ماشین شناس/ تقابل «مرسدسبنز SLK350» در برابر «BMW Z4 28i»
بروزرسانی
جوان خودرو/ حتي اگر علاقهاي هم به خودرو نداشته باشيد، حتما حداقل يکبار اين سوال کليشهاي که آيا بنز بهتر است يا بامو به گوشتان خورده است! هر يک از اين 2 خودروساز آلماني، طرفدران متعصب و پروپاقرص خود را دارند که بحثها و جدلهاي هميشگيشان جذابيت محافل خودرويي را دوچندان ميکند. اتفاقا من و همکارم ميلاد علمي نيز از طرفداران پروپاقرص اين دو خودروساز آلماني هستيم. من شيفته محصولات مرسدسبنزم و همکارم علاقه خاصي به خودروهاي اسپرت بامو دارد. مثل ساير عشق ماشينها، ما دو نفر نيز همواره بر سر بنز و بامو با يکديگر کلکل داريم و در پايان اين بحثها، هيچ وقت به يک نتيجه قطعي نميرسيم! اما اينبار فرصتي دست داد تا اعداد و ارقام روي کاغذ را رها کنيم و در عمل پشت فرمان 2 رودستر اسپرت و به شدت جذاب قرار بگيريم. يکي از رودسترها ستارهاي در کارنامه مرسدسبنز است و ديگري از هياهوي خط توليد بامو در باوارياي آلمان بيرون آمده! فارغ از تمام بحثها و کلکلها، اين رويارويي فرصت خوبي بود تا يک طرفدار متعصب مرسدسبنز و يک طرفدار پروپاقرص بامو، سنگهايشان را با يکديگر وا بکنند و تفاوت ماهيت اين دو خودرو برايشان ملموستر شود! در ادامه گزارشي از چند ساعت رانندگي با اين دو خودرو در خيابانهاي خلوت روز جمعه تهران و تست فني شانهبهشانه آنها را ميخوانيد.
تست مرسدسبنز و BMW Z4 28i تست مرسدسبنز و BMW Z4 28i
مروري اجمالي بر گذشته SLK
در اوايل دهه ۹۰ ميلادي، مرسدسبنز براي رقابت با بهترين رودسترهاي دنيا تصميم گرفت خودرويي جديد به سبد محصولاتش اضافه کند. در سال ۱۹۹۴ بود که CONCEPT II SLK معرفي شد. SLK (KURK UND LEICHT ,SPORTLICH به معني اسپرت، سبک و کوتاه) رودستري است که هدف از ساخت آن رقابت مستقيم با بامو سري Z بود. البته تا پيش از SLK، مرسدسبنز با SL بازار کوپههاي اسپرت را در دست داشت. اما SL با ويژگيهاي لوکساش در کلاس گرندتورر جاي ميگرفت و از طرفي به خاطر قيمت بالايش، هرکسي نميتوانست از سواري با آن لذت ببرد. اما SLK با قيمتي پايينتر و ويژگيهاي لوکس محدودتر از SL، براي جوانان عاشق هيجان گزينهاي دستيافتنيتر از برادر بزرگترش به شمار ميرفت. سرانجام در سال ۱۹۹۶ نخستين نسل بنز SLK با کد اتاق 170R معرفي شد. اين رودستر کوچک روي شاسي تغييريافته بنز کلاس C عرضه شد و توليدش تا سال ۲۰۰۴ ادامه پيدا کرد. حالا ديگر مرسدسبنز رقباي بيشتري از قبل در اين کلاس پيشرو داشت. پورشه باکستر هم به جمع رقبا اضافه شده بود و بامو روزبهروز در حال توسعه کلاس Z خود بود. پس بنز براي اينکه بتواند در کورس رقابت باقي بماند، بايد تحولي عظيم در SLK به شدت محبوب ايجاد ميکرد. در سال ۲۰۰۴ دومين نسل SLK با کد اتاق 171R و با ابعاد بدنه بزرگتر، جاي مدل قبلي را گرفت تا موفقيتهايش را دوباره تکرار کند. جالب است بدانيد اين نسل از SLK آنقدر مهم و محبوب بود، که در دورهاي، نمونههاي تيونينگ آن به عنوان خودرو مارشال مسابقات فرموليک ايفاي نقش ميکردند.
برانداز ظاهر
از آنجا که علاقه خاصي به محصولات مرسدسبنز دارم و پيش از اين چند بار تجربه رانندگي با بامو 4Z را تجربه کردهام، فرصت را غنيمت شمرده و نخست به سراغ يکي از خاصترين SLKهاي موجود در کشور ميروم. در نماي ظاهري، SLK همان چيزي است که از يک مرسدسبنز اصيل انتظار داريد. اصالت فاکتوري است که به عقيده منتقدان، از طراحي ظاهري محصولات جديد مرسدسبنز پر کشيده. 171R آنقدر زيبا و هماهنگ طراحي شده که خيلي از طرفداران پروپاقرص مرسدسبنز، از جمله خودم، با پيشينهاي که از اين مدل در ذهن داشتند، نتوانستند به خوبي با ظاهر نسل آخر اين رودستر که در سال ۲۰۱۲ معرفي شد، ارتباط برقرار کنند. سقف گنبدي شکل، کاپوت بلند، گلگيرهاي ورمکرده و فرم خاص چراغهاي جلو و عقب، نخستين چيزهايي هستند که در نخستين برخورد نظر بيننده را به سوي خود جلب ميکنند. قسمت جلو و دماغه خودرو با الهام از خودروهاي فرموليک طراحي شده و برجستگي ادامه يافته از پشت ستاره سهپر مرسدسبنز تا بالاي کاپوت، ذهن را به سوي مدل SLR ميبرد.
در سال ۲۰۰۸ مرسدسبنز تصميم گرفت ظاهر SLK را دستخوش تغييراتي کند تا بتواند توليدش را تا سال ۲۰۱۰ ادامه دهد. در نمايشگاه ديترويت ۲۰۰۸، پرده از نسخه فيسليفت SLK برداشته شد. علاوه بر تغييرات اعمال شده در ظاهر اين مدل، کابين، پيشرانه و بخش فني آن نيز دستخوش تغييراتي شدند.
نمونه مورد بررسي نيز مدل ۲۰۱۰ فيسليفت و از آخرين نمونههاي توليد شده نسل دوم SLK به شمار ميرود که کارکرد بسيار پاييني دارد و بدون هيچگونه تغييري، به صورت دستنخورده و در بهترين شرايط توسط مالک خوشذوقاش نگهداري شده. در نمونه فيسليفت شاهد تغيير در فرم سپر جلو، نوع چيدمان هواکشها و مهشکنهاي جديد هستيم. آينههاي جانبي مدل قديمي نيز جاي خود را به نمونه بزرگتر مجهز به راهنماي دوخطي دادهاند. همچنين ديفيوز سپر عقب نيز دستخوش تغييراتي شده و خروجي اگزوزها به صورت ذوزنقهاي شکل در 2 طرف سپر خودنمايي ميکند. شيشه تيرهرنگ چراغهاي عقب و رينگهاي آلومينيومي جديد از ديگر ويژگيهاي ظاهري نسخه فيسليفت بهشمار ميروند. اما مورد ديگري که خودرو مورد بررسي ما را از ساير SLKهاي موجود در کشور متمايز ميکند، ويرايش خاص اين مدل است. مرسدسبنز در آخرين سالهاي توليد نسل دوم SLK، نسخهاي با نام EDITION OOKL2 را در نمايشگاه ژنو ۲۰۰۹ معرفي کرد. نسخهاي که با ترکيب رنگ سياه و سفيد شناخته ميشود (تنها دو رنگ سياه و سفيد براي بدنه اين نسخه قابل سفارش بود) و در بسياري از جزييات، تفاوتهايي با يک SLK عادي دارد. تنها ۳۰۰ عدد از اين نمونه خاص ساخته شد که نمونه مورد بررسي، تنها EDITION LOOK2 350SLK موجود در کشور است و از اين نظر ارزش بسياري دارد. از تفاوتهاي ظاهري اين مدل خاص با ساير SLKها، ميتوان به رينگهاي اسپرت ۱۸ اينچي ۵پره با طرحي متفاوت و ساختهشده از آلياژ سبکوزن که در پشت آنها ديسکهاي سوراخدار نمونه 55AMG خودنمايي ميکند، رنگ خاص BLACK GLOSSY و عبارت EDITION LOOK2 حکشده روي گلگيرهاي جلو اشاره کرد، که با ديدن آن بدون هيچ درنگي درها را باز کرديم تا ببينيم مرسدسبنز براي کابين اين رودستر خاص چه پکيج ويژهاي در نظر گرفته است.
فضايي براي 2 نفر
با نشستن روي صندليهاي اسپرت و راحت SLK، نخستين چيزي که نظرم را به خودش جلب ميکند، سادگي طراحي کنسول جلو و ادوات کابين است که در مقابل رقيب پرزرقوبرقي همچون 4Z و يا محصولات جديد مرسدسبنز، اين سادگي بيشتر خودش را نشان ميدهد. فرم کنسول جلو از خط مشي محصولات توليد شده مرسدسبنز قبل از سال ۲۰۱۰ پيروي ميکند. اما به هيچ عنوان نميتوان ايرادي به چيدمان ادوات و دکمهها گرفت، چرا که همه چيز در جاي خود است و براي عادت به محل قرارگيري هر چيز، به زمان زيادي نياز نيست. خبري از ترمز دستي برقي بامو 4Z در کابين LKS نيست و اهرم منحصربهفرد ترمز دستي در کنار شيفتر تعويض دنده با طراحي نسبتا قديمي، روي کنسول مياني خودنمايي ميکند. همچنين در اين مدل SLK خبري از ماوس و سامانه COMMAND و مانيتور بزرگ و ابزارکهاي پيچيده نيست و خلوتي کابين حس خالص سواري با يک کوپه اسپرت را تداعي ميکند. از بارزترين مشخصههاي نمونه EDITION LOOK2 داخل کابين، ميتوان به ترکيب رنگ مشکي و سفيد و کيفيت فوقالعاده متريال اشاره کرد. صندليها و پنل درها با چرم بسيار مرغوب ناپا روکش شدهاند و چندين نوع دوخت در قسمتهاي مختلف به چشم ميخورد که خبر از توجه ويژه مرسدسبنز به اين نسخه خاص ميدهد. تودوزي اين نسخه توليد محدود به کلي با SLKهاي معمولي متفاوت است و حتي روي زير پاييها نيز عبارتEDITION LOOK2 به چشم ميخورد. جلوي صندلي راننده يک کپسول آتشنشاني نصب شده و ميان پشت سري صندليها، يک بادگير شيشهاي منقش به عبارت SLK خودنمايي ميکند. همچنين اين مدل خاص به سامانه CRAF AIR نيز مجهز شده که توسط هواکشهاي قرار گرفته در پشت سري صندليها، دماي گردن و سر سرنشينان را با دماي کابين تطبيق ميدهد، تا حتي در فصول سرد نيز بتوانيد از سواري با سقف باز لذت ببريد. فرم اسپرت صندليها به خوبي بدن را داخل خود محصور کرده و از تکانهاي اضافه جلوگيري ميکند.
فضاي پا کاملا مناسب است و برخلاف ساير رودسترهاي اين کلاس از جمله بامو 4Z، هنگام بسته بودن سقف، احساس خفگي به سرنشينان دست نميدهد. همچنين با تعبيه فضاهاي مختلف داخل کابين از جمله محفظه بازشو ميان 2 صندلي و حفره داخل درها، امکان قرار دادن اشياء اضافه وجود دارد.
سواري با بنز قلدر
صندليهاي جلو به صورت برقي تنظيم ميشوند و به گرمکن نيز مجهز شدهاند، همچنين از کيفيت فوقالعاده سيستم صوتي هرمن کاردون نيز نميتوان گذشت. صندلي را تنظيم کرده و با فشردن دکمهاي، سقف فلزي را باز ميکنم تا اوج لذت سواري با يک بنز رودستر را در هواي صاف و آفتابي تهران تجربه کنم. پيشرانه ۶ سيلندر هنگام استارت خوردن، با صدايي بم نويد يک رانندگي هيجاني را ميدهد. اما حيف که از شيفترهاي تعويض دنده در پشت فرمان خبري نيست.
همانطور که اشاره شد، علاوه بر تغييرات ظاهري، مرسدسبنز بخش فني و پيشرانه نسخه فيسليفت SLK را نيز دستخوش تغييراتي کرد. نسخه فيس ليف شده اتاق 171R در 4 مدل SLK200, 300SLK, 350SLK و AMG 55SLK عرضه شد که نمونه مورد آزمايش از نوع 350SLK مجهز به پيشرانه ۶ سيلندر ۳۴۹۸ سيسي است که با کمي تغيير در نسل قبلي مرسدسبنز 350SL نيز مورد استفاده قرار گرفته و با يک نوار V شکل قرمزرنگ از ساير پيشرانههاي مرسدسبنز متمايز ميشود. اين پيشرانه عليرغم توان بيشتر، مصرف سوخت کمتري نسبت به مدل هاي قديميتر دارد و همچنان در نسل جديد SLK نيز مورد استفاده قرار گرفته است.
گيرباکس ۷ سرعته اتوماتيک را در حالت D قرار داده و شروع به حرکت ميکنم. در سالهاي توليد، گيرباکس ۵ سرعته اتوماتيک فقط روي 200 SLK نصب ميشده و خريدار حق انتخاب يک گيرباکس ۶ سرعته دستي را نيز داشته است.
با تخت کردن پدال گاز هنگام شتابگيري تاخير کوتاهي در عملکرد گيرباکس احساس ميشود که از خصوصيات گيرباکسهاي قديمي مرسدسبنز است. کارکرد پايين خودرو و شرايط نگهداري مناسب باعث شده تا مثل روزهاي اول سرحال و چابک باشد. سرانجام به خياباني صاف و خلوت رسيده و پا را تا انتها روي پدال گاز فشار ميدهم، حدود ۶ ثانيه طول ميکشد تا 350SLK به سرعت ۱۰۰ کيلومتر برسد. البته در ليست مشخصات خودرو شتاب صفر تا صد ۵.۴ ثانيه درج شده که به نظر ميرسد ارتفاع از سطح دريا و شرايط سوخت داخل کشور روي شتاب SLK تاثير گذاشته است. عليرغم باز بودن سقف و رانندگي با سرعت نسبتا بالا، کوچکترين اغتشاشي داخل کابين احساس نميشود و بدون بلند کردن صدا، ميتوان با سرنشين کناري صحبت کرد. سواري SLK نسبت به 4Z آرامش بيشتري دارد و آسفالت مخملي خيابانهاي تهران! روي راحتي سرنشينان تاثيري ندارد. البته با توجه به ماهيت اسپرت اين رودستر، تعليقاش از سدانهاي لوکس مرسدس سفتتر است اما با عبور از ناهمواريها فرمان به هيچ عنوان از دست رها نميشود.
توان پيشرانه به ۳۰۵ اسببخار در دور ۶۵۰۰ ميرسد که حدود ۳۳ اسب بيشتر از مدلهاي قبل از فيسليفت است. پيستونهاي پيشرانه نسخه فيسليفت سبکتر از قبل شده و با حالت قوسي در بالا و ضريب کمپرس ۱ به ۱۱.۷ ( قبلا ۱ به ۱۰.۷)، افزايش راندمان را براي SLK به ارمغان آورده است. همچنين استفاده از زنجيرهاي مخصوص به حرکت درآوردن ميلسوپاپها موجب خنثي شدن لرزشهاي اضافه شده است. فرمان SLK به سنگيني 4Z نيست و به سيستم STEER DIRECT و سامانه کمکي متغير مجهز شده است. اين سامانه باعث افزايش توانايي و قدرت مانور در مسيرهاي کوهستاني و مارپيچي شده است و هنگام مانورهاي ناگهاني در سرعتهاي بالا، حس خوبي به راننده منتقل ميکند. البته تعداد دور قفل تا قفل فرمان ۲۵ درصد کاهش پيدا کرده، که اين تغيير باعث شده تا در ترافيکها خوشدستتر باشد. در يک مسير مارپيچي کوهستاني شانهبهشانه بامو 4Z حرکت ميکنم. همانطور که اشاره شد، حساسيت و دقت فرمان قابل ستايش است اما در بعضي پيچها آن حس دوخته شدن به زمين که با 4Z تجربه ميشود، با SLK قابل لمس نيست و همين مورد گوشزد ميکند که در پيچها با مراعات بيشتري برانيد.
پيشرانه اتمسفريک SLK به هيچ عنوان با پيشرانههاي توربو قابل مقايسه نيست و غرش خاص خودش را دارد. در دورهاي بالا SLK جوري غرش ميکند که ديگر صدايي از 4Z به گوش نميرسد و تنها چشمهاي فرشتهاش را در آينه ميبينم و گهگاهي صداي سوت توربوهايش به گوشم ميرسد. اتمسفريک بودن پيشرانه باعث شده تا شرايط نگهدارياش آسانتر از 4Z باشد و براي روي دور افتادن، شر تاخير توربوها دامناش را نگيرد. پيشرانه 350SLK ۳۵۰ نيوتنمتر گشتاور توليد ميکند که از دور ۲۰۰۰ در اختيار راننده قرار ميگيرد. همين عامل باعث شده تا کشش عالي در سرعتهاي پايين ما را شيفته SLK کند. با SLK به همان ماهيت قلدر که هنگام رانندگي با ساير کوپههاي مرسدس حس ميشود، رسيدم. با وجود روشن بودن PES و رانندگي با وضعيت نرمال، باز هم عقب خودرو هنگام فشردن گاز در پيچهاي شديد ميل به خارج شدن از مسير دارد. ESP را خاموش کرده و حالت رانندگي SPORT را انتخاب ميکنم. فاصله تعويض دندهها کوتاه شده و گيرباکس در دور بالاتري اقدام به تعويض دنده ميکند. در اين حالت با اشارهاي به پدال گاز و چرخاندن فرمان، محور عقب ساز خودش را ميزند و تنها کمي ممارست لازم است تا لاستيکهاي گرانقيمت عقب دود شوند. اما سامانه کنترل پايداري اجازه شيطنت کنترلشدهاي به ما ميدهد و در اين حالت نيز گاهي از انحراف خودرو جلوگيري ميکند و اينطور حس ميشود که کامل از مدار خارج نشده. ترمزها هم عملکرد فوقالعادهاي دارند و هنگام کم کردن سرعت حس اطمينان به راننده ميدهند و اين مرسدس چموش را به سادگي مهار ميکنند.
350SLK حس منحصربهفردي از رانندگي با يک رودستر اسپرت را به ما هديه داد. خيلي تيز و چابک بود و در عين حال قابل اطمينان. ابعاد جمعوجور بدنه هم کنترلاش در خيابانهاي شلوغ تهران را آسان کرده است. اين مدل در سال ۲۰۱۲ جايش را به نسل سوم SLK داد. خودرويي که به خاطر واردات محدود، همچون مدل 171R در ايران مورد استقبال قرار نگرفت و ظاهر جديدش هم چندان باب ميل طرفداران دوآتشه مرسدسبنز نبود.
سابقه بچه کوسه باواريايي
بامو با طراحي و ساخت سري Z و معرفي 1Z روي پلتفرم بامو 30E در سال ۱۹۸۹، به دنياي رودسترهاي اسپرت دونفره قدم گذاشت. اما ورود نخستين نسل Z4 به بازار، به سال ۲۰۰۲ بر ميگردد. اين رودستر کوچک با کد اتاق 85E و 86E معرفي شد. عليرغم طراحي ظاهري نهچندان زيبايش، ديري نگذشت که اين خودرو اسپرت نهچندان گرانقيمت، در دل هواداران بامو جاي باز کرد. بامو نيز براي اينکه از رقبايي همچون بنز SLK و پورشه باکستر کم نياورد، نسل دوم اين رودستر محبوب (کد 89E) را با ظاهري کاملا جديد و ساختار فني بسيار عالي در نمايشگاه ۲۰۰۹ آمريکاي شمالي به نمايش گذاشت.
ويژگيهاي طراحي يکي از خاصترين باموها
طراحي ظاهري Z4 ترکيبي از بامو سري ۳ و سري ۶ نسل قبل به شمار ميرود. مردانه و جسور است و ماهيت مدرنتر و خشنتري نسبت به SLK دارد و توانسته جايزه طراحي DOTRED را به خود اختصاص دهد. نخستين نکتهاي که در طراحي ظاهرياش جلب توجه ميکند، طول بلند کاپوت و صندوق بار کوتاه و کوچک است. ترکيبي که بيننده را به ياد خودروهاي اسپرت آمريکايي مياندازد. تمام خطوط، برجستگيها و فرورفتگيهاي روي بدنه در جهت بهبود ضريب آيروديناميک و کاهش مقاومت در برابر هوا طراحي شدهاند. حجمپردازيهاي گلگيرهاي جلو و عقب ظاهري عضلاني به Z4 بخشيدهاند که استايل بدنه آنرا از ساير رودسترهاي اين کلاس متمايز ميکند. همچنين لبه در موتور تا روي چرخها کشيده شده واستفاده از يک قطعه کرومي نهچندان با کيفيت روي گلگيرهاي جلو، کمي به اصطلاح توي ذوق ميزند.
نمونه مورد بررسي ما به رنگ نارنجي EORANG VALENCIA که به عنوان يکي از محبوبترين رنگهاي Z4 به شمار ميرود، مزين شده که جذابيت چهرهاش را دو چندان ميکند. همچنين نمونه مورد بررسي مجهز به پکيج اسپرت M براي بدنه و کابين است که سپرهاي اسپرت جلو و عقب (حذف پروژکتورهاي سپر جلو و بزرگتر بودن هواکشهاي آن و ديفيوزر بزرگ کربني عقب) و رکابهاي اسپرت را شامل ميشود. رينگهاي اين Z4 با نمونه بزرگتر و مشکيرنگ تعويض شده که به خوبي با ظاهر کلي خودرو هماهنگ است. طراحي قسمت عقب نسبتا ساده است، چراغهاي عقب بيشباهت به نمونه مشابه در بامو سري ۶ نسل قبل نيستند و محل قرارگيري چراغ سوم ترمز نيز منحصربهفرد است. همچنين خروجي دوبل اگزوز در سمت چپ سپر قرار دارد و زيبايي اين قسمت را کامل ميکند.
طراحي ظاهر Z4 از سال ۲۰۰۸ تاکنون تقريبا دستنخورده باقي مانده و تنها در سال ۲۰۱۳، بامو کاسه چراغهاي جلو را دستخوش تغييراتي جزيي کرد. که اين مورد ميزان رضايت مسئولان کمپاني از طراحي Z4 را نشان ميدهد.
کابيني منحصربهفرد
وقت آن رسيده وارد کابين Z4 شوم. لوگو M روي رکابها حک شده و به سرنشينان خوشآمد ميگويد. طراحي کابين Z4 هنر دست يک خانم است، پس اين سطح از توجه به جزييات و ظرافت دکوراتيو کابين بيدليل نيست. صندليهاي Z4 باريک و گود هستند و فاصله نزديکي تا زمين دارند. همچنين به صورت برقي تنظيم ميشوند و صندلي راننده نيز به دو حافظه مجهز شده است. پشت فرمان Z4 از حس عجيبي که از فاصله کم تا داشبورد و شيشه جلو در باکستر به سرنشين دست ميدهد خبري نيست. اما هنگام بسته بودن سقف فضا جوري است که انگار داخل صندوق پست نشستهايد! همين فضاي محدود هنگام بسته بودن سقف باعث شده تا عليرغم فضاي مناسب پا، سايش سر سرنشينان قدبلند با سقف اجتنابناپذير باشد. سقف فلزي نسبتا تنبل است و حدود ۲۰ ثانيه زمان ميبرد تا کاملا باز شود. البته ميتوان تا سرعت ۳۰ کيلومتربرساعت نيز سقف را بازوبسته کرد. ترکيب رنگ کابين کاملا با رنگ بدنه هماهنگي دارد و فضايي دلنشين را براي کابين Z4 رقم زده است. شلوغي کابين در مقابل کابين ساده SLK جلب توجه ميکند و در نگاه اول کمي گيجکننده است، البته با وجود سامانه iDrive و ماوس نصب شده در کنسول مياني، کار با سامانههاي مختلف آسان شده و خيلي از تنظيمات توسط مانيتور ۸.۸ اينچي تعبيه شده در کنسول جلو قابل انجام است. همچنين تمايل مجموعه ادوات کنسول جلو به سمت راننده نيز در راحتي کار کردن با آنها بيتاثير نيست.
صندليها، داشبورد و پنل درها پوششي متشکل از چرم و جير دارند و دوختهاي ظريف نارنجي رنگ زيبايي تريم داخلي را دوچندان کرده است. قطعات فلزي براق روي کنسول جلو نيز جلوه اسپرت کابين را افزايش ميدهد. غربيلک اسپرت فرمان منقش به لوگوي M، شيفترهاي تعويض دنده پشت فرمان و صفحه کيلومترشمار نسبتا هيجانانگيز نيز نويد يک رانندگي پر از هيجان با Z4 را ميدهند.
پشت فرمان Z4
تنها چيزي که در تجربه قبلي سواري با Z4 توي ذوقم زد، صداي معمولي پيشرانه و مجموعه اگزوزها بود. موردي که براي رودستر اسپرتي همچون Z4 يک امتياز منفي به شمار ميرود. اما خوشبختانه مالک خودرو مورد بررسي، منبع اگزوز اسپرت را جايگزين منبع فابريک کرده و حالا با فشردن دکمه استارت و فشردن پدال گاز، نعره اگزوزها بلند ميشود. با روشن شدن پيشرانه مانيتور کنسول جلو نيز از جاي خود بيرون ميآيد.
ترمزدستي الکترونيکي را آزاد کرده، شيفتر گيرباکس ۸ سرعته منحصربهفرد بامو را در حالت D قرار داده و شروع به حرکت ميکنم. حتي در وضعيت D گيرباکس نيز ميتوان دندهها را توسط پدالشيفترهاي پشت فرمان تعويض کرد. همچنين با کشيدن اهرم اصلي به سمت خود، گيرباکس در وضعيت تيپترونيک قرار ميگيرد. با فشردن دکمه P روي اهرم نيز وضعيت پارک گيرباکس فعال ميشود.
ميان پشتسري صندليها يک بادگير مستطيلي نصب شده تا از اغتشاش داخل کابين هنگام حرکت جلوگيري کند. البته خبري از سامانه ايرکراف مرسدسبنز، در Z4 نيست. چيزي که توجه سرنشينان را هنگام سواري با Z4 به خود جلب ميکند، وضعيت قرارگيري منحصربهفرد، فاصله نزديک تا زمين و سواري خشک و پرتکان است. همچنين طول بلند کاپوت و فاصله زياد دماغه خودرو با محل قرارگيري سرنشينان نيز جالب توجه است. حالت رانندگي در 3 وضعيت کامفورت، اسپرت و اسپرتپلاس تنظيم ميشود. حساسيت پدال گاز، نحوه تعويض دندهها و عملکرد سيستم تعليق در هر يک از اين حالتها با يکديگر متفاوت است. البته حتي در حالت کامفورت نيز تکانهاي مسير به خوبي داخل کابين حس ميشوند. مرکز ثقل پايين باعث شده تا چسبندگي Z4 عالي باشد و مسير پرپيچوخم تستمان را در آغوش بکشد! در حالت کامفورت و با روشن بودن سامانه کنترل پايداري، انحراف پشت خودرو محال است. در اين حالت حساسيت پدال گاز کم است، تعويض دندهها در دورهاي پايين انجام ميشود و فرمان نيز حساسيت کمتري دارد. اين حالت يک سواري نسبتا آرامشبخش با مصرف سوخت پايين را برايتان به ارمغان ميآورد. فرمان Z4 نسبت به SLK سنگينتر است و اين مساله در حالت کامفورت بيشتر خودش را نشان ميدهد.
i28 Z4 يک پيشرانه ۴ سيلندر ۲ ليتري توربو دوقلو را در دل خود جاي داده است. اين پيشرانه با کد 20B20N شناخته ميشود و نسبت تراکم آن ۱۰ به ۱ است. همين مورد باعث شده تا پيشرانه با بنزين سوپر داخل کشور مشکلي نداشته باشد. اما بهخاطر استفاده از سيستم پرخوران و حرارت بالاي پيشرانه، براي محافظت از توربوها بايد روغن موتور را سر موقع عوض کنيد.
حالا وقت آن رسيده تا Z4 را روي حالت اسپرتپلاس قرار دهم. قبل از هرچيز بايد بگويم، اگر در رانندگي ماهر نيستيد، در حالت اسپرتپلاس به هيچ عنوان با پدال گاز Z4 شوخي نکنيد! حالا در حالت اسپرتپلاس نعرههاي اگزوزهاي اين ببر وحشي رنگوبوي ديگري به خود ميگيرد. زير پايم افسار پيشرانهاي قرار دارد که با دو توربوشارژر با بوست بالا، قادر است ۲۴۵ اسببخار قدرت توليد کند. البته روي کاغد، قدرت Z4 از 350SLK به مراتب کمتر است، اما سيستم توربو مانند يک دوپينگ روي موتور هنگام شتابگيري عمل ميکند! با تخت کردن پدال گاز بلند شدن دماغه خودرو را کاملا حس ميکنم. طبق ادعاي کمپاني شتاب صفرتاصد Z4 عدد ۵.۸ ثانيه را نشان ميدهد. هر چه که هست، Z4 در شتابگيري آينهبهآينه بنز ۳.۵ ليتري حرکت ميکند. يکي از دلايل اين شتاب مناسب عليرغم حجم و قدرت کمتر موتور نسبت به SLK، گشتاور ۳۵۰ نيوتنمتري است که از دور ۱۲۵۰ در اختيار راننده قرار ميگيرد. همچنين اندازه توربوها کوچک است و به همين دليل تاخير اوليه براي روي دور افتادنشان زياد نيست.
در حالت اسپرت پلاس ESP غيرفعال ميشود و با اشارهاي به پدال گاز در پيچها به يک چشمبههمزدن قسمت عقب منحرف ميشود و دود لاستيکها در آينههاي جانبي قابلمشاهده است. اما همچون مرسدس، در بعضي موارد به اين نتيجه ميرسم که سامانه کنترل پايداري کاملا از مدار خارج نشده و حتي در حالت غيرفعال نيز در مواردي ايفاي نقش ميکند.
در حالت اسپرت فاصله بين دندهها کم ميشود. عملکرد عالي گيرباکس ۸ سرعته استپترونيک SDRIVE جاي هيچ گلهاي باقي نميگذارد. اما نکته جالب اينجاست که تعويض دندهها توسط شيفتر مياني سريعتر از پدالهاي پشت فرمان انجام ميشود! تعداد دندههاي Z4 از SLK بيشتر است و همين مورد باعث شده تا قدرتاش را بهتر حفظ کند. همچنين خبري از کاهش دور موتور در تعويض دندهها نيست و گشتاور به هيچ عنوان هدر نميرود. توربوشارژرها در دور ۳۰۰۰ به ماکزيمم بوست خود ميرسند و صداي BLOW OF VOLVE توربوها هنگام تعويض دنده با صداي قلقل منبع اگزوز اسپرت مخلوط ميشود. در وضعيت رانندگي اسپرت و در حالت سر گاز، اگر نياز به يک شتابگيري ناگهاني باشد، بنا به تشخيص گيرباکس ميتوان دو دنده معکوس داد که البته دنده سنگينتر خيلي زود از مدار خارج ميشود. شايدZ4 در دورهاي بالاتر از 350SLK جا بماند و يا فرماناش حساسيت فرمان SLK رانداشته باشد، اما حس رانندگي با آن معرکه است و بههيچعنوان راننده را خسته نميکند. تنها در خيابانهاي شلوغ، ابعاد خاص و مهمتر از همه طول زياد کاپوتاش، دقت بيشتري را از SLK جمعوجور طلب ميکند. ترمزهاي Z4 در مجموع عملکرد مناسبي دارند اما در سرعتهاي بالا کمي احساس عدماطمينان به راننده ميدهند.
در انتها…
به پايان اين تست فني چند ساعته ميرسيم. من و همکارم پس از تجربه رانندگي با هر دو اين رودسترهاي جذاب و دوستداشتني، هنوز هم نميتوانيم با اطمينان کامل بگوييم که بنز 350SLK بهتر است يا بامو 4Z! به قول معروف «هر گلي، بويي دارد» و هريک از اين رودسترها، ويژگيهاي خاص خود را دارند. اما اگر از سن بيشتر SLK صرف نظر کنيم و نخواهيم راجع به مسائل سليقهاي نظر دهيم و تنها حسمان از رانندگي با اين 2 خودرو را ارزيابي کنيم، بايد بگوييم که گل 350SLK نسبت به Z4 28iخوشبوتر است!