در زندگی ما کاربرد فراوانی دارند.
به طور مثال قطعا برایتان پیش آمده تا درگیر یک ماجرایی شوید که اصلا به شما مرتبط نیست اما تبعات آن دامن شما را میگیرد. در این صورت از ضربالمثل «آش نخورده و دهن سوخته استفاده میکنید» یعنی وارد موضوعی شدید که هیچ ارتباطی با شما ندارد اما اتفاقهای آن به شما ضرر میزند.
همچنین ممکن فردی در موضوعی شخصی ورود کند که اصلا به او ارتباطی ندارد و اظهار نظرهای شخصی خود را ارائه میدهد. یعنی بیشتر از آنکه خودمان به فکر برطرف کردن این اتفاق باشیم، شخص دیگری دخالت میکند و همینطور نظرهای خود را میدهد. در این صورت از ضربالمثل « کاسه داغ تر از آش استفاده میکنیم» در ادامه همراه ما باشید تا با ضربالمثلها بیشتری آشنا شویم.
کاسه داغتر از آش حکایت از چیست؟
در ابتدای این گزارش به کاسه داغتر از آش اشاره کردیم اما ماجرا چه بود؟ ماجرای این کاسه آش از زمان مراسم آشپزان ناصرالدین شاه در منطقه سرخهحصار شروع شد. این مراسم با حضور شاه و خاندان و اعوان و انصارش برگزار میشد. همه امیران و مسئولان دربار برای پخت آش شله قلمکار کاری انجام میدادند. در نتیجه آش چندین آشپز داشت و شوری و بینمکی آش برای کسی اهمیت نداشت. هر کس تنها قدحی کوچک نصیبش میشد. درباریان باید کاسه خود را بعد از صرف آش با سکه و طلا پر میکردند. در نتیجه میگفتند، کاسه از آش داغتر است. به این معنا که رنج از از دست دادن سکههای با ارزش در برابر داغیاش بسیار دردناکتر بود.












