ايران جيب/ اگر ناصرالدين شاه نخستين کسي بود که خودرو را به ايران آورد يا موسيو اولين کسي بود که در ايران رانندگي کرد، نام صنعت اتومبيل هم با نام برادران خيامي گره خورده است. بر اين مبنا اگر دهه ۴۰ خورشيدي را زمان آغاز نخستين گامها در ايران براي توليد خودرو دانست، دهه ۷۰ خورشيدي را هم بايد آغاز حرکت دوباره صنعت خودرو پس از جنگ دانست که با کاهش سايه سياست بر فراز اقتصاد به تجار فرصت داده شد فعاليتهاي خود را با جهان خارج از نو آغاز کنند.
اتمام جنگ تحميلي و شروع دهه ۷۰ خورشيدي براي بسياري از ايرانيها به منزله سرآغازي جديد براي زيستن در جهاني جديد بود. بعد از دو تجربه نسبتا تلخ در انقلاب و جنگ تحميلي، برنامههاي سازندگي اکبر هاشمي رفسنجاني موجي از اميد را به کشور تزريق کرد؛ موجي که خيلي زود با اشتباهات سياستي تيم اقتصادي او فرو نشست، اما ثمراتش را هم به اقتصاد ايران تزريق کرد. اين دهه که در ادبيات اقتصادي ايران با برنامه تعديل ساختاري به ياد آورده ميشود، در بررسيهاي دقيقتر تجاري-صنعتي با شرکتها و برندهايي شناخته ميشود که پس از ۱۵ سال دوباره در ايران حضور يافتند.
نخستين قرارداد بزرگ و واقعي صنعت خودرو ايران پس از جنگ در همين عصر شکوفا شد و پرايد؛ ثمره تعامل سايپا با کيا در همين عصر است. از خاصترين محصولاتي که به صورت وارداتي در اين دهه پاي به بازار ايران گذاشتند ميتوان به لکسوس الاس به عنوان اتومبيلي نو ظهور ياد کرد که تنها به تعداد چهار دستگاه وارد ايران شد. تعدادي شورولت کاپريس تخم مرغي و نيز چندين دستگاه آئودي، مازراتي و پورشه هم در اين دوره ميهمان خيابانهاي کشور شدند. اين ۱۲ اتومبيل، اما نمادهاي طبقه متوسط ايراني در دهه ۷۰ خورشيدي بودند که به صورت توليدي يا وارداتي، در بازار حضور داشته و خاطره خودروهاي مونتاژي آمريکايي را کم کم از اذهان خريداران ايراني پاک کردند. ببينيم ۱۲ دلاور بنزيني جادههاي ايران در عصر تعديل ساختاري کدام مدلها هستند.
پژو ۴۰۵ مدل ۱۳۷۰
خودرو سال ۱۹۸۸ اروپا که با سرمايه گذاري فرانسويها به بازار ايران پاي گذاشت و تا سه دهه بعد به تعداد سه ميليون دستگاه از آن ساخته شد. اين خودرو که زمينه تبديل ايران به يک سازنده نسبتا مستقل خودرو را فراهم کرد، هسته اوليه توليد محصولاتي نظير سمند، پژو پارس و دنا بود و امروزه يکي از نمادهاي صنعت خودرو کشور به حساب ميآيد. اين خودرو که نخستين بار سال ۱۳۶۸ به خط توليد ايران خودرو آمد، در طول دوره حيات در ايران با اقسامي از موتورهاي ۱۶۰۰، ۱۸۰۰ و ۲۰۰۰ سي سي توليد شد.
پرايد مدل ۱۳۷۴
بارها درباره داستان پرايد براي نان نوشته ايم. ميدانيد که اين خودرو اساسا توسط فورد طراحي شد و شکست خورد، بعد مزدا که زيرمجموعه فورد بود آن را مونتاژ کرد و توفيقي نيافت. کيا هم بعدتر با کمک مزدا آن را در کره روي خط توليد برد و از آن خير نديد. به محض عرضه کيا پرايد در ايران در سال ۱۳۷۴، اما اين خودرو توانست مفهوم ماشين کرهاي را با سواري نرم، مصرف اندک، استهلاک پايين و امکانات مناسب در بازار کشور جا بيندازد و تا ۳۳ سال بعد همچنان حرف اول را در بازار کشور بزند.
دوو سي يلو مدل ۱۳۷۵
نخستين خودرو مونتاژي توسط کرمان موتور که هنوز هم خاطره خويش در ياد بسياري از خريداران مانده است. سدان کوچک کرهاي که طرحي مدرن و جذاب در اتاق و بدنه داشت، از ابتداي سال ۱۳۷۵ وارد خط توليد شد و در زماني کوتاه، به رقيبي براي پژو ۴۰۵ تبديل شد. امکانات خودرو مثل سيستم تهويه، سيستم پخش CD خور، شيشه بالابر برقي چهار در، گرمکن شيشه عقب در کنار مصرف اندک سوخت و استهلاک پايين، سي يلو را سريعا به يکي از اولين خودروهاي موفق کرهاي بازار ايراني تبديل کرد.
رنو ۲۱ مدل ۱۳۷۱
حاضل نه چندان دلچسب اولين قرارداد بزرگ ايران با شرکت فرانسوي رنو همين سدان سري ۲۱ است که به رغم ويژگيهاي بسيار خوبي که داشت هرگز نتوانست در برابر پژو ۴۰۵ مقاومت کند و خيلي زود قافيه را به هموطنانش باخت. رنو ۲۱ که اغلب ايرانيها آن را با تاکسيهاي سفيدرنگ درون شهري به ياد دارند، به واسطه امکانات بسيار ضعيف و سواري خشکي که داشت از سال ۷۰ تا ۷۴ مونتاژ شد و بعد از يک دوره قطع همکاري بين رنو و سايپا، براي هميشه خط توليد را ترک گفت.
دوو ريسر ۱۹۹۰
نمونه قديميتر دووسي يلو که اصالتا يک پونتياک آمريکايي محقر بود و به شکل وارداتي در دو سري ليفت يک و سدان وارد بازار ايران شد. اين خودرو که امکان اندکي در مقايسه با مدلهاي وارداتي هم رده داشت، از شاسي و پلتفرم سري T. جنرال موتورز سود برده و به موتور چهار سيلندر، هشت سوپاپ و ۷۵ اسبي جنرال موتورز مجهز بود که در کنار يک جعبه دنده دستي، سواري عادي و بي دردسري را عايد سرنشينان ميکرد. ريسر در دهه ۷۰ خودرويي پايينتر از ميتسوبيشي گالانت و هوندا سيويک به حساب ميآمد.
ميتسوبيشي گالانت ۱۹۹۱
گالانت در زبان انگليسي معني دلير ميدهد؛ واژهاي که از هر جهت برازنده اين سدان ژاپني است. مدلهاي سوپرسالن سري ۹۰ گالانت هنوز هم در بازار ايران خريدار دارند چرا که سواري خوب، ديد مناسب، اتاق بزرگ و استهلاک پاييني داشته و در مقايسه با محصولات هم رده ساخت اوپل يا فولکس، قيمت کمتري داشتند. گالانت مدل ۱۳۷۰ که در فرم بدنه شباهتهايي به هوندا آکورد هم داشت، اغلب در نمونههاي فيس ليفت کانادا به ايران وارد شده و از موتور دو ليتري کاربراتوري با قدرت ۱۳۶ اسب بخار سود ميبرد.
اوپل کورسا ۱۹۹۴
يک هاچ بک خوش ساخت و جوان پسند آلماني که توانست در مدت کوتاهي به ترند بازار ايران تبديل شود. اين خودرو که به غير از فيلم ليلا اثر داريوش مهرجويي، يکي از اتومبيلهاي نمادين دهه ۷۰ خورشيدي است، از اوايل اين دهه در کنار برادرانش وکترا و آسترا به بازار ايران راه يافت. کورسا که يک نوع موتور چهار سيلندر ۱۲۰۰ سي سي با دو سطح قدرت ۴۵ و ۶۰ اسب بخاري داشت، تنها در دوسال ۷۳ و ۷۴ در ايران عرضه شد. برخي مالکان کورسا ادعا ميکنند با اين خودرو بيش از يک ميليون کيلومتر سفر رفته اند!
تويوتا لندکروزر ۹۰
تب ورود شاسي بلند آفرودر و قدرتمند ژاپني به ايران گرچه با مونتاژ نيسان پاترول در سال ۱۳۶۴ پا گرفت، اما با واردات گسترده تويوتا لندکروزر ۱۹۹۰ به ايران فراگير شد. اين شاسي بلند که در نسل سوم خود توانسته بود از هويت خشن قبلي کمي فاصله بگيرد، در مقايسه با پاترول اتومبيل راحت تر، اشرافيتر و البته نرم تري بود و با کيفيت بالايي که در ساختش به کار رفته، دليل اصلي اعتماد امروز مشتريان به برند تويوتا است. اين شاسي بلند از سال ۷۱ وارد بازار ايران شد و هنوز هم طرفدار دارد.
دوو اسپرو
سوناتاي اواسط دهه ۷۰ همين دوو اسپرو بود که با مونتاژ در کرمان موتور بسياري از خريداران سنتي محصولات ژاپني را به سمت خود کشاند. اسپرو ۹۷ با چراغهاي يکپارچه عقب، باله بزرگ روي صندوق، رينگ و لاستيک اسپورت، پوزه تيز و خشن و البته اتاقي جادار در کسري از زمان توانست خود را به نماد اتومبيلهاي شرقي اسپورت لوکس در ايران تبديل کند. اسپرو تا همين سالها هم بين دوستدارانش خريد و فروش ميشد. البته برخلاف اين ظاهر خشن، اسپرو از موتوري نسبتا ضعيف با توان ۱۱۵ اسب بخار سود ميبرد که نقطه ضعفش هم بود.
هوندا آکورد مدل ۱۹۹۳
به نوعي رقيب مستقيم ميتسوبيشي لنسر ۹۳ به حساب ميآمد، اما لوکستر و گرانتر و کميابتر بود. آکورد ۹۴ که ماشين طبقات متوسط رو به بالا بود، معادل تويوتا کريسيدا خودرو پليس در همين دهه بود و به واسطه قيمت بسيار بالا کمتر خريداري به سراغش ميرفت. آکوردهاي وارداتي دهه ۷۰ به يک موتور چهار سيلندر بنزيني مجهز بودند گرچه انواع ۱۹۹۶ اين خودرو با موتور شش سيلند هم وارد کشور شد. آکوردهاي وارداتي البته يک سري سفارشي هم داشت که با عنوان سري ۹۶ از امکانات بيشتر و طراحي بهتري برخوردار بود.
فولکس واگن MK۲ مدل ۱۹۹۰
درست مثل همين ايام که نسل هفتم گلف در گونه GTI به اتومبيل جوانان بسيار متمول تبديل شده، گلف نسل دوم هم در دهه ۷۰ خورشيدي اتومبيل ثروتمندان بود و به تعداد اندکي وارد کشور شد. اين خودرو که در انواع مختلفي با موتورهاي چهار سيلندر ۱۴۰۰ تا ۲۰۰۰ سي سي وارد کشور شد در برخي نمونهها از سيستم چهارچرخ محرک سود برده و به داشتن لذت بالاي رانندگي مشهور بودند. گلف نسل دوم که در فاصله سالهاي ۶۹ تا ۷۱ به همراه ون ترانسپورتر به ايران وارد شد، هم اکنون مورد علاقه رانندگان وطني مسابقات سرعت است.
الدزمبيل کوتلاس مدل ۱۹۹۳
تنها آمريکايي اين دهه که به شکلي عجيب به بازار ايران راه يافت و توانست در بالاترين سطح قيمتي از بازار ايران به مقدار ناچيزي فروش داشته باشد. طبق شنيدههاي هفت صبح از فعالان بازار خودرو، اغلب کوتلاسهاي وارداتي به کشور از کويت وارد ايران شده و بعضا هم اتومبيلهاي قاچاقي هستند. کوتلاس که يک موتور ۳۱۰۰ سي سي قدرتمند و شش سيلندر دارد، علاوه بر جعبه دنده چهار سرعته اتوماتيک از سيستم ايمني پيشرفتهاي هم سود برده و به سواري نرم و بي صدا در جاده مشهور است.
بازار